خلاصه پرونده قضایی:
محمدرضا پورشجری، ۵۲ ساله، بلاگر (با نام سیامک مهر)، در تاریخ ۲۳ شهریور ۱۳۸۹ دستگیر و به بند تحت کنترل سپاه در زندان رجایی شهر منتقل شده است. دخترش، میترا پورشجری به “عدالت برای ایران” گفت، پدرش قبل از شرکت در دادگاه به مدت هفت ماه در زندان انفرادی بوده است. دادگاهی که بدون حضور وکیل و با چشم بند در آن شرکت کرده است. میترا میگوید: “جز پدرم و قاضی کسی در محل دادگاه حضور نداشته است”. آقای پورشجری به جرم “توهین به مقام معظم رهبری [آیت الله علی خامنهای]” و “اقدام علیه امنیت ملی” در کل به سه سال زندان محکوم شد، این حکم تا شش ماه پس از صدور به او ابلاغ نشد.
در ۳۰ آذر ۱۳۹۰، غلام سرابی قاضی شعبه ۱۰۹ دادگاه عمومی و انقلاب کرج، آقای پورشجری را به یکسال حبس دیگر به جرم “توهین به امامان و پیامبر” محکوم کرد. غیر از قاضی، آقای پورشجری و یک سرباز کس دیگری در این دادگاه حضور نداشت.
آقای پورشجری در هیچیک از مراحل دادرسی وکیل نداشته است. گفته میشود، قاضی غلام سرابی از حق قانونی آقای پورشجری در داشتن نماینده قانونی جلوگیری کرده است.
زندگی او در خطر است
پس از گذراندن یکسال حبس در زندان رجایی شهر، آقای پورشجری از بیماریهای متعددی رنج میبرد و به مراقبت پزشکی نیاز دارد. مقامات زندان بجای فراهم کردن امکانات درمان، او را به محل نگهداری فعلیاش، زندان قزل حصار کرج منتقل کردهاند. گزارشات سال گذشته حاکی از این است که او با زندانیانی که مبتلا به بیماری بوده یا مرتکب قتل شده اند، یکجا نگهداری میشود. به گفته منابع موثق، آقای پورشجری بیم این دارد که روزی به دست یکی از همبندیهایش کشته شود. او تنها زندانی سیاسی قزل حصار است.
علیرغم وخامت وضع جسمی آقای پورشجری و نیاز فوری او به امکانات درمانی مناسب، منابع مطلع گفتهاند قاضی غلام سرابی، درخواست “عدم تحمل کیفر” او را رد کرده است.
آقای پورشجری در نامهای از داخل زندان نوشته است: اگر من در زندان بمیرم، علی خامنهای مسئول مستقیم آن خواهد بود، چرا که من به جرم “توهین به او” زندانی شدهام.
نیاز فوری به مراقبت پزشکی
میترا پورشجری میگوید، پدرش بعد از گذراندن نیمی از دوران حبس خود درخواست مرخصی درمانی داده که از سوی قاضی غلام سرابی رد شده است. قاضی سرابی ادعا کرده پرونده قضایی آقای پورشجری هنوز مفتوح است و به همین دلیل، درخواست مرخصی درمانی او رد شده است. طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران، زندانیانی که پرونده قضایی مفتوح دارند حق استفاده از مرخصی ندارند.
در پاییز ۱۳۹۱، آقای پورشجری در زندان سکته قلبی کرد. میترا پورشجری، میگوید پزشک زندان تایید کرده است که عروق پدرش بسته شده است و به عمل باز قلب نیاز دارد. او میگوید مقامات زندان وخامت وضعیت پدر او را نادیده گرفتهاند و صرفا به دادن پنج روز مرخصی درمانی ،آنهم پس از سپردن وثیقه، اکتفا کردهاند.
آقای پورشجری این مرخصی را نپذیرفت و گفت مسئولین زندان باید به او ضمانت دهند پس از عمل جراحی او را مجبور به بازگشت به زندان نخواهند کرد.میترا پورشجری میگوید، پدرش میدانسته که پنج روز مرخصی درمانی برای چنین عمل جراحی پرخطری کافی نیست و او به استراحت و مراقب درمانی مناسب نیاز دارد.
در حال حاضر مسئولان زندان انجام آزمایشهای منظم قلب آقای پورشجری و داروهای تجویز شده به او را قطع کردهاند.
بازجویی و تهدید دختر
دختر آقای پورشجری به خاطر تلاش برای جلب توجه فعالان حقوق بشر و رسانهها نسبت به وضعیت پدرش، بارها مورد بازجویی و تهدید قرار گرفته است. او میگوید، اتومبیل او را از پارکینگ دانشگاهش دزدیدهاند و بعد هم مقامات ایرانی تهدیدش کرده اند که :”میتوانیم خودت را هم همینطور سربه نیست کنیم، ما میدانیم کجا زندگی میکنی.”
بنا به خواسته آقای پورشجری، میترا در حال حاضر از ایران خارج شده است. او درحال ادامه تحصیلاتش در خارج از ایران است و “عدالت برای ایران” هم میکوشد او را در دنبال کردن پرونده پدرش از طریق سازمان ملل کمک کند.
جامعه بین المللی وارد عمل شود
“عدالت برای ایران” نسبت به وضعیت سلامت آقای محمد رضا پورشجری نگران است و از جامعه بین المللی میخواهد برای آزادی فوری و بیقید و شرط او از زندان تلاش کند. “عدالت برای ایران” به سازمانهای مدافع حقوق بشر هشدار میدهد که پرونده مفتوح قضایی برای آقای پورشجری میتواند به معنای تصمیم مقامات ایرانی در افزایش و سنگین کردن مجازات حبس او باشد. موازین دادرسی عادلانه و آزادی بیان، براساس تعهدات بینالمللی جمهوری اسلامی، در این پرونده نقض شده است. “عدالت برای ایران” از جامعه بین المللی میخواهد، قاضی غلام سرابی را برای شرایط سلامت و تندرستی آقای پورشجری مسئول و پاسخگو بشناسد.





