قرار نهایی بازپرس دادسرای نظامی در رابطه با پرونده کهریزک

 

  به تاریخ ۵/٩/٨٨ پرونده کلاسه ۵٨٧٨/٨٨ در وقت فوق العاده تحت نظر است و با استعانت از خداوند متعال، ختم تحقیقات را اعلام و به شرح ذیل، قرار نهایی صادر می گردد:
k1

 

 

 

 

دادستان محترم نظامی تهران

الف) مشخصات متهمین:

۱. سرتیپ احمدرضا رادان فرزند محمدعلی، متولد ۱۳۴۲، ش‌ش ۶۱۶۱۵، صادره از اصفهان، جانشین فرماندهی نیروی انتظامی، شیعه، ایرانی، باسواد، فاقد سابقه کیفری، متاهل، بلاقید آزاد، متهم است به:

۱) بی‌مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی منجر به فوت سه نفر (روح‌الامینی، جوادی‌فر و کامرانی)

۲. سرتیپ عزیزالله رجب‌زاده فرزند سلمان، متولد ۱۳۳۵، ش‌ش ۱۰۱۵، متولد تهران، فرمانده انتظامی تهران بزرگ، شیعه، ایرانی، باسواد، استخدامی ۱۳۵۷، فاقد سابقه کیفری، متاهل، آزاد به قید التزام، متهم است به:

 

۱) آمریت در گزارش خلاف واقع

۲) بی‌مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی منجر به فوت سه نفر (روح‌الامینی، جوادی‌فر و کامرانی)

۳) کتمان حقیقت

۴) فراهم نمودن موجبات ایجاد جو بدبینی به ناجا
۳. سرهنگ روانبخش فلاح فرزند بهرام، متولد ۱۳۴۲، ش‌ش ۸۹، صادره از رودبار، شیعه، باسواد، رئیس بازرسی فاتب، استخدامی سال ۱۳۶۰، ساکن تهران، فاقد سابقه کیفری، متاهل، بازداشت به علت قرار بازداشت موقت از تاریخ ٢٣/۶/٨٨ متهم است به:

۱) مشارکت در گزارش خلاف واقع

۲) بی‌مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی منجر به فوت سه نفر (روح‌الامینی، جوادی‌فر و کامرانی)

۳) محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی موضوع ماده واحده قانون احترام به آزادی‌های مشروع

 

۴. سرهنگ محمدعامریان فرزند رحیم، متولد ۱۳۴۴، ش‌ش ۲۳۲، صادره از شاهرود، شیعه، ایرانی، باسواد، رئیس اداره عملیات بازرسی فاتب، ساکن تهران، فاقد سابقه کیفری، متاهل، بازداشت از تاریخ ۲۳/۶/٨٨ تا ٣٠/٨/٨٨ به علت قرار بازداشت موقت و از تاریخ ٣٠/٨/٨٨ به علت بیماری به قید تودیع وثیقه آزاد گردیده است، متهم است به:

۱) بی‌مبلاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی منجر به فوت سه نفر (روح‌الامینی، جوادی‌فر و کامرانی)

۲) فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا

۳) محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی موضوع ماده واحده قانون احترام به آزادی‌های مشروع

۴) آمریت در ایراد ضرب و جرج

۵) کتمان حقیقت

۶) مشارکت در گزارش خلاف واقع
۵. سرهنگ دوم فرج کمیجانی، فرزند حسین، متولد ۱۳۴۱، شماره شناسنامه ۲۶۸۴، صادره از کمیجان، شیعه، جمعی ناجا، باسواد، متاهل، فاقد سابقه کیفری، ساکن تهران، بازداشت از تاریخ ٢۵/۵/٨٨ به علت قرار بازداشت موقت، متهم به:

۱) آمریت در ضرب و جرح شکات ۲) آمریت در ایراد ضرب و جرح منجر به قتل عمدی روح‌الامینی، جوادی‌فر و کامرانی ۳) محروم کردن زندانیان از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی موضوع ماده واحده قانون احترام به آزادی‌های مشروع ۴) مشارکت در گزارش خلاف واقع ۵) فراهم کردن موجبات جو بدبینی نسبت به ناجا

 

۶. سروان نعمت‌الله اقطایی فرزند طاهر، متولد ۱۳۴۲، ش‌ش ۲۳۵۰۲، صادره از بجنورد، شیعه، ایرانی، باسواد، ساکن تهران، جمعی بازرسی فاتب، فاقد سابقه کیفری، متاهل، آزاد به قید معرفی کفیل، متهم است به:

۱) آمریت در ایراد ضرب و مباشرت در ایراد ضرب ۲) فحاشی نسبت به شکات ۳) فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا

 

٧. ستوان یکم حسین وسطی فرزند رضا، متولد ۱۳۵۲، ش‌ش ۵۱۴، صادره از نور، شیعه، ایرانی، باسواد، ساکن شهرستان نور، جمعی بازداشتگاه کهریزک، متاهل، فاقد سابقه کیفری، آزاد به قید معرفی کفیل، متهم است به:

۱) آمریت در ایراد ضرب و مباشرت در ایراد ضرب ۲) فحاشی نسبت به شکات ۳) فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا ۴) محروم کردن شکات از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی موضوع ماده واحده قانون احترام به آزادی‌های مشروع ۵) شروع به قتل

 

٨. ستوان‌سوم سید کاظم گنج‌بخش فرزند سیدعلی، متولد ۱۳۵۶، ش‌ش ۶۵۵، صادره از گناباد، شیعه، ایران، باسواد، متاهل، دارای سابقه کیفری، جمعی بازداشتگاه کهریزک، بازداشت از تاریخ ۱۱/۶/٨٨ به علت قرار بازداشت موقت، متهم است به:

۱) ایراد ضرب و جرح شکات ۲) محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی موضوع ماده قانون احترام به آزادی‌های مشروع ۳) فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا ۴) اهانت به شکات

 

٩. استوار محمد خمیس‌‌آبادی فرزند عبدالله، متولد ۱۳۵۱، شماره شناسنامه ۵، صادره از کنگاور، شیعه، جمعی از بازداشتگاه کهریزک، باسواد، متاهل، فاقد سابقه کیفری، ساکن تهران، بازداشت از تاریخ ٢۵/۵/٨٨ به علت قرار بازداشت موقت، متهم است به:

۱) ایراد ضرب و جرح منجر به قتل عمدی روح‌الامینی، جوادی‌فر و کامرانی ۳) محروم کردن آنان از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی موضوع ماده واحده قانون احترام به آزادی‌های مشروع ۴) اهانت به شکات ۵) فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا

 

۱۰. استوار ابراهیم محمدیان فرزند سیف‌الله، متولد ۱۳۶۲، ش‌ش ۲، صادره از نطنز، شیعه، ایرانی، باسواد، جمعی بازداشتگاه کهریزک، فاقد سابقه کیفری، متاهل، ساکن تهران،‌بازداشت از تاریخ ٢۵/۵/٨٨ به علت قرار بازداشت موقت، متهم است به:

۱) ایراد ضرب و جرح شکات ۲) مشارکت در ضرب و جرح منجر به قتل عمدی روح‌الامینی، جوادی‌فر و کامرانی ۳) محروم کردن آنان از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم

رعایت حقوق شهروندی موضوع ماده واحده قانون احترام به آزادی‌های مشروع ۴) اهانت به شکات ۵) فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا

 

۱۱. استوار اکبر رهسپار فرزند جمعه‌علی، متولد ۱۳۵۹، ش‌ش ۱۰۴، صادره از خرم‌آباد، شیعه، ایرانی، باسواد، جمعی بازداشتگاه کهریزک، استخدامی ۱۳۷۸، ساکن تهران، فاقد سابقه کیفری، متاهل، بازداشت به علت قرار بازداشت موقت از تاریخ ۱۱/۶/٨٨ الی ٢٣/٨/٨٨ و سپس آزاد با قید تودیع وثیقه در تاریخ ٢٣/٨/٨٨ متهم است به:

۱) ایراد ضرب و جرح نسبت به شکات ۲) فحاشی ۳) محروم کردن بازداشتی‌ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی موضوع ماده واحده قانون احترام به آزادی‌های مشروع ۴) فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا

 

۱۲. استوار دوم حمید زندی فرزند عی قربان، متولد ۱۳۵۹، ش‌ش‌ ۲۶۷۷، صادره از ملایر، شیعه، ایرانی، باسواد، متاهل، دارای سابقه کیفری، جمعی بازداشتگاه کهریزک، بازداشت از تاریخ ۱۵/۶/٨٨ به علت قرار بازداشت موقت، متهم است به:

۱) اهانت به شکات ۲) ایراد ضرب و جرح شکات ۳) فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا ۴) محروم نمودن شکات از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی موضوع ماده واحده قانون احترام به آزادی‌های مشروع

 

۱۳. گروهبان‌دوم مهدی حسینی‌فر فرزند محمود، متولد ۱۳۶۳، ش‌ش ۵۶۴۸، صادره از تهران، شیعه، ایرانی، باسواد، استخدامی ۱۳۶۸، فاقد سابقه کیفری، جمعی بازداشتگاه کهریزک، متاهل، بازداشت از تاریخ ۱٢/٧/٨٨ به علت قرار بازداشت موقت، متهم است به:

۱) ایراد ضرب و جرح شکات ۲) اهانت به شکات ۳) فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا ۴) محروم نمودن شکات از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی موضوع ماده واحده قانون احترام به آزادی‌های مشروع ۵) شروع به قتل آقای سیدمسعود رضوی.

 

۱۴. غیرنظامی محمدرضا کرمی فرزند علی، متولد ۱۳۶۲، شماره شناسنامه ۷۶۸۷، صادره از تهران، شیعه، ایرانی، باسواد، ساکن تهران، دارای سابقه کیفری، مجرد، بازداشت به علت قرار بازداشت موقت از تاریخ ٢/۶/٨٨، متهم است به:

۱) مشارکت در ایراد ضرب و جرح شکات ۲) اهانت به شکات ٣) مشارکت در ایراد ضرب و جرح منجر به قتل عمدی روح‌الامینی، جوادی‌فر و کامرانی

 

۱۵. استوار دوم مهدی گودرزی فرزند احمدعلی، متولد ۱۳۶۲، ش‌ش ۹۳۱۲، صادره از تهران، شیعه، ایرانی، باسواد، ساکن تهران، فاقر سابقه کیفری، جمعی پلیس امنیت فاتب، متاهل، آزاد به قید معرفی کفیل، متهم است به:

۱) ایراد ضرب و جرح نسبت به بازداشت‌شدگان در پلیس امنیت

 

۱۶. استوار دوم مجید وروایی فرزند محمود، متولد ۱۳۵۶، ش‌ش ۱۳۷۱۸، صادره از کرمانشاه، شیعه، ایرانی، باسواد، ساکن تهران، فاقد سابقه کیفری، جمعی بازداشتگاه کهریزک، مجرد و بازداشت به علت عجز از ایداع وثیقه از تاریخ ٢٣/٨/٨٨ متهم است به:

۱) ایراد ضرب و جرح شکات ۲) فحاشی نسبت به شکات ۳) فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا

 

۱۷. استوار ابراهیم محبتی فرزند عیسی، متولد ۱۳۵۶، ش‌ش ۱۳۷۱۸، صادره از اردبیل، شیعه، ایرانی، باسواد، ساکن تهران، پرندک، فاقد سابقه کیفری، جمعی پلیس امنیت فاتب، متاهل و آزاد به قید معرفی کفیل، متهم است به:

۱) ایراد ضرب نسبت به شکات ۲) فحاشی نسبت به شکات

 

۱۸. سرهنگ دکتر سجادالله فرهمند پور فرزند عبدالله، متولد ۱۳۴۰، ش‌ش ۳۹۵، صادره از خدابنده، شیعه، ایرانی، باسواد، جمعی بهداری فاتب، فاقد سابقه کیفری، متاهل، آزاد به قید معرفی کفیل، متهم است به:

۱) عدم انجام وظیفه منجر به فوت چهار نفر و مصدوم شدن سایر بازداشتی‌ها ۲) فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا

 

۱۹. ستوان‌دوم امان‌قلی قاضلار فرزند حسن، متولد ۱۳۴۸، ش‌ش ۳۱۱۳، صادره از گمیشان، شیعه، باسواد، جمعی بهداری فاتب، ساکن تهران، فاقد سابقه کیفری، متاهل، آزاد به قید معرفی کفیل، متهم است به:

۱)عدم انجام وظیفه منجر به فوت ۴ نفر و مصدوم شدن سایر بازداشتی‌ها ۲) کتمان حقیقت ۳) فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا

 

٢۰. ستوان سوم علی جعفرزاده فرزند هاشم، متولد ۱۵۳، ش‌ش ۱۶۲۲، صادره از مراغه، شیعه، باسواد، جمعی بهداری فاتب، ساکن تهران، فاقد سابقه کیفری، متاهل، آزاد به قید معرفی کفیل، متهم است به:

۱)عدم انجام وظیفه منجر به فوت ۴ نفر و مصدوم شدن سایر بازداشتی‌ها ۲) کتمان حقیقت ۳) فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا

 

۲۱. پزشک وظیفه دکتر رامین پوراندرزجانی فرزند رضاقلی، متولد ۱۳۶۲، ش‌ش ۹۷۸، صادره از تبریز، شیعه، ایرانی، باسواد، جمعی بهداری فاتب، ساکن تبریز، فاقد سابقه کیفری، مجرد، آزاد به قید معرفی کفیل، متهم است به:

۱)عدم انجام وظیفه منجر به فوت ۴ نفر و مصدوم شدن سایر بازداشتی‌ها ۲) کتمان حقیقت ۳) فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا

 

۲۲. سروان پزشک حسین صفایی فرزند اسکندر، متولد ۱۳۴۹، ش‌ش ۱۶۹۳، صادره از تویسرکان، شیعه، ایرانی، باسواد، جمعی از بهداری فاتب، ساکن تهران، فاقد سابقه کیفری، مجرد، آزاد به قید معرفی کفیل، متهم است به:

۱)عدم انجام وظیفه منجر به فوت ۴ نفر و مصدوم شدن سایر بازداشتی‌ها ۲) کتمان حقیقت ۳) فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا

 

قسمت دوم  قرار نهایی  در مورد جنایت کهریزک

 

K2

 

ب) گردش کار:

 

در پی گزارش هیات نظارت و بازرسی حقوق شهروندی دادگستری استان تهران و دستور معاون اول محترم قوه قضاییه و تعطیلی بازداشتگاه کهریزک به دستور مقام معظم رهبری، پرونده‌ای در خصوص جرائم مسئولین و مامورین بازداشتگاه کهریزک در دادسرای نظامی تشکیل که جهت رسیدگی به این بازپرسی ارجاع گردید. این بازپرسی از بازرسی کل ناجا درخواست نمود که از این مامورین و مسئولین مربوط، تحقیق و نتیجه را گزارش نماید که پس از وصول گزارش بازرسی کل ناجا و مستندات مربوط، تحقیقات جامع و مبسوطی پیرامون موضوعات مطرح در پرونده به عمل آمد که اجمالا شامل تحقیق از شاکیان، شهود و مطلعین، تحقیق و معاینات محلی، انجام استعلامات متعدد از مراجع ذیربط، معرفی شاکیان به پزشکی قانونی و اخذ نظریات پزشکی قانونی در خصوص چگونگی و میزان جراحات و صدمات وارده به شاکیان و همچنین علل فوت متوفیان، احضار متهمان مطرح در پرونده و انجام تحقیقات و مواجهات حضوری متعدد فیمابین متهمان و شاکیان و گواهان می باشد که خلاصه اقدامات و تحقیقات به عمل آمده و نتایج حاصله به شرح زیر می باشد:

بخش اول – شرح ماوقع و خلاصه تحقیقات به عمل آمده

 

۱- سابقه و شرایط بازداشتگاه کهریزک و چگونگی پذیرش بازداشت شدگان

بازداشتگاه کهریزک در سال ۱۳۸۶ به منظور نگهداری بازداشت شدگان تحت عنوان اراذل و اوباش در پانزده کیلومتری بخش کهریزک در جنوب تهران ایجاد شده، مستقیما زیر نظر بازرسی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ، اداره می شده و سازمان زندان ها نظارتی بر بازداشتگاه مذکور نداشته است.با توجه به صورت جلسه تحقیق و معاینه محلی مورخ ۸۸/۵/۳۱ بازداشتگاه مذکور دارای دو قرنطینه می باشد که مساحت قرنطینه ای که بازداشت شدگان ۱۸ تیر در آن نگهداری می شده اند حدود ۶۵ متر و فاقد نور و تهویه و آب آشامیدنی مناسب بوده است.

 

بازداشتگاه دارای دو باب دستشویی بوده که یکی از آن دو خراب و دیگری فاقد درب بوده است، ضمنا گرچه قرنطینه دارای شبکه کولر بوده ولی مورد استفاده قرار نگرفته است.

 

  • در ساعت ۱۸:۰۰ مورخ ۸۸/۳/۲۵ فردی به نام میر مسعود رضوی از سوی مامور پایگاه پلیس امنیت به نام سروان گل تالاری تحویل افسر نگهبان وقت به نام مهدی حسینی فر به عنوان اولین نفر از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات شده و نامبرده در ساعت ۱۷:۰۰ مورخ ۸۸/۴/۲۰ از کهریزک ترخیص شده است. مشارالیه نیز تا زمان ترخیص در بندهای متفاوت در کنار بازداشت شدگان تحت عنوان اراذل و اوباش نگهداری می شده است.
  • در ساعت ۱۲:۴۵ مورخ ۸۸/۳/۲۶ تعداد ۱۱ نفر از بازداشت شدگان حوادث اخیر تهران (قبل از ۱۸ تیر) به نام های حسام کمانگیر، امیرارسلان محمدزاده، حسین محمودی، امین شفیعی، علی عظیمی، آروین علیزاده ،محمدرضا منیری، حسن رزاقی، سید ابوذر موسوی، ستار رحیمی، اکبر عزتی، به این بازداشتگاه منتقل و توسط گروهبان یکم اشکانی جمعی پلیس امنیت تحویل افسر نگهبان وقت استوار دوم زندی شده و بعد از گذشت ۱۱ روز در ساعت ۸:۰۰ مورخه ۸۸/۴/۶ نامبردگان ترخیص و به زندان اوین اعزام شده اند. نامبردگان تا زمان ترخیص به همراه ۲۶ نفر از بازداشت شدگان تحت عنوان اراذل و اوباش در بند ۳ نگهداری شده اند.
  • مجددا در ساعت ۰۰:۰۳ بامداد مورخ ۸۸/۳/۲۹ دو نفر به نام های پوریا حسین و مهدی محمدی فر به بازداشتگاه کهریزک معرفی که توسط ستواندوم بابایی جمعی پلیس امنیت تحویل استوار حسینی فر می شوند و نامبردگان نیز در تاریخ ۸۸/۴/۶ به زندان اوین منتقل شده اند. یاد شدگان نیز در بندهای بازداشت شدگان تحت عنوان اراذل و اوباش نگهداری شده اند.
  • در ساعت ۱۷:۰۰ مورخ ۸۸/۴/۳ نیز ۹ نفر به نام های امیرحسین بابایی، امیر سهرابی، یعقوب سلیمی، نیما نخستین، رامین آقازاده قهرمانی، مجید نخستین، حجت درویشی، مجید سهرابی، سامان ابوذری توسط استوار محبتی تحویل افسر نگهبان وقت کهریزک استوار حسینی فر شده اند. ضمنا نامبردگان در تاریخ ۸۸/۴/۶ به زندان اوین اعزام شده اند و در تاریخ ۸۸/۴/۸ از زندان اوین آزاد شده اند.
  • مجددا در ساعت ۱۵:۳۰ مورخ ۸۸/۴/۱۹ ابتدا تعداد ۲۲ نفر به نام های مرتضی محمدی پور، امیر اصغری، مهدی پورشابومی، مرتضی سهرابی، علی بخشایشی، حامد پولادی، شهرام کردستانچی، حافظ محتاج، وحید وکیلی، سیاوش یوسف شاهی، بهمن امیدوار، بهزاد انصاری، نادر احمدی، امیر آقچه لو، محمد آقا بالازاده، نادر جولانی، میلاد حق پور، علیرضا اردلان، محمدرضا میرزا علی اکبر، سجاد نور محمد آبادی، فرامرز مفاخری، داوود منصوری توسط ستوان رضایی جمعی پلیس امنیت تحویل استوار محمدیان افسر نگهبان کهریزک شده است. نامبردگان پس از پذیرش به چند دسته تقسیم و در بندهای افراد بازداشت شده تحت عنوان اراذل و اوباش نگهداری شده اند.
  • مجددا در ساعت ۱۸:۳۰ همان تاریخ یعنی ۸۸/۴/۱۹ تعداد ۱۱۸ نفر از بازداشت شدگان ۱۸ تیر ماه ( که اسامی آنها ضمیمه پرونده است) توسط ستواندوم بابایی جمعی پلیس امنیت به بازداشتگاه کهریزک منتقل و تحویل استوار محمدیان شده است.
  • در همان تاریخ ۸۸/۴/۱۹ ساعت ۲۲:۰۰ تعداد ۵ نفر به اسامی یوسف امامی، حامد نادری، احمد زمانپور، سجاد ایادی آذر و شهرام رضایی توسط سرهنگ دوم بهروز صالحی جمعی پلیس امنیت تحویل استوار محمدیان گردیده است.
  • تعداد ۱۴۵ نفر که طی سه مرحله در مورخ ۸۸/۴/۱۹ به بازداشتگاه کهریزک معرفی شده اند بعد از گذشت ۵ روز در مورخه ۲۳ تیرماه ۸۸ به دستور معاون امنیتی دادستان عمومی و انقلاب تهران، به زندان اوین منتقل شده اند که تعداد ۳ نفر از آنان فوت نموده اند.

 

۲مشخصات، خلاصه وضعیت و علت فوت شدگان

 

۱-۲. مرحوم محسن روح الامینی متولدسال ۱۳۶۳ و ۲۵ ساله که وضعیت جسمانی وی به دلیل ضرب و جرح در کهریزک،بسیار نامساعد بوده و مامورین مراقب وی نه تنها به این موضوع توجه نکرده  بلکه وی را مورد اهانت قرار داده اند به نحوی که یاد شده قبل از تحویل بهزندان اوین در تاریخ ۸۸/۴/۲۳ در اثر شدت آثار ناشی از صدمات و شرایطنامطلوب ناشی از نگهداری در بازداشتگاه کهریزک به حالت کما رفته و مامورینمراقب، با تعلل و تاخیر غیر قابل توجیه، ناگزیر وی را به بیمارستان شهدایتجریش منتقل و هویت وی را بر خلاف واقع، مجهول الهویه اعلام نموده اند کهنامبرده در ساعت ۶:۱۰ صبح مورخ ۸۸/۴/۲۴ در بیمارستان فوت می نماید. کمیسیون پزشکی قانونی مرکب از ۱۳ نفر از پزشکان متخصص، علت فوت وی را ضمنتائید آثار متعدد ضرب و جرح بر روی جسد، اینچنین اعلام نموده اند:

 

“به دنبال استرس های فیزیکی و روحی شامل صدمات متعدد جسمانی و شرایط بد نگهداری نامبرده دچار یک واکنش التهابی حاد سیستمیک گردیده که منجر به نارسایی ارگانهای حیاتی متعدد شده و نهایتا فوت نموده است. ضمنا با عنایت به آزمایش های انجام شده در بیمارستان و گزارش آسیب شناسی دلیلی بر وجود عفونت منتشر خونی و مننژیت احراز نگردید و با توجه به شرح فوق علت فوت عوارض ناشی از صدمات متعدد جسمانی متعاقب اصابت جسم سخت تعیین می گردد.”

۲-۲. مرحوم امیر جوادی فر متولد ۱۳۶۳، ۲۵ ساله که وضعیت جسمانی و حال عمومی وی به دلیل ضرب و جرح در حین دستگیری و همچنین ضرب و جرح در بازداشتگاه کهریزک نامساعد بوده در تاریخ ۸۸/۴/۲۳ در ساعت ۱۲:۱۵ در حین انتقال از کهریزک به زندان اوین در داخل اتوبوس به لحاظ شرایط بد ناشی از نگهداری در بازداشتگاه و صدمات بدنی وارده فوت می نماید و پزشکی قانونی پس از تائید آثار ضرب و جرح متعدد روی جسد، علت مرگ وی را صدمات متعدد نسوج نرم و عوارض ناشی از آن در اثر اصابت جسم سخت تعیین نموده است.

 

۳-۲. مرحوم محمد کامرانی متولد ۱۳۷۰، ۱۸ ساله که مشارالیه پس از تحمل ۴ روز بازداشتی در کهریزک در اثنای اعزام و انتقال و تحویل به زندان اوین به حالت کما رفته و ابتدا به بیمارستان لقمان حکیم اعزام و سپس توسط پدرش به بیمارستان مهر منتقل و در تاریخ ۸۸/۴/۲۵ فوت نموده و پزشکی قانونی پس از تائید آثار ضرب و جرح بر روی جسد آن مرحوم، علت مرگ را نارسایی حاد کلیوی ناشی از آسیب متعدد نسوج عضلانی به دنبال اصابت جسم سخت اعلام نموده است.

 

نتیجه کمیسیون پزشکی قانونی در خصوص علت فوت متوفیان:

 

الف) نتیجه کمیسیون در خصوص علت فوت مرحوم محمد کامرانی:

«کلیه صدمات و جراحت مشروحه در برگ معاینه جسد به جز ساییدگی آهیانه ای سمت چپ که پس از مرگ حادث شده است مربوط به زمان حیات بوده که بر اثر اصابت جسم سخت در طی ۷۲ ساعت قبل از فوت حادث گردیده است. مجموع صدمات و جراحات وارده طی ۷۲ ساعت قبل از فوت، منجر به فوت گردیده است.»

ب) نتیجه کمیسیون در خصوص مرحوم امیر جوادی فر:

« به جز کبودی در اطراف هر دو چشم و خراشیدگی سنگفرشی در ناحیه تحتانی سمتراست قفسه سینه و کبودی بالای ستیغ ایلیاک سمت چپ که در زمانی بیش از ۷۲ساعت قبل از فوت ایجاد شده، سایر صدمات و جراحات مشروحه در برگ معاینه جسدمربوط به ۷۲ ساعت قبل از فوت بوده است. مجموع صدمات و جراحات وارده طی ۷۲ساعت قبل از فوت منجر به فوت گردیده است.»

ج) نتیجه کمیسیون در خصوص مرحوم محسن روح الامینی:

« کبودی در حال جذب ثلث داخلی بازوی دست راست، کبودی کنار کف دست چپ، کبودیناحیه داخیلی مچ دست راست و کبودی کنار کف دست راست در زمان بیش از ۷۲ساعت قبل از فوت ایجاد شده است و سایر صدمات و جراحات شرح داده شده در برگمعاینه جسد در یک فاصله زمانی نزدیک به هم و طی ۷۲ ساعت قبل از فوت ایجادگردیده است. مجموع صدمات و جراحات وارده طی ۷۲ ساعت قبل از فوت منجر بهفوت گردیده است.»

۳- تحقیق از شاکیان

 

درپی آزادی تدریجی متهمان دستگیر شده حوادث اخیر، تعداد ۹۸ نفر (به شرح لیستذیل) به عنوان شاکی که تعداد ۵۰ نفر از آنان رضایت خود را اعلام و تعداد۱۳نفر به عنوان گواه به این بازپرسی مراجعه که پس از بازجویی و تحقیق ازآنان، تلخیصی از اظهارات آنان به شرح ذیل است:

 

k3

k4

k5

k6

 

k7

اسامی گواهان

۱- بهزاد انصاری پور                   ۲- مشیر هاشمی

۳- حمیدرضا کمالی رهبر               ۴- حمید نادری

۵- سجاد علیزاده                           ۶- عماد یگانه اردکانی

۷- احمد بلوچی                             ۸- محمد کمیل واعظی پور

۹- مجتبی صادقی                         ۱۰- علی داورزنی

۱۱- محمد فرخی یگانه                  ۱۲- علی ولی زاده

۱۳- سیاوش یوسف شاهی

 

۱-۳. پس از دستگیری متهمان حوادث اخیر جهت انجام تحقیقات مقدماتی، برخی به پلیس پیشگیری فائب منتقل گردیده اند و به آنان پنج اتهام: ۱. تبانی و اجتماع با هدف اقدام علیه امنیت داخلی ۲. تخریب اموال عمومی ۳. اخلال در نظم عمومی ۴. فعالیت تبلیغی علیه نظام ۵. تمرد نسبت به مامورین دولت تفهیم شده است.

 

۲-۳. شکات مدعی هستند که در بدو ورود به کهریزک توسط افسر نگهبان وقت مورد اهانت و ضرب و جرح قرار گرفته و در انظار عمومی لخت مادرزاد شده اند و سپس آنان را داخل قرنطینه ۶۵ متری دلالت و ۳۷ نفر از بازداشت شدگان تحت عنوان اراذل و اوباش نیز به آنان اضافه نموده اند. یکی دیگر از موارد شکوائیه شکات این است که امکانات انجام فرائض دینی و واجبات شرعی مانند نماز در طول مدت بازداشت برای آنان فراهم نبوده است. لازم به ذکر است با توجه به مراجعه تعدادی از شکات به استانداری و اخذ خسارت مادی، رضایت خود را اعلام نموده اند، لیکن اولیا دم سه نفر از کشته شدگان به نام های روح الامینی، کامرانی و جوادی فر گذشت ننموده و تقاضای رسیدگی قانونی و قصاص نموده اند.

۳-۳. یکی از شکات به نام میر مسعود رضوی طی دادخواهی تقدیمی اعلام نموده که افسر نگهبان وقت وی را پس از پذیرش به روش فوق، در محوطه خارج از بازداشتگاه، در داخل گودال عمیق همانند افراد محکوم به حد رجم دفن نموده و تا نزدیکی کمر وی خاک ریخته و از ساعت ۲۰ مورخ ۸۸/۳/۲۵ الی ۶ صبح ۸۸/۳/۲۶ در داخل گودال مدفون نگه داشته و نامبرده را به مدت ۱۰ ساعت بدون آب و غذا و حتی نگهبان رها نموده است. در تحقیقات به عمل آمده از استوار حسینی فر، نامبرده معترف به انجام عمل ارتکابی خود به دستور سرهنگ کمیجانی (رئیس بازداشتگاه کهریزک) شده است. اما در مواجهه حضوری با سرهنگ کمیجانی نامبرده از اظهارات قبلی خود عدول و به شرح برگه ۲۲۶۰ پرونده اظهار نمود که بدون دستور سرهنگ کمیجانی و فقط به خاطر ناراحتی اعصاب خود، اقدام به این عمل نموده است.

 

۴- تحقیق از متهمان

 

پساز ارجاع پرونده به این بازپرسی و انجام تحقیقات و بررسی های اولیه تعدادیاز مامورین و مسوولین بازداشتگاه کهریزک به عنوان متهم احضار و تحقیقات ازآنان معمول و پس از تفهیم اتهامات انتسابی به لحاظ الزامات قانونی و اهمیتجرائم انتسابی، بیم تبانی در خصوص متهمین ذیل الذکر قرار بازداشت موقتصادر گردید. خلاصه تحقیقات به عمل آمده و اعترافات متهمین به قرار زیر است:

 

۱-۴. استوار ابراهیم محمدیان، افسر نگهبان مورخ ۸۸/۴/۱۹ و ۸۸/۴/۲۲

یادشده حسب محتویات پرونده، بازداشت شدگان را در زمان پذیرش مورخ ۸۸/۴/۱۹،لخت مادرزاد نموده و آنان را مورد ضرب و جرح قرار داده است. یاد شده درتحقیقات به عمل آمده در این بازپرسی، صراحتا به جرائم انتسابی اعترافنموده و مدعی است این اقدامات را حسب روش جاری بازداشتگاه انجام داده است. ( برگ های ۱۰۰۲، ۹۳۶ الی ۹۴۴ جلد ۵ و ۱۳۵۹ جلد ۷ پرونده)

 

استوار محمدیان در مورخ ۸۸/۴/۲۲ نیز افسر نگهبان بوده و بازداشت شدگان را جهت آمارگیری از قرنطینه خارج و آنان را به همراه محمد کرمی با لوله مورد ضرب و جرح قرار داده و موهای سر آنان را نیز کوتاه کرده است.

 

۲-۴. استوار محمد خمیس آبادی، افسر نگهبان مورخ های ۲۰ و ۸۸/۴/۲۳

نامبرده در ظهر مورخ ۸۸/۴/۲۰ بازداشت شدگان را در ساعت ۱۳:۰۰ از قرنطینه خارج نموده و پا برهنه بر روی آسفالت داغ، پامرغی، کلاغ پر و چهاردست و پا می برده برخی از آنان را مجبور می کرده که بر روی کمر یکدیگر سوار شوند و هر کسی سرپیچی می کرده او را با لوله سفید رنگ کتک می زده و مدعی است که سرهنگ کمیجانی به وی دستور ضرب و جرح بازداشتی ها را داده است. بعضی از شکات این موضوع را شهادت داده اند.

 

استوار یاد شده ۳ تنن از بازداشت شدگان را به نام های مسعود علیزاده، سامان محامی و احمد بلوچی در ساعت ۲۲:۰۰ همان تاریخ به بهانه اخلال در نظم قرنطینه خارج نموده و به شدت مورد ضرب قرار داده و دستور آویزان نمودن آنان به طور بر عکس و ضربه زدن با لوله به آنان را داده است و خود نیز به همراه محمد طیفیل (متهم به شرارت که سر وکیل بند نیز بوده) و ستوان گنج بخش هر ۳ نفر را مورد ضرب و جرح قرار داده است. (برگ های ۱۶۶، ۹۲۷ جلد ۵، ۱۱۶۳ جلد ۶، ۱۳۵۴ جلد ۷، ۱۷۸۹ جلد ۹ و ۸۹۳ پرونده)

 

استوار خمیس آبادی در تحقیقات به عمل آمده به شرح برگه ۹۳۳ جلد ۵ پرونده صراحتا به اقدامات و جرائم انتسابی اعتراف و اقرار نموده و اظهار داشته که سرهنگ فلاح مسوول بازرسی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ و سرهنگ کمیجانی رئیس بازداشتگاه به وی دستور و تذکر داده اند که بدون ترحم و با خشونت، با زندانیان برخورد نمایند و الا وی را توبیخ و تنبیه انضباطی خواهند نمود.

۳-۴. ستوان کاظم گنج بخش، کمک افسر نگهبان مورخ ۸۸/۴/۱۹

یاد شده در حین پذیرش افراد بازداشتی در مورخ ۸۸/۴/۱۹ آنان را مورد ضرب و فحاشی قرار داده است. نامبرده در شب مورخ ۸۸/۴/۲۰ به همراه استوار خمیس آبادی، مسعود علیزاده را پس از خروج از قرنطینه مورد ضرب و جرح قرار داده، همچنین نامبرده مامور بدرقهبازداشت شدگان از کهریزک به زندان اوین بوده و علیرغم اینکه مرحوم روح الامینی از نظر جسمانی در محوطه اوین بی حال روی زمین افتاده و به حالت کما رفته بود وی را با لگد مورد ضرب قرار داده است. در تحقیقات به عمل آمده، شهود مراتب را مورد گواهی قرار داده اند. ( برگ های ۸۹۹ جلد ۵، ۱۲۱۷، ۸۱۱ الی ۸۱۳ جلد ۴، ۲۴۲۵ و ۲۴۲۶ جلد ۱۲ پرونده)

 

۴-۴. استوار اکبر رهسپار، کمک افسر نگهبان مورخ ۸۸/۴/۱۹

یاد شده از مامورین بازداشتگاه کهریزک بوده که در تاریخ ۸۸/۴/۱۹ به عنوان کمک به افسر نگهبان وقت، بازداشت شدگان را مورد ضرب و جرح قرار داده و در مورخه ۸۸/۴/۲۳ نیز به عنوان مامور بدرقه بازداشت شدگان به زندان اوین بوده است که ضمن بدرفتاری و فحاشی در زمان انتقال به متهمان علیرغم وخیم بودن حال مرحوم جوادی فر در داخل اتوبوس با وجود تذکر و تقاضای مکرر سایر افراد، هیچ اقدامی جهت انتقال وی به اورژانس انجام نمی دهد که در نهایت، امیر جوادی فر در داخل اتوبوس فوت می نماید و از روی ناچاری اتوبوس را متوقف و جسد را با یک خودروی ون به بازداشتگاه کهریزک بر می گردانند.

 

یاد شده به ایراد ضرب و جرح متهمان در مواردی اعتراف نموده است و در تحقیقات به عمل آمده شهود به موارد فوق گواهی داده اند. بنابر اظهارات شهود، یاد شده در پاسخ به تقاضای کمک برای جوادی فر قبل از مرگ اجابت نکرده و الفاظ خارج از ادب و توهین آمیز به کار برده است. (برگ های ۶۰۱، ۸۲۴، ۱۰۰۲، ۱۳۷۹، ۱۸۴۰ پرونده)

۵-۴. استوار حمید زندی، افسر نگهبان ۸۸/۴/۲۶

یادشده بازداشتی ها را هنگام پذیرش لخت مادرزاد نموده و آنان را مورد اهانت وضرب و جرح قرار داده است. مشارالیه به لخت نمودن متهمان برابر روش جاریضرب و جرح متهمان اعتراف نموده است. (برگ های ۹۱۹، ۱۰۳۷،۱۷۷۲، ۱۷۷۶، ۲۴۲۰و۲۴۲۱جلد ۱۲ پرونده)

۶-۴. غیر نظامی محمدرضا کرمی (معروف به محمد طیفیل)

یادشده از افراد بازداشت شده تحت عنوان اراذل و اوباش و سابقه دار است کهتوسط رئیس زندان سرهنگ کمیجانی به عنوان سروکیل بند بازداشتگاه انتخاب شدهاست. در تحقیقات به عمل آمده اعتراف نموده است که حسب دستور مسوولینزندان، افراد بازداشتی را ضمن اهانت با لوله پی وی سی مورد ضرب و جرح قرارداده است و سه تن از بازداشتی ها را با آویزان نمودن به صورت سر و ته، بهشدت مورد ضرب و جرح قرار داده است و به بهانه های واهی، بازداشت شدگان رامورد اهانت و آزار و اذیت قرار می داده است. (برگ های ۱۳۴۸ و ۲۴۷۰ الی۲۴۹۰پرونده) نامبرده در تاریخ های ۸۸/۴/۱۹ الی ۸۸/۴/۲۳ به همراه افسرنگهبان وقت، کلیه بازداشت شدگان را مورد ضرب و جرح قرار می داده است.

 

۷-۴. سرهنگ دوم فرج کمیجانی، رئیس بازداشتگاه کهریزک

یادشده دستور پذیرش بازداشت شدگان حوادث اخیر را علیرغم نداشتن ظرفیتبازداشتگاه صادر و علت آن را دستور سرهنگ عامریان از سوی سردار رجب زادهاعلام نموده است.

 

نامبرده حسب اقاریر مامورین و اظهار شاکیان، دستور ضرب و جرح بازداشت شدگان را صادر نموده است و شخصا نیز در مواردی به اهانت و ایراد ضرب نسبت به افراد بازداشت شده اقدام نموده است. سرهنگ یاد شده در تحقیقات به عمل آمده اظهار داشته کلیه مسوولان بازرسی فاتب در جریان وضعیت بازداشتگاه کهریزک بوده و اقدامات با هماهنگی آنان انجام می شده است. نامبرده در مورد علت ندادن آب و غذای کافی به بازداشت شدگان اظهار داشته آنجا بازداشتگاه نبود، کثافتخانه درست کرده بودند. روزانه دو تانکر آب در اختیار بازداشتگاه می گذاشتند و دو وعده غذا برای بازداشتی ها می فرستادند. نامبرده معترف است به دستور سرهنگ فلاح نامه ای خطاب به دادستان تهران ارسال نموده و بر خلاف واقع گزارش نموده که علت فوت امیر جوادی فر مننژیت بوده است. همچنین حسب محتویات پرونده و گواهی گواهان نامبرده با حضور در بازداشتگاه ضمن فحاشی به بازداشت شدگان شخصا شاهد ایراد ضرب و جرح آنان توسط مامورین بازداشتگاه بوده است. ( برگ های ۱۰۰۵، ۸۹۷، ۹۹۳، ۹۹۷، ۱۲۱۵، ۱۸۴۸، ۱۵۶۳، ۱۷۲۴، ۲۴۱۴ الی ۲۴۱۷ جلد ۱۲ پرونده)

۸-۴. سرهنگ محمد عامریان، رئیس عملیات بازرسی فاتب

نامبردهمعترف است که در تاریخ ۸۸/۴/۱۹ به دنبال تماس تلفنی آجودان فرماندهیانتظامی تهران بزرگ مبنی بر ابلاغ دستور سردار رجب زاده و همچنین پس ازتماس تلفنی سرهنگ فلاح رئیس بازرسی فاتب، دستور پذیرش بازداشت شدگان راعلیرغم فقدان فضای مناسب و استاندارد در کهریزک به افسر نگهبان وقت دادهاست. نامبرده در تاریخ ۸۸/۴/۲۱ در کهریزک حاضر شده و علرغم اینکه بر حسباظهارات سرهنگ کمیجانی به شرح برگه ۲۳۱۴ و ۲۴۴۰ جلد ۱۲ پرونده نامبرده بههمراه سرهنگ کمیجانی از قرنطینه بازدید به عمل آورده و اطلاع از اینکهبازداشت شدگان از نظر آب، غذا، بهداشت و درمان در وضعیت اسفناکی به سر میبرند لیکن اقدام موثری جهت رفع مشکلات بازداشت شدکان به عمل نیاورده است. (برگ های ۴۳۱،۱۰۰۷، ۱۱۵۶، ۱۷۲۱، ۲۴۳۴، ۲۴۳۵ جلد ۱۲ پرونده و صورتجلسه فیمابین سرهنگ عامریان، کمیجانی، گنج بخش و محمدیان به شرح برگه ۲۴۳۸ الی۲۴۴۰جلد ۱۲ پرونده)

۹-۴ سرهنگ روانبخش فلاح، رئیس بازرسی فاتب

یادشده معترف است که در مورخه ۸۸/۴/۱۹ از دفتر سردار رجب زاده با من تماسگرفتند و دستور دادند که بازداشت شدگان اغتشاشات اخیر در کهریزک پذیرششوند و من هم به جناب سرهنگ عامریان دستور سردار را ابلاغ کردم. همچنیننامبرده معترف است که پس از هماهنگی با سردار رجب زاده به دستور دادستانعمومی تهران نامه ای دائر بر اینکه علت مرگ مرحوم جوادی فر بیماری مننژیتبوده است را تنظیم نموده و این نامه را جهت امضا تحویل سرهنگ کمیجانی دادهاست. (برگ های ۱۰۱۵، ۱۱۵۸، ۱۸۱۴ الی ۱۸۱۶، ۲۴۵۸و ۲۴۵۹ و نیز صورتجلسه فیما بین سردار رجب زاده و سرهنگ فلاح به شرح برگه ۱۹۸۵ جلد دهم پرونده) سرهنگ فلاح به شرح برگه ۱۸۱۴ جلد ۹ پرونده معترف است که آقای مرتضویدادستان وقت تهران از وی خواسته که اینچنین نامه ای تنظیم شود و این مصلحتاست و نامه را آقای مرتضوی برای مشارالیه دیکته کرده است.

۴٠. گروهبان مهدی حسینی‌فر افسر نگهبان وقت مورخ ٢۵/٣/٨٨

یادشده در تحقیقات به عمل آمده صریحا اعتراف نموده که به علت داشتن بیماریاعصاب، یکی از متهمین حوادث اخیر به نام میرمسعود رضوی را به قصد تهدید وارعاب به محوطه آزاد خارج از بازداشتگاه برده و به همراه دو نفر ازمامورین دیگر داخل گودالی انداخته و اطراف بدنش خاک ریخته و سپس او درهمان مکان بدون محافظ رها نموده و روز بعد او را از لای خاک و سنگ گودالبیرون آورده است. وی همچنین به ایراد ضرب و جرح سایر بازداشت‌شدگان اعترافنموده است. (برگ‌های ٩٩۶ الی ٩٩٨، ۱٢۴۱، ۱٢٣۴، ۱٧٨٠، ۱۵۱۶، ٢۴٢٢ و ٢۴٢٣جلد ۱٢ پرونده)

۴۱۱. سردار سرتیپ عزیزالله رجب‌زاده، فرمانده انتظامی تهران بزرگ

نامبردهبا توجه به اتهامات انتسابی از طریق دفتر تحقیقات و پیگیری ویژه سازمان بهعنوان متهم احضار که در تحقیقات به عمل آمده اختصارا عنوان نمود که روشجاری تعیین شده از قبل در خصوص رفتار با بازداشت‌شدگان مورد تایید وینبوده، لذا مشارالیه در اردیبهشت سال ٨٨دستور داده که هیچ‌یک ازمامورین حق ضرب و جرح بازداشتی‌ها را ندارد و در طول مدت فرماندهی فقط یکنوبت از کهریزک بازدید نموده است. سردار رجب‌زاده با توجه به این‌کهمسئولیت فرماندهی انتظامی تهران بزرگ را بر عهده داشته و بازداشتگاه نیززیر نظر بازرسی فرماندهی مذکور اداره می‌شده است توضیحات و توجیهات قابلقبولی را برای رفع  مسئولیت از خود ارائه ننموده است.

 

در خصوص دستور گزارش خلاف واقع، صورتجلسه فی‌مابین سرهنگ فلاح و سردار رجب‌زاده به شرح برگه ۱٩٨۵ جلد ۱٠ پرونده حاکی از این است که به دستور سردار رجب‌زاده، سرهنگ فلاح نامه گزارش خلاف واقع را تنظیم و با امضای سرهنگ کمیجانی نزد دادستان وقت تهران ارسال نموده است. (برگ‌های ۱٣٠٠، ۱۵٠٢ الی ۱۵٠۶، ۱٩٨۶ و ٩٨٧ جلد ۱٠ پرونده)

 

بخش دوم – نتایج حاصله از تحقیقات و بررسی‌های عمل آمده

 

١-بازداشت‌شدگان در هنگام پذیرش در کهریزک توسط افسر نگهبانان وقت، استوار محمدیان استوار زندی و ستوان گنج‌بخش، با لوله PVC آب مورد ضرب و جرح قرار گرفته و به آنان فحاشی نیز شده است.

 

٢-در هنگان پذیرش در کهریزک به دستور افسر نگهبانان وقت، همگی متهمان بازداشتگاه در انظار عمومی لخت مادرزاد شده‌اند و بعضا برابر ادعای شکات به مدت ۴۵ دقیقه لخت بوده‌اند و سپس لباس‌های زیر آنان اخذ و دور ریخته شده و لباس‌های رو، به صورت وارونه به تن آنان شده است. مامورین علت انجام این کار را جلوگیری از تخمگذاری حشراتی مانند شپش اعلام نموده‌اند و بر حسب تحقیقات به نظر می‌رسد هدف مسئولین بازداشتگاه تحقیر بازداشت‌شدگان بوده است.

 

٣-تمامی بازداشت‌شدگان (۱٢٣ نفر) در قرنطینه‌ای به مساحت حداکثر ۶۵ متر منتقل شده و سپس ٣٧ نفر از بازداشت‌شدگان تحت عنوان اراذل و اوباش که از قبل در کهریزک نگهداری می‌شده‌اند را به جمع آنان اضافه نموده‌اند. یعنی در یک فضای ۶۵ متری ۱۶٠ نفر را نگهداری می‌نمودند. هوای داخل قرنطینه به شدت گرم و غیر قابل تحمل بوده است. سایر بازداشتی‌های حوادث اخیر نیز به ۴ دسته تقسیم شده و هرچند نفر در قفس‌های مخصوص نگهداری بازداشت‌شدگان تحت عنوان اراذل و اوباش در فضای بسیار کوچکی نگهداری می‌شده‌اند. شرایط به دور از چشمان مسئولین فرماندهی انتظامی تهران نبوده است.

 

۴-در قرنطینه مذکور فضای کافی حتی برای نشستن نیز وجود نداشته است و بیشتر بازداشت‌شدگان در قرنطینه به طور ایستاده شب را به روز رسانده‌اند.

 

۵- در قرنطینه مذکور تنها راه ورود و خروج هوا ۵ دریچه بسیار کوچک در بالای قرنطینه بوده که برابر اعلام بازداشت‌شدگان ٣ دریچه آن نیز مسدود بوده است.

 

۶-در کنار قرنطینه مذکور تنها ٢ باب دستشویی وجود داشته که یک دستگاه آن نیز خراب بوده و یکی دیگر فاقد درب بوده است بنحویکه بازداشت‌شدگان در نوبت طولانی دستشویی قرار گرفته و بدون رعایت مسائل بهداشتی و به صورت پابرهنه از سرویس بهداشتی مذکور استفاده می‌کرده‌اند. همچنین بازداشتگاه فاقد حمام بوده است و بازداشت‌شدگان امکان استفاده از حمام حتی جهت رعایت مسائل شرعی و نماز خواندن را نداشته‌اند.

 

٧- در قرنطینه مذکور یک شیر آب وجود داشته که آن هم آب بهداشتی نداشته و تمامی بازداشت‌شدگان از آن آب می‌نوشیده‌اند.

 

٨-دود گازروئیل حاصل از موتورخانه به داخل قرنطینه سرایت می‌کرده است و موجب آلودگی هوا در فضای محدود قرنطینه ۶۵ متری می‌شده است.

 

٩-یکی از بازداشت‌شدگان تحت عنوان اراذل و اوباش به نام محمدرضا کرمی معروف به محمد طیفیل که دارای سوابق کیفری متعدد بوده و سابقه نگهداری قبلی به مدت ۱٣ ماه در همین بازداشتگاه را داشته و فردی خشن و فاقد صلاحیت می‌باشد، به عنوان سروکیل بند قرنطینه توسط رئیس زندان (سرهنگ کمیجانی) انتخاب شده است.

 

۱٠افسر نگهبان وقت و سروکیل بند (محمد طیفیل) در موارد متعددی با لوله آب به شدت بازداشت‌شدگان را مورد ضرب و جرح قرار داده‌اند.

k8 k9k9

۱۱- غذای روزانه بازداشت‌شدگان هر وعده تنها یک عدد سیب‌زمینی کوچک و نصف نان لواش بوده که در شبانه‌روز، دو بار به آنان داده می‌شد، اگرچه در شب اول، همین غذای ناچیز هم به بازداشت‌شدگان داده نشد و در طول مدت بازداشت، صبحانه نیز به آنان داده نمی‌شد و همین امر باعث ضعف مفرط جسمانی بازداشت‌شدگان و کاهش مقاومت بدنی آنان در مقابل بیماری و شرایط حاکم بر بازداشتگاه و ضرب و جرح آنان شده است. (ندادن غذای مناسب به منظور تحت فشار قرار دادن بازداشتی‌ها یکی از محورهای اصلی شکایات واصله می‌باشد.) جدول توزیع ناهار و شام بازداشت‌شدگان استخراج شده از دفاتر موجود در کهریزک به شرح زیر است:

 

۱٢.به دلیل ایراد ضرب و جرح شدید متهمان بازداشتی توسط مسئولین بازداشتگاه و سروکیل بند ، دست و پا و بدن بازداشت شدگان مجروح شده و نبود هوای پاک و فقدان شرایط بهداشتی و فضای مناسب در قرنطینه باعث شده که بدن بیشتر آنان عفونت پیدا نماید. بازداشت شدگان در زمان پذیرش توسط استوار محمدیان در تاریخ ۱٩/۴/٨٨ و در مورخ ٢٠/۴/٨٨ توسط استوار خمیس آبادی بیشترین ضرب و جرح را تحمل کرده اند.

 

۱٣.علیرغم وجود پزشک و پزشکیار در کهریزک،در هنگام پذیرش،بازداشت شدگان مورد معاینه پزشکیار و پزشک قرار نگرفته اند.

 

۱۴.علیرغم وجود پزشک و پزشکیار در کهریزک ، فضای بازداشتگاه کهریزک بسیار غیر بهداشتی بوده و بوی تعفن تمامی قرنطینه را فرا گرفته و در صورت درخواست بازداشت شدگان برای اعزام به بهداری به درخواست آنان توجهی نشده و کسانیکه به بهداری اعزام شده اند (از جمله مرحوم امیر جوادی فر که در تاریخ ٢٢/۴/٨٨ به بهداری اعزام شده و پس از مداوای سر پایی ترخیص و در تاریخ ٢٣/۴/٨٨ فوت نموده) مداوای صحیح و اصولی در مورد آنان انجام نگرفته است و حتی دارو های تجویز شده توسط پزشک به آنان تحویل نشده است.

 

۱۵.قرنطینه فاقد فرش و موکت بوده و همگی افراد ، پابرهنه در آن تردد داشته اند و به علت شرایط موجود در آن، چشم تمامی بازداشت شدگان عفونت پیدا نموده و بعضی از بازداشت شدگان حالت غش داشته و از دهان آنان کف خارج می شده است.

 

۱۶.حسب اعلام شکات، چند نفر از بازداشت شدگان تحت عنوان اراذل و اوباش که در بین آنان در قرنطینه بوده به صورت نیمه عریان و بعضا عریان بودند و بعضی اوقات یک تکه پارچه به خود می پیچیدند که این امر نیز حاکی از بی توجهی کامل مسئولین بازداشتگاه نسبت به مسائل شرعی و اخلاقی در بازداشتگاه می باشد شاکیان اتفاق نظر دارند این امر تعمدا مدیریت می شده است.

 

۱٧.در بازداشتگاه امکانات و فضای لازم جهت اقامه نماز و انجام فرائض دینی موجود نبوده است.

 

۱٨.خانواده متهمین بازداشت شده از زمان دستگیری تا زمان انتقال آنان به زندان اوین در سر در گمی و ناراحتی به سر برده و از دستگیری و بازداشت بودن فرزندان خود اطلاعی نداشته اند و همین موضوع باعث مراجعه خانواده ها به پزشکی قانونی ، دادسراها ، بیمارستان ها و مراکز ذرمانی جهت اطلاع از وضعیت فرزندان خود شده است. در حالی که از تمامی بازداشت شدگان دو آدرس و دو شماره تلفن در زمان پذیرش آنان اخذ شده و لیکن اقدامی صورت نگرفته است.

 

۱٩.آثار ضرب و جرح بر روی بدن بعضی از بازداشت شدگان تا زمان رسیدگی در دادسرا قابل رویت بود و بعضی از آنان به پزشکی قانونی معرفی و آن مرجع این موضوع را تایید کرده است. نظریه پزشکی قانونی به شرح صفحات ۶٢٩،۶٣٩،٧٨۶،٨٧٨،٩٧٨ پرونده موید این موضوع است.

 

٢٠.مامورین بدرقه بازداشت شدگان از کهریزک به زندان اوین (از جمله ستوان گنج بخش و استوار رهسپار) علی رغم اینکه سایر بازداشتی ها وخیم بودن حال مرحوم جوادی فر را به مامورین مراقب تذکر می دهند لیکن آنها نسبت به وضعیت جسمانی و حال عمومی بازداشتی ها بی توجه بوده اند و به آنان اهانت می کردند و الفاظ زشت به کار می برده اند که حتی با فوت مرحوم امیر جوادی فر در بین راه در داخل اتوبوس این موضوع را جدی نمی گیرند و فقط اتوبوس را متوقف و جسد را با یک خودروی ون به بازداشتگاه کهریزک بر می گردانند.

 

٢۱.مامورین بدرقه فوق از دادن آب به بازداشت شدگان امتناع نموده و پس از رسیدن به اوین نیز مرحوم روح الامینی قبل از تحویل به زندان اوین به حالت کما رفته که باز هم ستوان گنج بخش به وی لگد زده و اظهار نموده «بلند شو و فیلم بازی نکن.»

 

٢٢.این شعار که «اینجا کجاست؟» پاسخ:«کهریزک» ، «کهریزک کجاست؟» پاسخ:«آخر دنیا» ، «غذا خوب است؟» پاسخ:«بله قربان» ، «راضی هستید؟» پاسخ:«بله قربان» توسط مسئول بازرسی فاتب (از جمله سرهنگ عامریان و افسر نگهبانان) به بازداشتی ها آموزش داده شده تا نامبردگان در برابر سوال آنان پاسخ مذکور را بدهند که خود گویای نوع سیاست و مدیریت حاکم بر بازداشتگاه می باشد.

 

٢٣.سرهنگ کمیجانی که از ایراد ضرب و جرح بازداشتی ها توسط مامورین مطلع بوده پس از فوت یک نفر از بازداشتی ها به نام امیر جوادی فر که نحوه فوت وی در بالا توضیح داده شد برای شانه خالی کردن از بار مسئولیت و تلقین این موضوع که علت فوت وی مننژیت بوده و متاسفانه در رسانه ها نیز این موضوع اعلام گردید نزد دکتر فرهمند پور رئیس بهداری فاتب رفته و از وی می خواهد علت فوت را بیماری مننژیت و محل فوت جوادی فر را داخل بازداشتگاه کهریزک اعلام نماید حتی برای انجام این کار ،امضاء متن از قبل آماده شده ای را از دکتر فرهمند پور تقاضا می کنند لیکن نامبرده برگه مذکور را امضاء نمی کند حتی سرهنگ طوماری مسئول دفتر سردار رجب زاده نیز با وی تلفنی تماس گرفته و از وی می خواهد که آن برگه را امضاء نماید که باز هم سرهنگ فرهمند پور اینکار را انجام نمی دهد و در نهایت از پزشک وظیفه اندرجانی که در بهداری کهریزک شاغل بوده می خواهند که این برگه را امضاء نماید و به دلیل عدم حضور پزشک وظیفه اندرجانی،سرهنگ کمیجانی فردای آن روز مجدد در بهداری حاضر و از مشارالیه این موضوع را می خواهد ولی پزشک وظیفه اندرجانی هم این برگه را امضاء نمی کند.

 

النهایه نامه ای بر خلاف واقع خطاب به دادستان عمومی و انقلاب تهران توسط سرهنگ فلاح تهیه و به امضاء سرهنگ کمیجانی می رسد دائر بر اینکه :«۱. محسن روح الامینی پس از تحویل به زندان اوین در جمع سایر متهمین رد قرنطینه دچار تشنج گردیده و توسط بهداری زندان به بیمارستان شهدای تجریش منتقل می گردد. ٢. بنا به تشخیص هر سه بیمارستان مهر ،شهدای تجریش و لقمان هر سه متهم در اثر مبتلا به بیماری مننژیت فوت نموده اند و علت فوت آنان بیماری مذکور تشخیص و اعلام شده است. ٣. بهداری زندان ٢۱٠ کهریزک نیز در خصوص تشخیص علت اولیه فوت متهم جوادی فر مشکل تنفسی و مننژیت و همچنین ایست قلبی اعلام نموده است. ۴. هیچ گونه ضرب و شتمی در خصوص متهمین در زندان صورت نگرفته است.»

 

همچنین متهمین فلاح و کمیجانی مدعی هستند که متن نامه خلاف واقع توسط دادستان سابق عمومی تهران آقای سعید مرتضوی به آنان داده شده و آقای مرتضوی از آنان خواسته است که چنین گزارشی را به دلیل مصلحت به دادستان عمومی تهران ارائه نمایند. (صفحه ۱٨۱۴ جلد ٩ پرونده) همچنین به شرح برگه ۱٩٨۵ جلد ۱٠ پرونده سرهنگ فلاح مدعی است که از دفتر دادستان تهران با دفتر سردار رجب زاده تماس گرفته و موضوع و خواسته دادستان تهران را به ایشان منتقل نموده و سردار رجب زاده دستور داده که با ایشان همکاری شود.

 

٢۴. در مورخ ٢٣/۴/٨٨ نیز قبل از اعزام شکات به اوین ،به دستور افسر نگهبان ،آنان در انظار سایر بازداشت شدگان لخت مادر زاد شده و لباس های خود را وارونه پوشیده اند.

 

قسمت سوم سند دوم جنایت کهریزک

ج) شرح اظهارات شکات،مطلعین و متهمین درباره متوفیان:

ج-۱. مرحوم امیر جوادی فر فرزند علی،دانشجو،زایچه ۱٣۶٣(۱٢۶٨) رشت،نوع اتهام: تبانی و اجتماع با هدف اقدام علیه امنیت داخلی ،تخریب اموال عمومی و دولتی،اخلال در نظم عمومی،فعالیت تبلیغی علیه نظام،بازداشت موقت،شماره کلاسه پرونده:۵٧٠/٨۵/٨٨ ،تاریخ بازداشت:۱٩/۴/٨٨ ،نام بازداشتگاه:کهریزک ،شعبه اول دادیاری دادسرای امنیت تهران.

تاریخ فوت:ساعت ۱٣ مورخ ٢٣/۴/٨٨ حین انتقال به زندان اوین،تاریخ تحویل به پزشکی قانونی:ساعت ۱۵/۱۶ مورخ ٢٣/۴/٨٨.

 

اظهارات سرباز حمیدرضا خردی به شرح صفحه ۴۱ ج یک:

موقعی که متهمین را به زندان اوین انتقال می دادیم من اسکورت می کردم که شخصی به نام جوادی فر فوت کرد در داخل اتوبوس و او را به داخل ماشینی فولکس آوردند و جناب سروان گنج بخش به من و سرباز ستار کریمی دستور داد به سمت زندان کهریزک برگردیم و دکتر آمد بالا سر فوت شده و او را داخل کاور گذاشت.

 

اظهارات سرباز مجید قیامتی به شرح صفحه ۴۴ ج یک:

من اول از همه وارد اتوبوس شدم و در آخر اتوبوس نشستم و بعد متهمین وارد اتوبوس شدند و بعد اتوبوس حرکت کرد و حدودا چند دقیقه گذشته بود که همهمه ای در جلوی اتوبوس شکل گرفت که اتوبوس توقف کرد مثل اینکه یکی از متهمین حالش بد شده بود که بعد از چند دقیقه شنیدم که متهم جوادی فر فوت کرده است.

 

اظهارات سرباز مجید چاداشی به شرح صفحه ۴٧ ج یک:

موقعی که متهمان را به اوین انتقال می دادند داخل اتوبوس یک نفر به نام جوادی فر فوت کرد و یک نفر دیگر به نام روح الامینی در داخل زندان اوین حالش بد شده و به بیمارستان انتقال دادند که در بیمارستان فوت نمود و استوار رهسپار به عنوان سر اکیپ بودند و زمانی که جوادی فر فوت کرد سربازان ستار کریمی و حمیر رضا خردی او را به داخل زندان کهریزک برگرداندند.

 

اظهارات سرباز مهدی محسنی صفحه ۴٩ ج یک:

متهمین را از درب زندان بیرون آوردند و دو تا دو تا دستبند زدند و وارد اتوبوس کردند در یکی از اتوبوس ها آقای رهسپار و سه نفر مامور بدرقه و من بودم حدود ۱٠ الی ۱۵ دقیقه بود که حرکت کردیم آقای رهسپار متوجه شد یکی از متهمین خوابیده به بغل دستی او گفت که ببین که خوابیده که ایشان گفت بله و آقای رهسپار تاکید کرد رویش آب بریزید و آب ریختند اما حرکتی نکرد و دستور دادند متهم را پایین بیاورند و به یکی از متهم ها گفت نفس مصنوعی بدهد که مشخص شده مرده است و او آقای جوادی فر بوده.

 

اظهارات مرتضی سهرابی پناه به شرح صفحه ٩٢ ج یکم:

شب مهمان خاله ام بودم در خیابان امیر آباد رفتم شیرینی بخرم که اشتباها توسط یگان ویژه دستگیر شدم . هیچ نقشی در اغتشاشات نداشتم. شب اول ما را به پلیس امنیت خ مطهری بردند و فردای آن روز ساعت ۱٠ به سمت کهریزک به همراه ٢۱ نفر دیگر حرکت کردیم.ابتدا ما را لخت و عریان کردند و وکیل بند و کمک هایش شورت و جوراب های ما را در آوردند و بعد لباس هایمان را پشت و رو پوشاندند و بعد ما را با لوله کتک زدند. روز دوم روی آسفالت داغ می غلتاندند و با پای برهنه کلاغ پر و پا مرغی می بردند و هر کس تعلل می کرد افسر نگهبان با لوله می زد.کف دست ها و پاها و زانوها زخم شده و تاول زده بود.وضعیت بهداشت بد بود هوا خیلی گرم بود و آب کم بود و غذا نصف نان و ۴/۱ سیب زمینی دو وعده در روز بود. روز دوم افسر نگهبان و وکیل بند ۵ نفر را آویزان کردند و کتک زدند و روز انتقال به اوین مرحوم جوادی فر در اتوبوس پشت سر من نشسته بود یکی از چشم هایش و بخشی از شقیقه وی کبود بود تشنج داشت و مدام می لرزید به سرباز وظیفه مامور گفتم وضع ایشان وخیم است او را با آمبولانس بفرستید یک حرف رکیکی زد(به…که حالش بد است) راننده خودرو یک لیوان آب از داخل ظرف خود به جوادی فر داد و ایشان حتی نمی توانست لیوان را بگیرد وقتی که آب را به او دادند پس زد مامور کادر داخل اتوبوس هوای بچه ها را داشت در مسیر

راه اوین بغل دستی جوادی فر گفت فکر کنم نفس نمی کشد. اتوبوس ایستاد بغل دستی من اهل قزوین بود .گفت من بهیاری بلد هستم.تنفس مصنوعی می توانم بدهم.دست بند جوادی فر را بریدند و او را داخل ون اسکورت خواباندند چون دست من با دست بغل دستی ام دستبند شده بود ما را پایین بردند مجددا او را تنفس مصنوعی داد که بعد از ۴ الی ۵ مرتبه به یکباره آب و خون و مایع زرد رنگی از دهان مرحوم جوادی فر خارج شد و بعد او را به زندان کهریزک برگرداندند.

 

اظهارات شهرام صادقی به شرح صفحه ٩٣ ج یکم:

حین انتقال به اوین امیر جوادی فر حالش به هم خورد که مامورین توجهی نکردند و حتی از دادن آب و باز کردن پنجره اتوبوس جهت تهویه هوا جلوگیری کردند تا اینکه روی زمین افتاد و خون بالا آورد.

 

اظهارات حامد نادری به شرح صفحه ٩۶ ج یکم:

پس از تفهیم اتهام به بازداشتگاه کهریزک منتقل که توسط افسر نگهبان وقت مورد ضرب و جرح قرار گرفتیم در یک اتاق ۶٠ متری ۱٧٠ نفر را سکونت دادند وضعیت اسف باری داشت و روز دوم در داخل حیاط ما را کلاغ پر و چهار دست و پا بردند و بعد داخل اتاق را سمپاشی کردند که این امر باعث بدتر شدن وضعیت شد و تعدادی از زندانیان تشنج کردند در شب سوم مسعود علیزاده را آویزان کردند و توسط محمد طیفیل به شدت به وسیله قفل از سر و صورت مورد ضرب و جرح قرار گرفت یکی از بچه ها به نام محمد جوادی فر حالش خیلی بد بود و دستبندش در داخل اتوبوس به دست من بود و اصلا توان ایستادن روی پایش را نداشت.

به یکی از مامورین گفتم که شروع به فحاشی و اهانت کرد و توجهی به این موضوع ننمود و نهایتا در داخل اتوبوس و در بین راه زندان اوین فوت کرد.

 

اظهارات حامد پولادی به شرح صفحه ٩٧ ج یکم:

در اغتشاشات نقشی نداشتم ،بالاتر از میدان ولی عصر توسط عوامل لباس شخصی دستگیر شدم و پس از تحویل به پلیس امنیت در خ مطهری شب آنجا بودم و روز بعد به کهریزک به همراه ٢٠ نفر منتقل شدم. هنگام پذیرش ما را لخت کردند و لباس هایم را پشت و رو پوشاندند. با شیلنگ به کف دست ما میزدند و ما را چهار دست و پا بردند و همدیگر را سوار هم می کردند. کف پاهایمان به علت دویدن روی آسفالت داغ تاول زده بود و سر زانوهایمان زخم شده بود. یکی از وکیل بندها به نام محمد اهل اتابک خیلی ضرب و شتم می کرد. یک شب مامورین به همراه دو نفر وکیل بند تعداد ٣ یا ۴ نفر از بچه ها را پس از زدن آویزان کردند. روزی دو وعده آن هم نصف نان لواش و نصف سیب زمینی به ما می دادند.

حین انتقال به زندان اوین یک نفر به نام امیر جوادی فر داخل اتوبوس روی صندلی کنار من نشسته بود که یکباره حالش بد شد او را پایین بردند و تنفس مصنوعی دادند که بی فایده بود و فوت کرد و به همین دلیل جناب سروان همراه ما ترسید و اجازه داد بچه ها کمی پنجره اتوبوس را باز کنند تا هوا عوض شود،چون هوا خیلی گرم بود و همه داشتند از گرما تلف می شدند.

 

اظهارات سامان محامی به شرح صفحات ٩٧ ج یکم پرونده:

در خیابان کارگر شمالی قصد رفتن به منزل دوستم را داشتم که توسط عوامل لباس شخصی دستگیر و به پلیس پیشگیری منتقل شدم. صبح روز ۱٩/۴/٨٨ با حضور قاضی حیدری فرد تفهیم اتهام شدیم. پس از حضور در زندان کهریزک در یک قرنطینه ۶٠ متری حدود ۱۶٠ نفر زندانی شدند و بازداشتگاه وضعیت بسیار بدی داشت و احدی از افسر نگهبانان با لوله بچه ها را کتک می زد. روز دوم هم بچه ها را کلاغ پر بردند و چهار دست و پا بردند و پای آنها به شدت آسیب دید. بنده به همراه دو نفر دیگر به نام مسعود علیزاده و احمد بلوچی که قصد رفتن به دستشویی داشتیم یک نفر شرور به نام محمد طیفیل ما را بیرون برد و با زنجیر پاهای ما را بست و آویزان کرد و افسر نگهبان نیز حاضر بود و ۵ الی ۶ دقیقه ادامه داشت. می گفت اگر دستتان را روی زمین بگذارید کتک می خورید. حین انتقال به اوین در اتوبوسی که من حضور داشتم مرحوم امیر جوادی فر نیز بود که حالش بسیار خراب بود و پس از حرکت و در بین مسیر بچه ها گفتند که دیگر قلبش نمی زند وضعیت ایشان را به یکی از سربازن گفتم ولی اهمیت ندادند.

 

اظهارات محمد حسن رشید نیا به شرح صفحه ٢٠٩ ج ٢:

مرحوم محسن روح الامینی،جوادی فر،کامرانی کلیه این بچه ها جزء گروهی بودند که مورد شکنجه قرار گرفتند. اگر امکانات رفاهی و پزشکی در زندان بود (یعنی حداقل امکانات) هیچ کدام از این بچه ها فوت نمی کردند.

 

اظهارات نیما وزیری به شرح صفحات ٢۱۱ و ٢۱٢ ج ٢:

۴ بعد از ظهر روز جمعه بود که وارد کهریزک کردند و سربازان وظیفه تونل کردند ولی نزدند و وقتی که وارد حیاط شدیم آقای محمدیان که افسر نگهبان بود با بی احترامی کامل با ما برخورد کرد و هر چه می خواستیم با لوله جواب می داد و موقع بازرسی جلوی همه ما را لخت می کرد بدون لباس زیر که مجبور بودیم. و بعد در یک اتاق ۶٠ الی ٧٠ متری که حدود ٢٠٠ نفر بودیم حتی جای نشستن نبود چه برسد به هوای تمیز که ما اعتراض کردیم جوابی نداشتیم و بعد یک نفر از زندانی از خودشان مراقب ما گذاشته بودند که اسمش عادل ترکه بود و با اعتراض عادل درب زندان را باز می گذاشتند تا ما هوا بخوریم و روز دوم خمیس آبادی ما را چهار دست و پا کلاغ پر برد و در آفتاب کف پاهایمان تاول زد و چون نمی توتنستم به بدن بروم با لوله به دستم زد و شب هم سه نفر را آویزان کردند و آقای روح الامینی بر اثر چرکی که پشتش وارد شده بود بی حال و کسل بود و حتی قادر نبود بایستد و می خوابید. به جوادی فر هم اهمیت ندادند که داشت از درد می مرد و حتی در کهریزک نه دکتر خبر می کردند و نه به حال این دو نفر می رسیدند و محسن روح الامینی در کهریزک ایستاده می خوابید و پشتش جوش داشت و کل بدنش چرک کرده بود و جوادی فر تمام دنده هایش شکسته بود و قرنیه چشم و دماغ و فک او نیز شکسته و پاره شده بود.

 

اظهارات فرید ابراهیم زاده به شرح صفحات ٢۱٧ الی ٢۱٨ ج ٢:

مرحومین روح الامینی و جوادی فر و کامرانی در شرایط بدی که ما قرار داشتیم قرار داشتند و مرحوم روح الامینی به علت چرکی که در بدنش وجود داشت و نبود امکانات بهداشتی و همچنین چند ضربه کمربند که از آقای  خمیس آبادی دریافت کرده بود در روز آخر بدنش کمی خونریزی کرد و جوادی فر هم به همین ترتیب بود که در اتوبوس هنگام خروج از بازداشتگاه برای او تقاضای آب کردیم که به او ندادند و در اتوبوس فوت کرد.

 

اظهارات روح الله شکری به شرح صفحه ٢٢۱ ج ٢:

در کهریزک به دلیل وجود کثیفی و فشارهای عصبی حال ایشان بدتر شده و تمام بدنش عفونت کرد و جوش زد و آقای جوادی فر به علت کتک هایی که در روز دستگیری خورده بود –شکستن فک و صورت در روز دستگیری در کهریزک با وجود فشارها- حالش روز به روز بدتر شده و بیهوش می گردید با وجود چنین مشکلاتی او را به پزشک اعزام نکردند و روز اعزام به اوین حالش در ماشین بد شد و با اعلام بچه ها به ماموران و بی توجهی آنها مواجه شد که به دلیل ایست قلبی فوت کرد.

 

اظهارات قاسم اکبری به شرح صفحه ٢٢٧ ج ٢:

در روز آخر در هنگام آزاد شدن از اردوگاه حال جوادی فر بسیار وخیم شد که از طرف مسئولین جدی گرفته نشد و با کتک او را سوار ماشین کردند و در راه هم هیچ توجهی به حال وی نشد و حتی از دادن آب به وی دریغ کردند و همین امر موجب فوت وی در راه اوین شد.

 

اظهارات رضا ابراهیم زاده به شرح صفحه ٢٣٩ و ٢۴٠ ج ٢:

امیر جوادی فر هم در اتوبوس در حالی جان باخت که مامورین حاضر در اتوبوس چه سرباز و چه سروان حاضر به انجام کوچکترین عملی برای بهتر شدن حال او نکردند.

 

اظهارات فرهاد پایداری به شرح صفحه ٢۴٢ ج ٢:

برخورد مسئولین با روح الامینی و جوادی فر و کامرانی مثل بقیه افراد بود که در حال رفتن به اوین وضعیت او بحرانی شد و نیاز به کمک داشت که کمکی به او صورت نگرفت و در اتوبوس فوت کرد ولی دو نفر دیگر در همان روز وارد شدن به اوین فوت کردند.

 

اظهارات مهدی ملکی به شرح صفحه ٢۴٩ و ٢۵٠ ج ٢:

رفتار مامورین بازداشتگاه با این دو نفر مانند بقیه زندانیان فوق العاده بد بود. به طوری که ما التماس می کردیم که این دو نفر و چند تن دیگر حالشان بد است حداقل آنها را در راهروی بند قرنطینه در هوای آزاد نگهداری کنند که بتوانند نفس بکشند ولی با بی تفاوتی آنها نسبت به حال افراد زندانی مواجه می شدیم. امیر جوادی فر در طی دوران زندان کهریزک در مواقعی دچار حمله های تنفسی و قلبی می شد که با کمک بچه ها و پاشیدن آب به صورت وی و یک سری کارهای اولیه او را به حالت قبلی بر میگرداندیم و روزی که ما را از کهریزک آزاد کردند به اوین منتقل می کردند در اتوبوس جوادی فر دچار حمله تنفسی و قلبی شد که هر چه به نگهبان گفتیم که او حالش بد است توجهی نکرد تا اینکه او در مسیر در گذشت.

 

اظهارات عماد یگانه به شرح صفحات ٢۵٨ الی ٢۵٩ ج ٢:

در مورد مرگ این اشخاص (جوادی فر ، کامرانی و روح الامینی ) می توانم بگویم که هر سه جوان و کاملا سالم بودند و فقط به علت شکنجه هایی که در آنجا دادند فوت کردند. در مورد جوادی فر شب قبل از فوتش در آن اتاق حالش بسیار بد شده بود و نفسش کاملا گرفته بود همان زمان بود که دود گازوئیل داخل اتاق کردند و من او را داخل دستشویی برده و آب روی سرش ریخته و سریعا او را باد زده  و در همانجا که خنک ترین جای اتاق بود نگه داشتم و در این مدت به شدت او را باد می زدند تا حالش کمی بهتر شود ولی فردای آن روز که می خواستند ما را به اوین ببرند حدود یک ساعت درون اتوبوس نگه داشتند که پنجره های آن را نمی گذاشتند باز کنیم و همچنین پرده ها را هم کشیده بودند ، آن اتوبوس زیر تابش شدید نور خورشید قرار داشت و مثل دستگاه فر غذا سازی  شده بود که آن جوان دیگر طاقت نیاورد و کمی خرخر کرد که مامورین داخل اتوبوس هیچ توجهی نکردند با اینکه ما بسیار فریاد زدیم که کمکش کنید فقط نگاه می کردند و او در اتوبوس جان سپرد.

 

اظهارات محمد کمیل واعظی پور به شرح صفحه ٢۶۶ ج ٢:

مرحوم جوادی فر در تمام مدت در بازداشتگاه از ناحیه چشم قطعا گویا از ناحیه فک و بینی هم به شدت مصدوم بود به طوری که روز آخر که وی را در حیاط بازداشتگاه دیدم چشم چپ او کاملا چرک کرده بود و بسته بود اما نکته تاسف بار آن بود که گویا او را به دکتر بازداشتگاه معرفی کرده بودند ولی به جای مداوا به او گفته بود بزرگ می شود یادش می رود.

 

اظهارات حامد صدرالدینی به شرح صفحات ٢٧۴ الی ٢٧۵ ج ٢:

امیر جوادی فر نشستن و برخاستن برایش بسیار مشکل بود و به کمک بچه ها جا به جا می شد. غذا نمی خورد چون فکش شکسته بود البته اگر بشود اسمش را غذا گذاشت و در تمام طول تنبیه ها همراه ما بود در صورتی که توان راه رفتن نداشت و در روز آخر (٢٣/۴/٨٨) امیر رو به آسمان روی زمین افتاده بود و توان حرکت نداشت ولی باز هم مامورین اجازه کمک به او نمی دادند در طول راه امیر در اتوبوس دیگری حالش بد شد و خون بالا آورد و از اتوبوس توسط مامورین خارج شد که طبق گفته همراهان در همان لحظه جان سپرده بود.

 

اظهارات داود منصوری به شرح صفحه ٢٧٧ و ٢٧٨ ج ٢:

امیر جوادی فر که ایشان در بین راه فوت کرده بود بر اثر ضرب و جرح زیاد و قبل از ورود به کهریزک و بی توجهی کاملا عمدی از سوی پزشک معالج ایشان که در کهریزک به ایشان می گفتند بزرگ می شوی یادت می رود و تشدید بیشتر در اثر برخورد های فیزیکی که در کهریزک بود ایشان در بین راه به اوین و نادیده گرفتن اعتراضات بچه ها به مسئولین که حالشان خوب نیست فوت کرد و زمانی که ایشان فوت کرد تازه آقایان به فکر آمدند و کمی پنجره های اتوبوس را باز کردند.

 

اظهارات حمید حجارها به شرح صفحات ٢٨٨-٢٨٩ ج ٢:

در خصوص آقای روح الامینی در کهریزک به علت آلودگی در ناحیه کمر جوشهای بزرگی زده بود و در روزهای آخر از آنها چرک بیرون می زد و حال کلی ایشان خوب نبود. در بازداشتگاه کهریزک هم روح الامینی و هم جوادی فر هر دو بیمار بودند و با وجود اطلاع مسئولین بازداشتگاه هیچ اقدامی برای مداوای این بچه ها صورت نگرفت و در مسیر بدرقه به زندان اوین یک سرباز بود که در مینی بوس بود و تا خود اوین با لوله به من حمله کرد و مرا کتک زد به خاطر اینکه من به سرباز گفته بودم به امیر جوادی فر آب بدهید اما امیر مرده بود.

 

اظهارات شاهین فتحی به شرح صفحه ٢٩٢ ج ٢:

در کهریزک به صورت داوطلبانه و حس انسان دوستی تا آنجا که می توانستم به جوادی فر ،روح الامینی و کامرانی کمک می کردم چون در آنجا یک عدد شیر آب بود که مسئول آن اینجانب شده بودم که بچه ها به صورت نوبتی می آمدند و با آفتابه به روی آنها آب می ریختم که مرحوم جوادی فر برای نفس کشیدن به داخل دستشویی می آمد. علت فوت آنها کثیفی و عفونت و عدم نفس کشیدن و شکنجه بود.

 

اظهارات رضا توکلی به شرح صفحات ٣۱۱ و ٣۱٣ ج ٢:

جوادی فر وقتی که آمد حال خوبی نداشت ولی بعد از چند روز شکنجه حال او خیلی بدتر شد و او را شکنجه می دادند و یکی از خاطره های تلخی که یادم نمی رود که در راه کهریزک به اوین بود که یکی از بچه ها حال بدی داشت به نام جوادی فر او رفته رفته ضعیف تر می شد، به راننده گفتیم که حال یکی از بچه ها خراب است گفت نمی توانیم توقف کنیم بعد از چند دقیقه تقاضای آب کردیم که به او بدهیم آنها آب را برای خودشان نگه داشتند به ما ندادند وقتی که حال او وخیم شد باز گفتیم که توقف کنید حالش بد است وقتی که راننده فهمید حال او بد است و نفس نمی کشد ایستاد و او را پایین آورد یکی از بچه ها به او تنفس مصنوعی داد یک دفعه امیر خون بالا آورد و در همانجا فوت کرد.

 

اظهارات رضا ذوقی به شرح صفحه ٣٧٨ ج ٢:

روز دوم یکی از افسر نگهبان ها به همه با پای برهنه و در زیر آفتاب کلاغ پر داد که پاهای همه ما تاول زد و زانوی اکثر بچه ها زخم شد پس از چهار روز به زندان اوین منتقل کردند که در بین راه امیر جوادی فر فوت کرد.

 

اظهارات محمد مهدی روح شناسان به شرح صفحه ٣٨٨ ج ٢:

در کهریزک امیر جوادی فر کنار من بود و همیشه در حالت درد کشیدن بود به طوری که هیچ نمی توانست بنشیند و همیشه در حالت دراز کش بود با اینکه بدن آن چند زخم داشت.

 

اظهارات مجتبی رفیعی کیان به شرح صفحات ٣٩۱ و ٣٩٣ ج ٢:

آقای جوادی فر در همان روز اول ورود به کهریزک حال خوبی نداشت و با توجه به نبودن هوای کافی دچار تشنج می شد که هر چه به مسئولین بازداشتگاه می گفتیم با فحش و ناسزا جواب ما را می دادند و ایشان در روز سه شنبه در حین اعزام به اوین دچار تشنج شدید در داخل اتوبوس شد و در همان اتوبوس تمام کرد و در داخل کهریزک حتی یک پزشک نبود.

 

اظهارات حسین امامی طالقانی به شرح صفحات ۴۱۴ و ۴۱۵ و ۴۱۱ ج ٢:

علت فوت این عزیزان همانطور که توضیح دادم بر اثر ضرب و شتم و زخم های به وجود آمده و عفونت کردن زخم ها بود. در تاریخ ۱٨/۴/٨٨ روز پنج شنبه در ساعت ٣٠/۴ دقیقه در خ انقلاب روبروی انتشارات امیر کبیر دستگیر شدم در تاریخ ۱٩/۴/٨٨ ساعت سه بعد از ظهر ما را به کهریزک بردند و در ورودی زندان حدود یک ساعت ما را نگه داشتند که احتمالا پذیرش نمی کردند بعد از یک ساعت ما را داخل زندان بردند ساعت حدود ٩ شب ما را داخل محوطه نگه داشتند که یک آقای استوار و یک ستوان ٢ پذیرش کردند رفتار استوار بسیار زننده بود و بچه ها را بسیار بد میزد و مثلا اگر کسی یک مکثی برای معرفی خود و نام پدرش داشت کتک می زد مثلا زمان پذیرش اگر کسی شماره تلفن نمی داد می گفتند این شماره را برای این می خواهیم که وقتی مردی تماس بگیریم  که جنازه شما را ببرند و بعد ما را می فرستادند گوشه محوطه دو نفر زندانی سابقه دار مسئول بودند که ما را لخت کنند و ما باید جلوی همه لخت مادرزاد می شدیم و لباس زیر و جورابمان را داخل سطل آشغال انداختند و پیراهن و شلوارمان را برعکس کردیم و بعد ما را به سمت زیر زمینی که گوشه محوطه قرار داشت و دو سالن کنار هم بود که سمت راست پر بود ما را داخل سالن سمت چپ که بعد فهمیدیم قرنطینه شماره ۱ است فرستادند وقتی داخل شدیم از شدت گرما و رطوبت و بوی بد همگی ایستادیم و شوکه شدیم که فضای بسیار کوچکی برای حدود ۱٢٠ نفر بود که نه هوا کشی و نه کولر وجود نداشت و از نظر بهداشتی هم پر از شپش بود که توالت بسیار کثیف و یک شیر آب و محیط کثیف و ما حتی نمی توانستیم کنار هم بنشینیم و اکثرا تا صبح نخوابیدند نزدیک ظهر بچه ها را بیرون آوردند برای آمار که بعد از آمار یک آقایی که از زندانیان همانجا بود به همراه استوار ، بنده و سه نفر دیگر که سن بیشتر داشتیم به بیرون صف منتقل کردند و بعد شروع کردند به تنبیه بچه ها اول با دویدن پای برهنه در آن گرما و بعد از یک شب بی خوابی و عدم اکسیژن و بدون خوردن تکه نانی تا آن لحظه که در این حین بچه ها را به شدت با باتوم و لگد و مشت می زدند و بعد از حدود ده دقیقه دویدن به بچه ها گفتند حالا باید کلاغ پر بروید که هر کسی امتناع می کرد البته در اثر ناتوانی نه نافرمانی به شدت تنبیه می شد که بنده در اثر دیدن چنین صحنه هایی حالم بد شد و به شدت می گریستم و بچه ها را حدود ۱۵ دقیقه کلاغ پر بردند که بچه ها نمی توانستند و به زمین می افتادند و آنها هم با مشت ، لگد و باتوم شدیدا به سر و رویشان می زدند که بعضی از بچه ها از جمله مرحوم امیر جوادی فر که از قبل هم توسط افرادی که دستگیرش کرده بودند مضروب شده بود و صدمه دیده بود حالشان بد شد که آنها هیچ توجهی نمی کردند و این بچه ها را می زدند و بعد از آن به آنها گفتند چهار دست و پا روی زمین مانند حیوانات راه بروید که در آن گرما و بر روی آسفالت زانو ها و دست های بچه ها و کف پاهای آنها همه مجروح شده بود و تاول زده بود و همه از درد به خود می پیچیدند و ناله می کردند بعد از حدود ۴۵ دقیقه تنبیه ما را دوباره به قرنطینه برگرداندند که بعد از ۵ دقیقه بچه‌ها می‌گفتند خدا کند دوباره ما را به بیرون از اینجا ببرند و تنبیه کنند تا بتوانند نفسی بکشند. یعنی انقدر کمبود اکسیژن بود و بوی گازوئیل هم که به داخل می‌آمد بچه‌ها ترجیح می‌دادند برای تنبیه بیرون بروند تا در آن فضای نمور و کثیف نمانند.

k10

حدود دو ساعت بعد برای بچه‌ها نهار آوردند که نصف لواش بود که بعد از خوردن فهمیدیم به اندازه یک بند انگشت سیب‌زمینی هم روی آن بود و بعد از آن از قرنطینه بغلی حدود ۴۰ نفر هم به ما اضافه کردند که همه آدم‌های سابقه‌دار و معتاد و قاچاقچی بودند که فضا را غیر قابل تحمل هم از نظر اکسیژن هم از نظر روانی و بهداشتی هم از نظر رفتاری جوری که اغلب لخت مادرزاد بودند و رفتارشان با بچه‌ها مناسب نبود. بعد از حدود دو ساعت بچه‌ها کم کم حالشان بد شد و گوشه چشم بچه‌ها شروع کرد به چرک کردن و بعضی‌ها به حالت و غش و سکته افتادند که ما آن‌ها را به نزدیک درب خروجی بردیم و در اثر فریاد ما یک آقایی که از زندانیان بود و ته ریشی داشت و به او حاجی می‌گفتند آمد که من به ایشان گفتم بچه‌ها دارند می‌میرند که ایشان گفت شما را آوردند که اینجا بمیرید که در اثر اعتراض ما که حال بچه‌ها بسیار بد بود، بچه‌ها را به بالا منتقل کردند و داخل حیاط بردند که ما شروع کردیم به کمپرس و تنفس دادن به بچه‌ها که در همین حین زندانی‌های قرنطیه ۲ را هم بالا آوردند که ما تعجب کردیم چون آن‌ها خیلی نحیف و لاغر بودند و بدنشان پر از زخم و عفونت و اغلب لخت مادرزاد که من تصمیم گرفتم با مسئول آنجا صحبت کنم با دو نفر مسن به طرف ایشان رفتم و گفتم شرایط اینجا خوب نیست اکسیژن ندارد بچه‌ها از بین می‌روند. ایشان گفتند ما هیچ امکاناتی نداریم و جا هم نداریم و ایشان گفتند من هیچ‌کاره‌ام و بعد مرا که سن زیادی داشتم به سلول‌های بالا منتقل نموده و از بچه‌ها جدا شدم و همان شب وقتی که برای آمار ما را بیرون آوردند شاهد صحنه وحشتناکی بودم که سه نفر از بچه‌ها را از پا آویزان کرده بودند و به طرز وحشتناکی کتک می‌زدند و می‌گفتند باید بگویید غلط کردیم و بعد از ۱۵ دقیقه آن‌ها را پایین آوردند و به قرنطینه بردند. من حدود سه شبانه روز نخوابیدم و از نظر روحی و روانی در شرایط بسیار بدی بودم که در تاریخ ٢٣/۴/٨٨ به ما گفتند به اوین منتقل می‌شوید که ما را به محوطه آوردند و بچه‌ها را دیدم تعجب کردم چون اغلب مریض بودند. مثلا پشت روح‌الامینی پر از زخم‌های چرکی بود و امیر جوادی‌فر گوشه‌ای افتاده بود و می‌گفت چشم‌های مرا پس بدهید چون چشم‌اش نمی‌دید یا وهاب غفاری که از نظر روانی مشکل پیدا کرده بود و گریه می‌کرد و می‌گفت مرا اعدام نکنید و بچه‌ها خوشحال بودند که از آنجا می‌رفتند ما را دو تا دو دستنبد زدند و ۶۰ نفر را داخل اتوبوس کردند و در بدو ورود به دلیل حال بد جوادی‌فر ما گفتیم به ایشان آب قند بدهید وگرنه می‌میرد که ایشان حرف بدی زدند و گفتند به درک و تمام کسانی که داخل اتوبوس بودند ماسک زدند و بوی بد ما اذیتشان می‌کرد که بعد از حرکت اتوبوس به مدت نیم ساعت بچه‌ها دوباره گفتند حال جوادی‌فر بد است که دوباره استوار گفت به درک که مرد و نگذاشتند به او حتی آب بدهیم که بعد از ۵ دقیقه بچه‌ها گفتند امیر جوادی‌فر نفس نمی‌کشد که اتوبوس ایستاد و امیر را به بیرون بردند و معلوم شد فوت کرده است که بعد از یک ربع دوباره حرکت کردیم تازه برای ما آب آوردند و رفتارشان عوض شد و پنجره‌ها را باز کردند و زمانی که به اوین رسیدیم همه از بوی بد ما فرار می‌کردند در آنجا محسن روح‌الامینی هم توسط آمبولانس که حالشان خیلی بد بود منتقل شدند که بعد فهمیدیم فوت شده‌اند و همچنین در جلوی درب ورودی اندرزگاه یک اوین محمد کامرانی‌فر حالشان بد شد که من بعد از کمک به ایشان به مسئولان اطلاع دادم که ایشان را به بهداری بردند و ایشان هم فوت کرد.

 

اظهارات مسعود بیات به شرح صفحه ۴۵۴ ج ۳:

امیرجوادی‌فر را به نزد پزشک با ما بردند پزشک معالج با وجود مشاهده شکستگی بر روی بینی و گونه و پارگی پرده چشم هیچگونه رسیدگی نکردند و پزشک به او گفت که فعلا زنده می‌ماند و هیچگونه رسیدگی نشد.

 

اظهارات محمدرضا کرمی معروف به محمد طیفیل به شرح صفحه ۴۸۹ ج ۳:

یکی از مرحومین به نام امیر جوادی‌فر را می‌شناسم که علت آشنایی با آن مرحوم عفونت شدید چشم‌هایش بود که برای معالجه زیاد به پیش دکترمی‌آمد و آن دو تای دیگر را نمی‌شناسم و مشکلی دیگری که به وجود آمده بود. مریضی عفونی بود که تمام متهمین به آن دچار شدند که دور چشم‌های آن‌ها چرک زیادی جمع می‌گردید که این موضوع به پزشک اعلام شد و گفت دارو می‌دهم که ندادند. فردای آن روز هم تمامی متهمین به اوین منتقل شدند که پس از یک ساعت از انتقال، جوادی‌فر را با هایس برگرداندند که مرده بود.

 

اظهارات پوریا رمضانیان به شرح صفحه ۵۳۱ ج ۳:

در روز آخر افسر نگهبان خمیس‌آبادی، جوادی‌فر را مورد ضرب با باطوم در حیاط قرار دادند و داشت فوت می‌کرد ولی می‌رفت با دو پا روی شکم او می‌گفت هفته‌ای ۳ الی چهار نفر در کهریزک بمیرند معمولی است و چشم سمت راست او کور و فک و بینی او شکست و در اتوبوس نفس‌نفس می‌زد و گفتیم به او آب بدهید گفتند به درک بمیره و بعد از چند دقیقه در اتوبان فوت کرد.

 

اظهارات نادر خبره به شرح صفحه ۵۴۱ پرونده ج ۳:

این نفرات (مرحومین) علی‌الخصوص جوادی‌فر به دلیل عدم رسیدگی مسئولین و پزشکان به آن‌ها جان باختند و جوادی‌فر از ناحیه چشم نابینا شده بود.

 

اظهارات اکبر طاهری به شرح صفحه ۵۴۸ ج ۳:

در کهریزک بعد از آنکه مورد ضرب و شتم قرا گرفتم حال روح‌الامینی خراب بود که حتی روزی که ما را به اوین انتقال دادند. مرحوم جوادی‌فر داخل اتوبوس فوت کرد و کامرانی هم که همان روز به اوین آمدیم در داخل اوین حالشان بد شد که بعد فهمیدم فوت کرده است که همان‌طور که قبلا توضیح دادم این سه نفر به صورت فجیع مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و شکنجه شدند اگر مدت بازداشت ما بیشتر می‌شد تعداد نفراتی که فوت می‌کردند بیشتر هم می‌شد.

 

اظهارات اسحاق رضایی به شرح صفحه ۵۵۵ ج ۳:

جوادی‌فر در اتوبوس فوت کرد و بچه‌ها را شکنجه کردند و آب و محل بازداشتگاه کثیف بود و کرم داشت و دود گازوئیل نیز بود.

 

اظهارات امیر آقچه‌لو به شرح صفحه ۵۵۸ ج ۳:

مرحوم جوادی‌فر در اتوبوس ما فوت کرد قبل از فوت من به افسر داخل اتوبوس و سرباز همراه تذکر دادم که حال مرحوم خراب است که آمدند مرا کتک زدند و فحاشی کردند و علت مرگ آن مرحوم کثیف بودن و آلوده بودن و نبودن دکتر بود.

 

اظهارات میلاد حق‌پور به شرح صفحه ۵۶۳ ج ۳:

نحوه برخورد خیلی بد بود و هیچ دوا و دکتری نبود که بخواهد آن‌ها را معالجه کند و جوادی فر به علت شدت جراحات وارده فوت نمود.

 

اظهارات محمد محمدپور به شرح صفحات ۵۷۲ الی ۵۷۵ ج ۳:

از روز اول من بی‌گناه دستگیر شدم پس از ۲۴ ساعت در تاریخ ۱٩/۴/٨٨ به کهریزک فرستادند. در انجا در ساعت اول آقای محمدیان اقدام به ضرب و شتم شدید و رفتارهای غیر انسانی نمود و از ظهر آن روز همه بچه‌ها را لخت مادرزاد کردند و تا شب با زور کتک نگه داشتند و تا شب گرسنه نگه داشتند و شب هم بچه‌ها را داخل یک اتاق ۶۰ متری کردند که بدون هواکش و کولر بود و اتاق به قدری کوچک بود که در این مدت نتوانستیم بخوابیم فردای آن روز بنده از هوش رفتم و چند ساعتی نفهمیدم چه اتفاقی افتاد ولی بعد که به هوش آمدم، تقاضای پزشک کردم ولی با کتک پذیرایی شدم. روز دوم خمیس‌آبادی ما را به حیاط برد و چهار دست و پا روی آسفالت داغ سر ظهر زانوهایمان تاول زد. گریه‌کنان التماس می‌کردیم ولی با کتک مواجه شدیم و روز سوم هم به حیاط بردند و به بهانه ورزش کردن تنبیه کردند و علت فوت این سه نفر عدم رسیدگی به بیماری و جراحت عفونی و چشم بود که به هیچ عنوان رسیدگی نمی‌شد.

 

اظهارات سید میلاد حسینی به شرح صفحات ۶۱۳ و ۶۱۶ ج ۴:

روز آخر ۹ صبح ما را به حیاط آوردند و در حضور رئیس زندان ما را کمی آزار دادند و تا وسایل‌مان را تحویل دادند حدود ۴ ساعت طول کشید و دوباره همان دستبندهای پلاستیکی را به دست‌هایمان زدند و سوار اتوبوس کردند و ساعتی هم در آن گرما در اتوبوس با پنجره‌های بسته نگه داشتند که حاضر به دادن کمی آب هم نبودند طوری که امیر جوادی‌فر از شدت گرما و ضرباتی که خورده بود تشنج کرد و دقایقی بعد جان باخت و مسئولان هیچ توجهی به وضعیت بد آنها نداشتند. جوادی‌فر به علت ضربه‌ای که به سرش خورده بود یک چشم‌اش نابینا شده بود و حالت تعادل خود را از دست داده بود و مشکل تنفسی داشت. هر چه به آنها می‌گفتیم توجه نمی‌کردند و امیر جوادی‌فر بعد از تشنج و بی‌رحمی افراد و سربازان که حاضر به دادن آب به او نبودند فوت کرد و با توجه به اینکه جوادی‌فر جراحت‌های فراوانی داشت باز هم او را با بقیه افراد پامرغی و کلاغ‌پر می‌بردند و شکنجه می‌دادند.

k11

اظهارات فاضلی مستخدم به شرح صفحه ۶۲۴ ج ۴:

برخورد مسئولین زندان با مرحومین خیلی بد بود. چون که زمانی که حال و وضعیت این آقایان را به مسئولین اعلام می‌کردیم رسیدگی نکردند و جوادی‌فر به علت شکنجه چشم خود را از دست داده بود قبل از مرگش.

 

اظهارات سید اشکان خراسانی به شرح صفحه ۶٣٧ ج ۴:

این دو نفر از نظر جسمانی بسیار در شرایط بدی بودند. آقای جوادی‌فر از شکستگی دنده و فک مشکل قرنیه چشم رنج می‌برد و علت مرگ‌اش ضرب و شتم شدید بوده و با تشنج فوت کرد.

 

اظهارات میثم کارگر به شرح صفحه ۶۴۳ ج ۴:

مرحوم جوادی‌فر و روح‌الامینی و کامرانی را هم مثل ما می‌زدند و کتک می‌خوردند. آنها در آنجا که بودند نیاز به پزشک داشتند که ما به مسئولین می‌گفتیم آنها اعتنایی نکردند.

 

اظهارت علی نجاری به شرح صفحه ۶۸۱ ج ۴:

مسئولین زندان با همه یک جور برخورد می‌کردند، مریض و غیر مریض برای آنها معنی خاصی نداشت و جالب این که ما آنها را فقط در زمان هواخوری می‌دیدیم و این مرحومین که فوت کردند واقعا در آن فضا زجر می‌کشیدند ولی آنها به آنان نه تنها نگاه نمی‌کردند بلکه آن‌ها را در تنبیهات هم شرکت می‌داد. امیر جوادی‌فر هم که متاسفانه در اتوبوس فوت کرد.

 

اظهارات محمد صادقلو به شرح صفحه ۷۱۶ ج ۴:

مرحومین کامرانی و روح‌الامینی تحت فشارهای عصبی شدید و شکنجه‌هایی که به صورت عمومی به همه داده می‌شد و این که توان زیادی بر اثر برخورد شدید و وحشیانه آن‌ها نداشتند آسیب دیدند و منجر به مرگ آن‌ها شد.

 

اظهارات علیرضا حسینیان به شرح صفحات ۷۲۰ الی ۷۲۲ ج ۴:

روز آخر که می‌خواستند ما را به اوین انتقال بدهند وقتی سوار اتوبوس شدیم امیر جوادی‌فر در ماشین ما بود تشنج کرد و ما به اطلاع مامورین کهریزک رساندیم و به بدترین شکل برخورد کرد و یک کلمه بد گفت. بعد فوت کرد.

وقتی مرحومین را به بهیاری بردند از ۴ متری بهیار گفت که برو، خوبی چیزیت نیست و همان برخوردی که با ما می‌کردند با آن‌ها هم می‌کردند. حتی یک روز یکی از این‌ها زمین افتاده بود که نمی‌توانست بلند شود با لوله او را می‌زدند. جوادی‌فر نفر جلویی من در اتوبوس بود که ما به استوار رهسپار گفتیم این حالش خوب نیست داره می‌میره، گفت به …. که مرد.

 

اظهارات هومن رجبی به شرح صفحه ۷۲۶ ج ۴:

نحوه برخورد مسئولین خیلی بد و وحشیانه بود. فرقی بین ما و بچه‌هایی که در حال مرگ بودند نبود. به نظر من علت فوت این سه نفر بی‌توجهی و شکنجه‌های فراوان بود به طوری که زمانی که جوادی‌فر مرحوم در راه کهریزک نیاز به آب داشت و داشت جان می‌داد درکمال بی‌رحمی با او برخورد شد. ما هر چه گفتیم این دوستمان در حال مرگ است گفتند به شما مربوط نمی‌شود و به ما ناسزا گفتند.

 

اظهارات هاتف سلطانی به شرح صفحه ۷۳۰ ج ۴:

روح‌الامینی در روز دوم در حین پامرغی و در حین کوتاه کردن مو دچار ضربه با لوله به سر و گردن و کمر شده بود و در شبی دیگر به همراه سه تن دیگر به بیرون خوانده شده بود.

 

اظهارات طه زینالی به شرح صفحه ۷۳۵ ج ۴:

برخورد مسئولین با این سه نفر با این که حال و روز خوبی نداشتند مثل دیگران بود یعنی تنبیهات، کتک‌ها و ضرب و شتم‌ها در مورد این دوستان هم وجود داشت و در مورد روح‌الامینی و کامرانی شدید بودند. جراحات و وضعیت بد آن‌ها باعث عفونت شدید شد که منجر به فوت آن‌ها شد. همچنین ستوان گنج‌بخش در زندان اوین در حضور معاونت زندان اوین در حالی که محسن روح‌الامینی بیهوش روی زمین افتاده بود با پوتین چند بار محکم به او لگد زد و گفت بلند شو فیلم بازی نکن.

k12

اظهارات رضا احمدی به شرح صفحه ۷۵۱ ج ۴:

با این سه نفر مثل همه برخورد می‌کردند و همه را کلاغ پر می‌بردند و به آن‌ها نیز با این که حال خوبی نداشتند همانقدر غذا و هواخوری می‌دادند.

 

اظهارات مهرداد گنجی به شرح صفحه ۷۵۴ ج ۴:

به هیچ عنوان به حرف آن‌ها گوش ندادند و هیچ دکتری به آنجا نیامد که به درد آنها برسند مرحوم امیر جوادی‌فر در اتوبوس در راه اوین فوت کرد که علت مرگ آن بی‌توجهی مسئولین کهریزک بود کامرانی و روح الامینی به علت بهداشت نا مناسب آنجا و عفونتی که کرده بودند فوت کردند.

 

اظهارات متهم ستوان سوم سید کاظم گنج‌بخش به شرح صفحه ۸۲۱ ج ۵:

در آن لحظه چون متهمین با جرم سنگین داخل خودرو بودند و در آن محل نگه داشتند چندین مرتبه با گوشی ایرانسل خودم قصد تماس با اورژانس داشتم ولی موفق نشدم و چون بقیه متهمین به علت گرما و عطش بسیار سر و صدا می‌کردند جهت جلوگیری از هر گونه اتفاق احتمالی سریعا با رئیس زندان تماس تلفنی و مرحوم جوادی‌فر را به بهداری زندان که در آن لحظه به نظر من هنوز زنده بود و توسط یکی دو نفر تنفس مصنوعی داده شده با خودرو به بهداری زندان برگشت داده شد چون در آن لحظه با توجه به آشنایی منطقه بهداری نزدیک سراغ نداشتیم و متهمین باید تا قبل از وقت اداری به زندان اوین تحویل می‌شدند.

 

اظهارات متهم اکبر رهسپار به شرح صفحه ۸۲۵ ج ۵:

در خصوص نحوه اعزام متهم جوادی‌فر چون در داخل اتوبوس بدرقه ما بود من و سه نفر پرسنل وظیفه هیچگونه اطلاعی از سالم بودن متهمین را نداشتیم و موقعی که اینجانب سوار اتوبوس شدم که سه نفر وظیفه در داخل اتوبوس بودند و همراه با راننده که بعد اینجانب سوار اتوبوس شدم و کلا ده دقیقه از زندان خارج نشده بودیم که یک دفعه بر سر جاده کهریزک یکی از متهمین بی‌حرکت بودند که به نفر بغل دستی وی گفتم که چرا این‌طور ایستاده است بر روی صندلی که سریعا اتوبوس را به بغل جاده متوقف نمودیم و سریعا طی هماهنگی مراتب را به سراکیپ سروان گنج‌بخش خبر دادیم که هر چه تنفس مصنوعی به متهم دادیم و سریعا ستوان گنج‌بخش مراتب به ریاست زندان گفتند و وی اعلام نمود متهم را به زندان بیاورید.

 

اظهارات مرتضی بنایی به شرح صفحه ۸۲۶ ج ۵:

من فقط شاهد این بودم که گروهبان رهسپار با بی‌اعتنایی فراوان به اخطارهای بچه‌ها که آقای امیر جوادی‌فر که حالت نابسامانی داشت که بنده به ایشان تذکر دادم که حالش بد می‌باشد و شما باید به حال جوادی‌فر رسیدگی کنید و سربازی با ایشان بود گفت به …. که بمیره، من علت مرگ جوادی‌فر را بی‌اعتنایی این شخص یعنی رهسپار می‌دانم و از ایشان شاکی هستم.

اظهارات مهدی گنجی به شرح صفحه ۸۲۷ ج ۵:

من در همان اتوبوس جوادی‌فر بودم اما در انتهای اتوبوس. وقتی امیر بی‌حال شد تمامی کسانی که در اتوبوس بودند به رهسپار گفتند که حداقل پنجره‌ها را باز کنیم یا آب به امیر بدهید اما ایشان به هیچ‌وجه قبول نکردند و یک حرف بد هم زدند. با کمال بی‌رحمی با او برخورد شد. ما هر چه گفتیم این دوستمان در حال مرگ است گفتند به شما مربوط نمی‌شود و به ما ناسزا گفتند.

 

اظهارات هاتف سلطانی به شرح صفحات ۷۲۳ و ۷۳۰ :

در روز پایانی زمانی که امیر جوادی‌فر در حال رفتن به داخل اتوبوس بود توسط سرهنگ کمیجانی دچار ضرب و شتم و دشنام‌گویی شد و جوادی‌فر بر اثر نابینایی چشم راست و شکستگی بینی و قفسه سینه در حال درد کشیدن بود اما ایشان به داخل زندان منتقل شد و پذیرش شد و روز دوم مجبور بود با دیگران پامرغی برود و توسط خمیس‌آبادی کتک خورد و در روز پایانی به دست کمیجانی و آقای استوار مورد ضرب قرار گرفت.

 

اظهارات طه زینالی به شرح صفحه ۷۳۵ ج ۴:

برخورد مسئولین با این سه نفر با این که حال و روز خوبی نداشتند مثل دیگران بود. یعنی تنبیهات و کتک‌ها و ضرب و شتم‌ها در مورد این دوستان هم وجود داشت و به نظر من علت فوت جوادی‌فر ضرب و شتم شدید بود که دنده‌هایش شکسته بود و سبب شد ریه‌اش سوراخ شود و عفونت کند.

 

اظهارات رضا احمدی به شرح صفحه ۷۵۱ ج ۴:

با این سه نفر مثل همه برخورد می‌کردند و همه را کلاغ پر می‌بردند و به آنها نیز با این که حال خوبی نداشتند همان‌قدر غذا و هواخوردی می‌دادند.

 

اظهارات مهرداد گنجی به شرح صفحه ۷۵۴ ج ۴:

به هیچ عنوان به حرف آن‌ها گوش ندادند و هییچ دکتری به‌ آنجا نیامد که به درد آنها برسند، مرحوم جوادی‌فر در اتوبوس در راه اوین فوت کرد که علت مرگ آن بی‌توجهی مسئولین کهریزک بود.

 

اظهارات متهم ستوان سوم سید کاظم گنج‌بخش به شرح صفحه ۸۲۱ ج ۵:

در آن لحظه چون متهمین با جرم سنگین داخل خودرو بودند و در آن محل نگه داشتند چندین مرتبه با گوشی ایرانسل خودم قصد تماس با اورژانس داشتم ولی موفق نشدم و چون بقیه متهمین به علت گرما و عطش بسیار سر و صدا می‌کردند جهت جلوگیری از هر گونه اتفاق احتمالی سریعا با رئیس زندان تماس تلفنی و مرحوم جوادی‌فر را به بهداری زندان که در آن لحظه به نظر من هنوز زنده بود و توسط یکی دو نفر تنفس مصنوعی داده شده با خودرو به بهداری زندان برگشت داده شد چون در آن لحظه با توجه به آشنایی منطقه بهداری نزدیک سراغ نداشتیم و متهمین باید تا قبل از وقت اداری به زندان اوین تحویل می‌شدند.

 

اظهارات متهم گ اکبر رهسپار به شرح صفحه ۸۲۵ ج ۵:

در خصوص نحوه اعزام متهم جوادی‌فر چون در داخل اتوبوس بدرقه ما بود من و سه نفر پرسنل وظیفه هیچگونه اطلاعی از سالم بودن متهمین را نداشتیم و موقعی که اینجانب سوار اتوبوس شدم که سه نفر وظیفه در داخل اتوبوس بودند و همراه با راننده که بعد اینجانب سوار اتوبوس شدم و کلا ده دقیقه از زندان خارج نشده بودیم که یک دفعه بر سر جاده کهریزک یکی از متهمین بی حرکت بودند که به نفر بغل دستی وی گفتم چرا اینطور ایستاده است بر روی صندلی که سریعا اتوبوس را به بغل جاده متوقف نمودیم و سریعا طی هماهنگی مراتب را به سر اکیپ سروان گنج بخش خبر دادیم که هر چه تنفس مصنوعی به متهم دادیم و سریعا ستوان گنج بخش مراتب به ریاست زندان گفتند و وی اعلام نمود متهم را به زندان بیاورید.

 

اظهارات مرتضی بنایی به شرح صفحه ۸۲۶ ج ۵:

من فقط شاهد این بودم که گروهبان رهسپار با بی اعتنایی فراوان به اخطارهای بچه ها که آقای امیر جوادی فر که حالت نابسامانی داشت که بنده به ایشان تذکر دادم که حالش بد می باشد و شما باید به حال جوادی فر رسیدگی کنید و سربازی با ایشان بود گفت به … که بمیره، من علت مرگ جوادی فر را بی اعتنایی این شخص یعنی رهسپار می دانم و از ایشان شاکی هستم.

 

اظهارات مهدی گنجی به شرح صفحه ۸۲۷ج ۵

من در همان اتوبوس جوادی فر بودم اما در انتهای اتوبوس وقتی امیر بی حال شد تمامی کسانی که در اتوبوس بودند به رهسپار گفتند که حداقل پنجره ها را باز کنیم یا آب به امیر بدهید اما ایشان به هیچ وجه قبول نکردند و یک حرف بد هم زدند.

 

اظهارات مهدی بهمن‌زاده به شرح صفحات ۸۴۹ و ۸۲۵ ج:

نحوه برخورد مامورین با همه ما به یک صورت و بسیار بد بود و وقتی که به اطلاع مسئولین کهریزک رساندیم که حال مرحومین از نظر جسمی بد می‌باشد با بی‌تفاوتی آنها روبه‌رو شدیم. امیر جوادی‌فر آن‌طور که خودش گفت حین دستگیری بر اثر ضرب و شتم دچار شکستگی دنده و آسیب‌دیدگی فک و پارگی قرنیه چشم شده بود که البته واضح بود که بر اثر سهل‌انگاری مسئولین حالش وخیم و سرانجام فوت کرد و آقای رهسپار هم که در اتوبوس حین برگشت مسئول ما بود و یکی از عوامل اصلی مرگ جوادی‌فر به طوری که وقتی حال وی خراب شد بچه‌ها التماس کردند و از او خواستند یک مقدار پنجره را باز کند تا هوای داغ اتوبوس عوض شود اما با مخالفت شدید رهسپار مواجه شدند. بعد از مدتی دوباره از او خواستیم که پنجره را باز کن، اتوبوس رانگه دار یک ذره آب بده حال جوادی‌فر خوب نیست اما باز هم مخالفت کرد تا سرانجام که اتوبوس را نگه داشت و امیر را به آمبولانس منتقل کردند دیر شده بود. حین ورود به اتوبوس هم این آقا دست بچه‌ها را با دستبند پلاستیکی محکم بست که در همان دقایق اولیه دست بچه‌ها باد کرد. برخورد رهسپار و سرباز همراهش مهدی محسنی بسیار بد و بی‌رحمانه بود. حتی در جواب درخواست بچه‌ها در مورد وضع جوادی‌فر گفت که می‌خواهند او را اعدام کنند پس بزارین همین‌ جا بمیره!

 

اظهارات سامان گنجی به شرح صفحات ۸۵۴ الی ۸۵۵ ج ۵:

نحوه برخورد با مرحومین خیلی وحشیانه بود به صورتی که جوادی‌فر در موقع بازداشت از ناحیه فک و صورت آسیب دیده بود و در کهریزک نیز پس از شکنجه و ضرب و شتم مامورین از ناحیه چشم آسیب دید و فوت کرد.

 

اظهارات علیرضا اصفهانی به شرح صفحه ۸۶۸ ج ۵:

در روز آخر آقای جوادی فر در سایه افتاده بود که آقای کمیجانی با لگد به ایشان می‌زدند گفتند برو توی صف بایست و علت فوت جوادی‌فر کتک زیاد و کمی هوا بود و خود من هم ۴ الی ۵ بار در کهریزک غش کردم.

 

اظهارات نادر نجفی به شرح صفحه ۱۱۳۹ الی ۱۱۴۱ ج ۶:

در مجموع همه بازداشتی‌ها را مورد شکنجه قرار می‌دادند بنده روز آخر آقای جوادی‌فر که در کنار من درخواست آب داشتند سرهنگ کمیجانی اعتنایی نکرد و ایشان در اتوبوس فوت کرد و مثل بنده و ایشان و بقیه مرحومین را در زندان توسط محمدیان و خمیس‌آبادی مورد ضرب و شتم و کلاغ پر قرار گرفتیم و به علت این که تعدادی توان کتک نداشتند بی‌هوش شدند و کامرانی و جوادی‌فر را نیز در آنجا شکنجه دادند و افسران باعث این حوادث و کشته شدن افراد شدند.

 

اظهارات پیمان شهنایی به شرح صفحات ۱۱۵۴ الی ۱۱۵۵ ج ۶:

رفتارشان بسیار شنیع و غیرانسانی بود به نحوی که من نظیر آن را از هیچ جلادی ندیده‌ام و مرحوم جوادی‌فر در اثر لوله آب که می‌زدند دنده‌هایش شکسته بود مجبور به کلاغ‌پر رفتن می‌کردند و او را در اتوبوس که به اوین می‌آمد حالش رو به وخامت رفت و بچه‌ها به راننده گفته بودند که ترتیب اثر نداده بود و وی فوت کرد.

 

اظهارات داود منصوری به شرح صفحه ۱۱۸۷:

مرحوم جوادی‌فر در انتقال ما به اوین در میان راه با توجه به خواسته پی‌درپی بچه‌ها مبنی بر رسیدگی به وضعیت ایشان و با بی‌توجهی مامورین ایشان به رحمت خدا رفت و لازم به ذکر است که در حیاط بازداشتگاه زمانی که بچه‌ها در حیاط برای رفتن به اوین آماده می‌شدند سرهنگ کمیجانی چند ضربه به مرحوم جوادی‌فر با اینکه می‌دانست ایشان زخمی است وارد کرد.

 

اظهارات محمد محمدپور به شرح صفحه ۱۲۲۰ ج۶:

از روز اول تمام بچه‌ها را مورد ضرب و شتم قرار دادند که مرحوم روح‌الامینی را کلاغ‌پر و پامرغی و جوادی‌فر به همراه او با کتک روبه‌رو می‌شدند و آقایان محمدیان و محمد طیفیل و خمیس‌آبادی بچه‌ها را از قبیل جوادی‌فر و روح‌الامینی را تنبیه بدنی با لوله می‌کردند و به تمام بدن آنها می زدند و بیشتر آنها در حیاط زندان بود و حتی روز آخر خمیس‌آبادی به کمر روح‌الامینی ضربه زد به شدت عفونت کرد و در روز آخر کمیجانی با لگد به پهلوی جوادی‌فر که از حال رفته بود می‌زد می‌گفت بلند شو فیلم بازی نکن.

 

اظهارات وحید وکیلی به شرح صفحه ۱۳۲۷ ج ۷:

با آن‌ها برخورد بسیار بدی داشتند حتی وقتی امیر جوادی‌فر روی زمین بی‌حال افتاده بود سرهنگ کمیجانی لگد به او زد و او را پرت کرد و گفت مردی که مردی و کامرانی و روح‌الامینی نیز در شرایط بسیار بدی قرار داشتند و اصلا آن‌ها را به پزشک نمی‌بردند.

 

اظهارات حسین نصر اصفهانی به شرح صفحه ۱۰۳۹، ۱۰۴۰ ج ۱۰:

در مورد این سه نفر می‌توانم به صراحت بگویم همان‌قدر که ما تنبیه شدیم آن‌ها هم تنبیه شدند. در کهریزک به دلیل وضعیت کاملا بد کهریزک و نرسیدن دارو و پزشک در راه انتقال به اوین فوت کرد.

آقایان نادر خبره، طاها زینالی، حامد زندی‌فر، سید اشکان خراسانی، حسین باغبان به شرح صفحات ۸۸۹ الی ۸۹۲ پرونده در مواجهه حضوری با متهم استوار محمدیان گواهی نموده‌اند که مرحوم جوادی‌فر توسط استوار محمدیان با لوله آب کتک خورده است.

همچنین آقایان طاها زینالی، حامد زندی‌فر، فربد ابراهیم‌زاده، رضا ابراهیم‌زاده،‌احمد زمان‌پور، حسین باغبان به شرح صفحات ۸۹۳ الی ۸۹۷ پرونده گواهی نموده‌اند که استوار خمیس آبادی در روز دوم همه بازداشتی‌ها را شکنجه و مرحوم جوادی‌فر را نیز کتک زده است.

آقایان طاها زینالی، نادر خبره، سید اشکان خراسانی، حسین باغبان، مسعود علیزاده، حامد زندی‌فر، فربد ابراهیم‌زاده و محمد محمدپور به شرح صفحات ۸۹۷ الی ۹۰۰ پرونده در مواجهه حضوری با سرهنگ کمیجانی اظهار نموده‌اند که در روز آخر یعنی مورخ ٢٣/۴/٨٨ در کهریزک جوادی‌فر به دلیل بد حال بودن در سایه نشسته بود که سرهنگ کمیجانی یک لگد به او زده است.

 

ج-٢ مرحوم محسن روح‌الامینی فرزند عبدالحسین، زایچه ۱۳۶۳/ ۳۵۱۰ تهران، مدرک تحصیلی: دیپلم.

 

نوع اتهام: تبانی و اجتماعی با هدف اقدام علیه امنیت داخلی، تخریب اموال عمومی و دولتی، اخلال در نظم عمومی، فعالیت تبلیغی علیه نظام.

تاریخ بازداشت: ۱٩/۴/٨٨ زندان کهریزک، شماره پرونده: ۵٧٠/٨۵/٨٨، تاریخ فوت: ٢۴/۴/٨٨ و تاریخ تحویل به پزشکی قانونی: ساعت ٣۵/۱۱ مورخ ٢۴/۴/٨٨ تحویل دهنده: سربازه ساسان نجفی و  تحویل گیرنده: محمدپور.

 

صورتجلسه مامورین زندان در مورخ ٢٣/۴/٨٨ هنگام انتقال متهم به زندان اوین:

در رابطه با اعزام ۱۴۵ نفر متهم به زندان اوین و به علت دوری راه چند نفر از متهمین دچار گرمازدگی شده و بیهوش شدند که سریعا با هماهنگی اورژانس تهران، اکیپی از عوامل آن‌ها بر بالین متهم حاضر و اقدامات اولیه انجام و خوشبختانه جز یک نفر از آن‌ها به نام روح‌الامینی بقیه به حالت عادی برگشتند و متهم مذکور به همراه دو نفر از مامورین و ساسان نجفی و سیدجابر خلیلی به بیمارستان شهدای تجریش اعزام شد.

 

امضا کننده صورت‌جلسه: ستوان تقی‌زاده، س ۱ گنج بخش، گ ۱ روح‌الله هاشمی، علی پوش‌نگاه در تاریخ ٢٣/ ۴/٨٨.

 

اظهارات سرباز سیدجابر خلیلی به شرح صفحه ۵۱ ج یک:

من از جوادی‌فر چیزی نمی‌دانم ولی یک نفر دیگر که به زندان اوین برده بودم به نام روح‌الامینی در بیمارستان شهدای تجریش فوت کرد و من و سرباز ساسان نجفی به دستور ستوان گنج بخش او را به بیمارستان بردیم و چون بیماری او ناشناخته اعلام شده بود مسئولین زندان اوین او را پذیرش نمی‌کردند و از طریق اورژانس ۱۱۵ وی را به بیمارستان بردیم و در ساعت ۶ بامداد فوت نمودند و در زمانیکه به اوین رسیدیم روح‌الامینی به زمین افتاده بود و او را پذیرش نمی‌کردند.

 

اظهارات سرباز ساسان نجفی به شرح صفحه ۵۶ جلد یک:

ما زمانی که به زندان اوین رفتیم و تمامی متهمین از اتوبوس پیاده شدند و یکی از متهمین به نام روح‌الامینی بر روی زمین افتاد و مسئولین زندان اوین گفتند که ما متهم را پذیرش نمی‌کنیم و زنگ زدند به اورژانس و آمد و به دستور ستوان گنج‌بخش من و سرباز خلیلی او را به بیمارستان شهدای تجریش بردیم و بعد از ۲۴ ساعت، ساعت ۶ صبح فوت کردند.

 

اظهارات فرامرزی مفاخری ۵۵ ساله بازنشسته نهاجا، به شرح صفحه ۹۰ ج یک:

در ساعت ٣٠/۱٩ مورخ ۱٨/۴/٨٨ در فاصله ٣٠ متری از محل کارم در نزدیکی پمپ بنزین امیرآباد شمالی توسط دو نفر لباس شخصی دستگیر شدم و شب را در مقر پلیس امنیت گذراندم و فردای آن روز به کهریزک بردند. در داخل کهریزک ما را لخت عریان کردند و لباس‌ها را وارونه به تن کردیم و در بدو مامورین ما را با لوله آب کتک زدند و یک بار هم ماموری بور بود با محمد طیفیل که یکی از وکیل بندها بود. دست و پای دو نفر را بستند و از میله آویزان کردند. در حین انتقال به زندان اوین روح‌الامینی دارای محاسن و موهای بلند و بلوز مشکی بود و در صندلی بغل دستی من نشسته بود حال مناسبی نداشت. بدنش به طرز وحشتناکی جوش‌های چرکی زده بود. حالت غش داشت. مرتب از دهانش کف بیرون می‌آمد و دهانش قفل می‌شد. تنفس مصنوعی و کمک‌های بچه‌ها به او حیات می‌داد. یک کیف چرمی کوچک داشت که مقدار جزئی پول و مدارک شناسایی‌اش داخل آن بود. بعد از این که در مقابل اوین توسط آمبولانس به بیمارستان منتقل شد مدارک وی را به مسئول اندرزگاه شماره ۲ اوین روبه‌روی درب ورودی دادیم. در کهریزک واقعا وضع بهداشت اسفناک بود. شب‌ها آب قطع بود و در فضای کم و جمعیت زیاد جای خوابیدن نداشت. غذا هم روزی دو وعده یک تکه نان و نصف سیب‌زمینی بود. انواع و اقسام متهمین با جرائم سنگین در میان ما بودند.

 

اظهارات روح‌الله شکری به شرح صفحه ۹۴ ج یکم:

مرحوم روح‌الامینی از همان ابتدا پشت‌اش جوش‌های زیادی داشت که به مرور حالش بدتر شد. و وضعیت بهداشت بسیار بد بود و امکان نماز خواندن و خوابیدن مهیا نبود.

 

اظهارات محسن دهقانی به شرح صفحه ٩۵ ج یکم:

نفر دوم (روح‌الامینی) که در اوین فوت کرد بدنش کاملا جوش زده و عفونت کرده بود به نحوی که شدیدا بی‌حال می‌شد و بچه‌ها به او آب می‌دادند حتی قادر به بلند شدن نبود.

 

اظهارات سرباز سید جابر خلیلی به شرح صفحه ۱۱۳ ج یکم:

روز واقعه به داخل زندان اوین رفتیم متهم روح‌الامینی بر روی زمین به حالت درازکش افتاده بود. دیدم بعد از تحویل نگرفتن متهم که به حالت تشنج که از داخل دهان وی کف بیرون زده و چشم‌هایش بسته بود به اورژانس زنگ زدند که بعد از کمک‌های اولیه وی را داخل آمبولانس گذاشتند و به دستور فرمانده قرارگاه وی را به بیمارستان شهدای تجریش انتقال دادند.

پس از گذراندن چند آزمایش اولیه ناگهان از بازرسی فاتب تعدادی مامور به همراه دو نفر کادر که یکی از آن‌ها لباس فرم و دیگری با لباس شخصی و به همراه دو نفر سرباز پلیس امنیت به ما سر زده و بعد از چند ساعت، ساعت ۶ صبح وی درگذشت و پس از تحویل گرفتن از بیمارستان او را به پزشکی قانونی کهریزک تحویل دادیم.

 

اظهارات حسین باغبان به شرح صفحه ۱۵۵ ج یکم:

من شاهد مرگ روح‌الامینی نبودم در مورد روح‌الامینی می دیدم هنگامی‌ که برای برخاستن دست کسی را می‌گیرد چرک پشت‌اش به زمین چسبیده و کش می‌آمد به همین خاطر او کمتر دراز می کشید و یک بار دیدم محسن را به خاطر و به عنوان مخل بودن مورد شکنجه قرار دادند.

 

اظهارات نیما وزیری به شرح صفحه ۲۱۲ ج ۲:

مرحوم روح‌الامینی در کهریزک ایستاده می‌خوابید و پشت‌اش جوش داشت و کل بدن اش چرک کرده بود.

 

اظهارات فرید ابراهیم‌زاده به شرح صفحات ۲۱۷  تا ۲۱۸ ج ۲:

روح‌الامینی به علت چرکی که در بدنش وجود داشت و نبود امکانات بهداشتی و همچنین چند ضربه کمربند که از آقای خمیس‌آبادی در روز آخر خورد بدنش کمی خونریزی کرد.

 

اظهارات سامان محامی به شرح صفحات ۲۲۲ و ۲۲۴ ج ۲:

وقتی ما را به کهریزک بردند در یک سالن ۶۰ متری انتقال دادند که نزدیک به ۱۶۰ نفر بودیم و جای نشستن نبود و خیلی گرم بود و مرا به همراه دو نفر آویزان کردند و شکنجه کردند و یک روز در آفتاب ما را کلاغ پر و چهار دست و پا بردند و با لوله پلاستیکی کتک زدند و این کار را خمیس‌آبادی کرد، روزی یک وعده نان با کمی سیب‌زمینی می دادند، جوادی فر در اتوبوس که به اوین می رفتیم ایست قلبی کرد و ما وقتی گفتیم بی تفاوت بودند و دیر عمل کردند، و مرحوم جوادی‌فر در اتوبوس ما بود که ایست قلبی کرد و به علت ضعف و شکنجه‌ها فوت کرد و روح‌الامینی پشت بدن‌اش جوش زد و چرک کرد که بعدا گفتند فوت کرده است.

 

اظهارات رضا ابراهیم‌زاده به شرح صفحات ۲۳۹ تا ۲۴۰ ج ۲:

مرحوم روح‌الامینی بر اثر ضرب و شتم بیش از حد و بسیار زیاد و عفونت بدن جان باخت که به طور کلی علت مرگ ایشان بی‌توجهی و رسیدگی نکردن مسئولین و مامورین بوده است.

 

اظهارات مهدی ملکی به شرح صفحات ۲۴۹ و ۲۵۰ ج ۲:

آثار ضرب و شتم در بدن روح‌الامینی بود ولی اندازه جوادی فر نبود و رفتارهای مامورین با این دو نفر مانند باقی زندانیان فوق العاده بد بود. به طوریکه التماس می‌کردیم که این دو نفر و چند تن دیگر که حالشان بد است حداقل آن‌ها را در راهروی بند قرنطینه در هوای آزاد نگهداری کنند تا بتوانند نفس بکشند با بی‌تفاوتی آن‌ها نسبت به حال افراد زندانی مواجه می‌شدیم.

 

اظهارات داود منصوری به شرح صفحات ۲۷۷ الی ۲۷۸ ج ۲:

بنده خود شاهد مرگ روح‌الامینی بودم چنان مرگ غم‌انگیزی بود ایشان از آلودگی که در محیط کهریزک بود چنان عفونتی کرده بود بنده ایشان که دچار تشنج شده بود که تا زندان اوین به کمک بچه‌ها چند بار فک قفل شده ایشان را باز کردند و تنفس ایشان را برگردانند و کم لطفی مسئولین که در جلوی درب اوین  و بی مسئولیتی کادری که ما را به اوین منتقل می‌کردند که با بی‌رحمی تمام حتی به محسن می‌گفتند که فیلم بازی نکن پاشو کثافت و فحش رکیک می‌دادند به ایشان، آرام از دنیا رفت.

 

اظهارات عبدالرضا کرمی نوری به شرح صفحه ۳۲۳ ج ۲:

مرحوم روح‌الامینی به علت فضای آلوده زندان پوست‌اش چرک کرده بود همه جوش‌هایش بیرون ریخته شده بود و خون می‌آمد. برای ایشان هم توجه و رسیدگی برای بردن به دکتر انجام نشد آب آلوده آنجا هم وضع ایشان را بدتر کرده بود تا آنجایی که یادم است بسیار دلسوز بود جای خواب خود را به بچه‌ها می‌داد و با اینکه خودش حال مناسبی نداشت به باد زدن بچه‌ها پرداخت.

 

اظهارات محمد فرخی یگانه به شرح صفحه ۴۹۹ ج ۳:

در مورد آقایان روح‌الامینی و جوادی‌فر می‌دانم که مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند.

 

اظهارات حامد زندیفر به شرح صفحات ۵۰۵ الی ۵۰۸ ج ۳:

پوست پشت بدن روح‌الامینی چرک کرده بود و چند بار هم در قرنطینه حالت تشنج به او دست داد که روزی می‌خواستند ما را به اوین ببرند توی ون ما بود که حالت تشنج به او دست داد و ما آمدیم که فکش قفل شده بود باز کنیم ناخن علی داورزنی گیر کرد و شکست پس از کلی التماس به راننده و سربازان گفتند که پرسیدن دم درب اوین آنجا دکتر هست. محسن واقعا حالش خراب بود ما ۱۵ دقیقه جلوی درب اوین توی ماشین بودیم که از دکتر خبری نبود. مامورین همانگونه که بقیه را مورد ضرب و شتم قرار می‌دادند با مرحومین نیز همین‌گونه رفتار می‌کردند.

 

اظهارات اکبر طاهری به شرح ۵۴۸ ج ۳:

زمانی‌که در کهریزک بودیم حال روح‌الامینی خراب بود و همان‌طور که قبلا گفته‌ام این سه نفر به صورت فجیع مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفتند شاید اگر مدت بازداشت ما بیشتر می‌شد تعداد نفراتی که فوت می‌کرد بیشتر هم می‌شد.

 

اظهارات حامد ملک‌زاده به شرح صفحه ۵۶۰ ج ۳:

من با روح‌الامینی در یک قرنطینه بودم اگر از همان روزهای اول پزشک بررسی می‌کرد هیچ‌گونه مسئله‌ای پیش نمی‌آمد و روز به روز عفونت بیشتر نمی‌شد به علت عدم اعزام نامبرده به پزشک فوت کرد.

 

اظهارات محمد محمدپور به شرح صفحات ۵۷۱ الی ۵۷۵ ج ۳:

در آنجا شخصی به نام روح‌الامینی زیر شکنجه جان خود را از دست داد و علت فوت آن‌ها عدم رسیدگی به بیماری و جراحت عفونی و چشم آن‌ها بود که رسیدگی نشد.

 

اظهارات مسعود علیزاده به شرح صفحات ۵۷۸ و ۵۸۰ ج ۳:

روح‌الامینی پشت‌اش جوش زده بود که بر اثر زیاد ماندن در کهریزک جوش های بدن او چرک کرد و از جوش‌هایش چرک بیرون می‌زد و هیچ کس او را پیش دکتر نبرد و در جلوی اوین فوت کرد و علت فوت آن‌ها عدم رسیدگی به عفونت و زخم‌های چشم بود که رسیدگی نشد.

 

اظهارات مسلم عیدی به شرح صفحه ۵۸۴ ج ۳:

زمانیکه از کهریزک بیرون آمدیم روح‌الامینی تشنج گرفته بود که وقتی به زندان اوین منتقل شد بچه‌ها گفتند فوت کرد.

 

اظهارات سید اشکان خراسانی به شرح صفحه ۶۷۳ ج ۴:

روح‌الامینی مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته بود مثل همه ما عفونت کرد و عفونت داخلی پیدا کرده بود و از چگونگی مرگ کامرانی خبر ندارم.

 

اظهارات میثم کارگر به شرح صفحه ۶۴۳ ج ۴:

آن‌ها هم مثل ما کتک می‌خوردند و آنها در آنجا که بودند نیاز به پزشک داشتند. ما به مسئولین زندان می‌گفتیم اعتنایی نکردند.

 

اظهارات محمد صادقلو به شرح صفحه ۷۱۶ ج ۴:

مرحومین کامرانی و روح‌الامینی تحت فشارهای عصبی شدید و شکنجه‌هایی که به صورت عمومی به همه داده می‌شد و این که توان زیادی بر اثر برخورد شدید و وحشیانه آن‌ها نداشتند آسیب دیدند و منجر به مرگ آن‌ها شد.

 

اظهارات هومن رجبی به شرح صفحه ۷۲۶ ج ۴:

نحوه برخورد مسئولین خیلی بد و وحشیانه بود فرقی بین ما و بچه‌هایی که در حال مرگ بودند نبود به نظر من علت فوت این سه نفر بی‌توجهی و شکنجه‌های فراوان بود.

 

اظهارات هاتف سلطانی به شرح صفحه ۷۳۰ ج ۴:

روح‌الامینی در روز دوم در حین پامرغی و در حین کوتاه کردن مو دچار ضربه با لوله به سر و گردن و کمر شده بود و در شبی دیگر به همراه سه تن دیگر به بیرون خوانده شده بود.

 

اظهارات طه زینالی به شرح صفحه ۷۳۵ ج ۴:

برخورد مسئولین با این سه نفر با این که حال و روز خوبی نداشتند مثل دیگران بود یعنی تنبیهات، کتک‌ها و ضرب و شتم‌ها در مورد این دوستان هم وجود داشت و در مورد روح‌الامینی و کامرانی شدید بودند. جراحات و وضعیت بد آن‌ها باعث عفونت شدید شد که منجر به فوت آن‌ها شد. همچنین ستوان گنج‌بخش در زندان اوین در حضور معاونت زندان اوین در حالی که محسن روح‌الامینی بیهوش روی زمین افتاده بود با پوتین چند بار محکم به او لگد زد و گفت بلند شو فیلم بازی نکن.

 

اظهارات رضا احمدی به شرح صفحه ۷۵۱ ج ۴:

با این سه نفر مثل همه برخورد می‌کردند و همه را کلاغ پر می‌بردند و به آن‌ها نیز با این که حال خوبی نداشتند همانقدر غذا و هواخوری می‌دادند.

 

اظهارات مهرداد گنجی به شرح صفحه ۷۵۴ ج ۴:

به هیچ عنوان به حرف آن‌ها گوش ندادند و هیچ دکتری به آنجا نیامد که به درد آنها برسند مرحوم امیر جوادی‌فر در اتوبوس در راه اوین فوت کرد که علت مرگ آن بی‌توجهی مسئولین کهریزک بود کامرانی و روح الامینی به علت بهداشت نا مناسب  آنجا و عفونتی که کرده بودند فوت کردند.

 

اظهارات امیر میر امینی به شرح صفحه ٧٧۶ ج ۴:

روح الامینی حال وخیمی داشت و مسئولین کهریزک  بی اعتنایی کردند و رسیدگی نمی کردند که روح الامینی وقتی که ما را به اوین انتقال دادند داخل اوین فوت کرد.

 

اظهارات حمید حجازها  به شرح صفحه ٧٨۱ ج ۴:

آقای روح الامینی مثل همه ی بچه ها بودند ولی نسبت به دو نفر (کامرانی و جوادی فر ) بیشتر در کهریزک کتک خوردند.

 

اظهارات محمد محمدی به شرح صفحه ٨۱۵ ج ۵:

من با روح الامینی در تهران دستگیر شدیم ولی درحال دستگیری هیچ ضرب و شتمی انجام نشد و فقط بعلت غیربهداشتی بودن و نبودن پزشک بود که تمام بدن او عفونت کرد و ضرب و شتم در کهریزک برای همه افراد بود و هیچ عذری موجود نبود حتی افرادی بودند که پلاتین در اعضای بدن خود داشتند ولی برای آنها هیچ فرقی نمی کرد.

 

اظهارات حامد زندی فر به شرح صفحات ٨۱۶ الی ٨۱٧ ج ۵:

در زندان کهریزک چون شرایط برای همه سخت بود و همه فقط تلاش می کردند که زنده بمانند و آنها هم مثل بقیه ما کتک خوردند ولی من دقیق یادم نیست چه کسی آنها را می زد، ولی افرادی که معمولا می زدند خمیس آبادی و محمدیان و گنج بخش به همراه محمد طیفیل بودند و این سه نفر هم در سطح ما کتک خوردند حالا کمی بیشتر یا کمتر.

 

اظهارات فربد ابراهیم زاده به شرح صفحه ی ٨۱٨ ج ۵ :

در خصوص کهریزک هم چون تعداد نفرات زیاد بودند بنده متوجه ضرب و شتم شخص ایشان نشدم  ولی در روز آخر خودم ایشان را دیدم که از دست خمیس آبادی چند ضربه کمربند دریافت کرد که منجر به خونریزی سطحی در پشت ایشان شد زیرا در آن چند روز پشت ایشان عفونت کرده بود و بسیار حساس شده بود.

 

اظهارات متهم گنج بخش به شرح صفحه ی ٨٢۱ ج ۵ :

فوت مرحوم روح الامینی نیز بعد از رسیدن به اوین به علت مسافت زیاد و شدت گرما چند نفر جدا از بقیه نشستند که علی رغم تاکید این جانب به مسئول پذیرش بهداری اوین  به بالین آنها نیامد در نتیجه با اورژانس ۱۱۵ تماس گرفتند و به بالین ایشان آمد بعد از بررسی اولیه سرنگ به وی تزریق کردند و اظهار داشتند که باید به بیمارستان منتقل شود .

دو نفر سرباز وظیفه مامور مراقب با اورژانس به بیمارستان منتقل شد زمانی که روح الامینی زمین افتاده بود من با لگد نزدم با مسول پذیرش اوین صحبت کردم که سریعا عوامل بهداری به بالین وی بیاید ولی اظهار داشتند به گفته ی عوامل بهداری افرادی که روی زمین هستند را پذیرش نکنند و بعد از آمدن عوامل اورژانس به زندان نیز به وی سرنگ تزریق و اظهار داشتند که ایشان مواد مخدر مصرف کرده ولی بنده اظهار کردم مواد در اختیار آنها نبوده و لحظه ای که روی زمین بود به گمانم بر اثر تشنگی افتاده بود که توسط یکی از سربازها به دهان وی آب ریختیم ولی متاسفانه افاقه نکرد و از دهان وی کف بیرون آمده بود و با اورژانس به بیمارستان منتفل شد.

 

اظهارات مهدی بهمن زاده به شرح صفحه ی ٨۴٩ ج ۵ :

محسن روح الامینی از بدو ورود بدنش جوش زده بود و اوضاع خوبی نداشت تا اینکه طی حضور در کهریزک دچار عفونت شدید به طوری که جوش های بدنش بزرگ شده و شروع به ترکیدن کرد.

 

اظهارات سامان گنجی به شرح صفحات ٨غ۵۴ ج ۵:

نحوه ی برخورد با مرحومین وحشیانه بود به صورتیکه روح الامینی دچار گیجی و منگی شده بود به علت برخورد زیاد باتوم با سرش و بدنش نیز از شکنجه عفونت کرده بود و گ ۱ رهسپار دستبند ها را محکم بستند و با فریاد و داد و بی داد فضایی از دعب و وحشت ایجاد می کردند و وقتی در اتوبوس خواستیم آب به روح الامینی بدهیم به ما ندادند و آب را خودشان می خوردند و به ما نمی دادند.

 

اظهارات احمد زمان پور به شرح صفحه ی ٨۴۴ ج ۵:

بر خورد با آنها (مرحومین) مثل همه ی ما بود لیکن حال آنها وخیم تر بود و وقتی که می گفتیم حالشان بد است می گفتند به درک بگذارید همه شان بمیرند و به خاطر شکنجه خصوصا محمد کرمی که بیشتر از همه آنها را کتک میزد و ملاحظه نمی کرد فوت شدند و دو نفر از آنها که در اتوبوس به سمت اوین میرفت حالشان بد بود که به مسئولین اتوبوس گفتیم که اینها دارند میمیرند  ولیکن اهمیتی ندادند و فوت شدند و فکر کنم روح الامینی در زندان فوت شد.

 

اظهارات علیرضا اصفهانی به شرح صفحه ی ٨۶۵ ج ۵:

محسن روح الامینی به شدت پشتش چرک کرده بود و دکتر ایشان را دید ولی هیچ تجویزی برای او نکرد و با آقای روح الامینی هم مثل همه بر خورد کردند.

 

اظهارات صادق صولتی به شرح صفحات ۱٢٨ و ۱٢٩ ج ۶:

روح الامینی نیز در بازداشت گاه ما بود .او به یکی از بیماری های عفونی پوستی نادر مبتلا بود و در آن چهار روز که در کهریزک بودیم اصلا نخوابید و همش سر پا بود و احتمال این وجود دارد که به علت شرایط بد و عفونت پشتش باعث ورود عفونت به خونش و سکته کرده باشد. مثلا به بازداشتی و اصلا شرایط خاص جسمانی آنها توجه نداشتند و همان طور که در بالا نوشتم آنها را مورد شکنجه قرار می دادند و باعث فوت شد.

 

اظهارات نادر نجفی به شرح صفحه ی ۱۱٣٩ الی ۱۱۴۱ ج ۶:

در مجموع همه ی بازداشتی ها را مورد ضرب و شتم قرار می دادند و بنده روز آخر آقای جوادی فر که در کنار من درخواست آب داشتند را دیدم که سرهنگ کمیجانی اعتنایی نکرد و ایشان در اتوبوس فوت کرد و مثل بنده ایشان و بقیه ی مرحومین در زندان توسط محمدیان و خمیس آبادی مورد ضرب و شتم و کلاغ پر قرار گرفتیم و به علت اینکه تعدادی توان کتک نداشتند بیهوش شدند.

در مجموع با تمام افراد بازداشتی در کهریزک هم برخورد بدی داشتند و کسانی که جرات صحبت کردن داشتند مورد ضرب و شتم قرار می گرفتند.ولی میگفتند اینجا آخر دنیاست و صدایتان به هیچ کجا نمیرسد و آقای روح الامینی تقاضای عینک کردند و گفتند جایی را نمیبینم و مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.بنده چون خودم عینکی هستم به طور واضح نمیدیدم که به کدام قسمت ایشان ضربه میزدند و صدای جیغ زدنها از سلول بیرون میامد.

 

اظهارات پیمان شهنایی به شرح صفحات۱۱۵۴ الی  ۱۱۵۵ ج ۶:

رفتارشان بسیار شنیع و غیر انسانی بود و به نحوی بودکه کسی تظیر آنرا از هیچ جلادی ندیده است.

مرحوم روح الامینی را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده و با لوله ی آب به پشت سرش زدند که بر اثر این ضربه ها منجر به فوت آن مرحوم شد.

 

اظهارات داود منصوری به شرح صفحات ۱۱٨۶ الی ۱۱٨٨ ج ۶:

من در قفس بودم با آین اقایان (مرحومین) برخورد نداشتم تا زمانیکه به زندان اوین منتقل شدیم که در آن زمان محسن روح الامینی در ماشین ما بود که در آن لحظه حال محسن عزیز بد بود که ما هر چقدر درخواست کمک کردیم از مامورین بدرقه ولی اصلا توجه نمی کردند و با ضربات لوله ما را ساکت می کردند.بنده وضعییت محسن را چنین توصیف  کردم که بر سر و بدن ایشان ضربه هایی وارد شده بود که باعث ترکیدگی جوشهای بدن ایشان شده بود که چون محیط آنجا چنان آلوده بود که وی عفونت شدید کرده بود و در بین راه فک ایشان قفل شد و توسط شهرام کردستان چی که یکی از بچه های ما بود و دیگر بچه ها فک ایشان باز شد و کمی آرام شد ولی در نزدیکی زندان اوین دوباره دچار تشنج شد و کف از دهان محسن بیرون می آمد ما از کاروان جدا شده بودیم و بیست دقیقه زودتر به اوین رسیده بودیم هرچقدر التماس مأمورین و سربازها را کردیم محسن را انتقال ندادند و حتی در محیط زندان اوین یکی از استوارها به اسم رهسپار با لگدهایی پی در پی  او را دچار ضرب و شتم قرارداد و به او می گفت بلند شو فیلم بازی نکن و محسن روحش آرام آرام از زمین بلند شد.

 

اظهارات محمد محمدپور به شرح صفحه ۱٢٢٠ ج ۶

از روز اول تمام بچه ها مورد ضرب و شتم قرار می گرفتند که مرحوم روح الامینی را کلاغ پر و پامرغی و جوادی فر به همراه او کتک می خوردند تمام آقایان از قبیل محمدیان خمیس آبادی محمد طیفیل کمیجانی تمام بچه ها را از قبیل جوادی فر و روح الامینی را تنبیه بدنی با لوله به تمام بدن می کردند و بیشتر تنبیهات در حیاط بازداشتگاه بود و در روز آخر آقای خمیس آبادی با لوله به کمر روح الامینی ضربه زده حتی کمر ایشان به شدت عفونت کرده بود.

 

اظهارات وحید وکیلی به شرح صفحه ۱٣۴٧ ج ٧ :

با آنها برخورد بدی داشتند و روح الامینی نیز در شرایط بسیار بدی قرارداشتند و اصلا آنها را به پزشک نمی بردند.

 

اظهارات علی داورزنی به شرح صفحه ۱٣٣۵ ج ٧:

مرحوم روح الامینی پشتش پر از جوش بود که چرک کرده بود و چند بار توی کهریزک به حالت بی هوش افتاد که ما آب به صورتش می زدیم و او را به هوش می آوردیم. در روز آخر من و چند نفر دیگر آخرین نفراتی بودیم که داخل ون سوار کردند و بما گفتند که سرهایتان را بر روی صندلی بگذارید و بیرون را نگاه نکنید. مرحوم روح الامینی روی صندلی ردیف جلو نشسته بود و من از میان صندلی دیدم که دستانش قفل شده و من انگشت را در دهانش کردم که لای دندانهایش گیر کرد و بعد یکی از بچه ها یک بطری آب معدنی را لای دندانهایش کرد تا دهانش را باز نگه دارد بعد وی کف بالا آورد و ما او را خواباندیم کف ماشین ، بدنش داغ بود. نبضش تند و قلبش آرام می زد وقتی رسیدیم جلوی اوین تقریباً نیمه جان بود و بعد او را توی حیاط زیر درخت گذاشتند و دیگر او را ندیدم.

 

اظهارات حسین نصر اصفهانی به شرح صفحات ۱٠٣٨، ۱٠۴٠ و٢۵٣٩ ج ۱٠:

در مورد این سه نفر (مرحومین) می توانم با صراحت بگویم که همانقدر که ما تنبیه شدیم آنها هم تنبیه شدند و محسن روح الامینی و کامرانی در اوین وقتی حالت تشنج پیدا کردند آنها را به بیمارستان بردند و وقتی که حال روح الامینی بد شد در سایه او را خواباندیم که حتی یک ستوانی هم بود که به او لگد میزد تا اینکه با آمبولانس به بیمارستان منتقل کردند. امیر جوادی فر با اینکه وضعیتش بد بود او را مانند ما تنبیه می کردند و محسن روح الامینی هم همینطور و محمد کامرانی و تمامی بچه ها فرقی نمی کرد به همان شرایط اذیت می کردند و جوشهایی پشت محسن زده شده بود و ان جوشها ترکیده بود و یکی از علل مرگ او می تواند باشد.

ضمناً آقایان طاها زینالی ، حامد زندی فر ، مهدی بهمن زاده، فرید ابراهیم زاده، رضا ابراهیم زاده، حسین باغبان، مسعود علیزاده، محمد محمد پور به شرح صفحات ٨٩٣ الی ٨٩۶ پرونده اظهار نموده اندکه در روز دوم استوار خمیس آبادی مرحوم روح الامینی را با لوله آب کتک زده است.

 

ج-٣. مرحوم محمد کامرانی فرزند علی، تحصیلات: دیپلم، زایچه ۱٣٧٠/۱٢٧٠٨۶٨٧۶۴ اصفهان تاریخ بازداشت ۱٩/۴/٨٨ کهریزک.

نوع اتهام: تبانی و اجتماع با هدف اقدام علیه امنیت داخلی و تخریب اموال عمومی ، فعالیت تبلیغی علیه نظام، شماره پرونده:۵٧٠/٨۵/٨٨ ، تاریخ فوت: ٢۵/۴/٨٨

اظهارات محسن دهقانی به شرح صفحه ٩۵ ج یکم:

نفر سوم (کامرانی) که در اوین دیدم چندین بار بلند شد و به زمین خورد حالش خیلی وخیم بود او را به بیمارستان منتقل کردند و فوت کرد.

 

اظهارات حسین باغبان به شرح صفحه ۱۵۵ ج یکم:

در مورد محمد کامرانی فقط میدانم به علت عفونت داخلی فوت کرده و در اوین بند ۱ اتاق ٣ نمی توانسته روی دو پای خود بایستد.

 

اظهارات محمد حسین رشیدنیا به شرح صفحه ٢٠٩ ج ٢:

مرحومین جوادی فر ، کامرانی و روح الامینی کلیه این بچه ها جزء گروهی بودند که مورد شکنجه قرار گرفتند اگر امکانات رفاهی و پزشکی در زندان (حداقل امکانات) بود هیچ کدام از این بچه ها فوت نمی کردند.

 

اظهارات رضا ذوقی به شرح صفحه ٣٧٨ ج ٢:

یکی از بچه ها به نام محمد کامرانی چندین باردر اوین به زمین افتاد که با کمک بچه های دیگر به آمبولانس انتقال داده شد و پس از چند روز متوجه شدیم فوت کرده است.

 

اظهارات علی اکبر خوش اخلاق به شرح صفحات ٣٨٠- ٣٨٣ ج ٢:

روزی ما را بردند حیاط و از ما خواستند پا مرغی برویم اگر یک لحظه توقف می کردیم با لوله پلاستیکی ما را می زدند. روزی که می خواستند ما را به اوین منتقل کنند یک نفر از دوستانمان داخل اتوبوس جان خود را از دست داده بودند که همان جلوی در اوین او را از ماشین پیاده کردند و کامرانی در داخل اتاق حتی قادر به ایستادن نبود و به زمین می افتاد تا اینکه او را به بیرون بازداشتگاه بردند.

 

اظهارات محمد فرخی یگانه به شرح صفحه ۴٩٩ ج ٣:

کامرانی از لحاظ آزار جسمی کاملاٌ مانند بقیه افراد بازداشتی بود.

 

اظهارات حامد زندیفر به شرح صفحات ۵٠۵ الی ۵٠٨ ج ٣:

مأموران با مرحوم روح الامینی و جوادی فر و کامرانی همانگونه که بقیه را مورد ضرب و شتم و شکنجه  قرار می دادند با آنها هم همانطور برخورد می کردند. مثلاً مرحوم جوادی فر در کهریزک به دکتر فرستاده شد آن هم به خاطر التماسهای ما که پس از بازگشت گفت دکتر به من فحش داد و گفت برو تو از من سالم تری . در صورتیکه چشم امیر پاره شده بود و چرک کرده بود و واقعاً حالش بد بود و یا محسن روح روح الامینی توی راه حالش بد شد و تشنج کرد یا محمد کامرانی که داخل اوین حالت غش و تشنج به او دست داد و رنگش پریده بود و می گفت پاهایم شل شده که فکر کردم قند خونش پایین آمده که بعد از چند روز فوت کرد.

 

اظهارات اکبر طاهری به شرح صفحات ۵۴٨ ج ٣:

آقای کامرانی که همان روز به اوین آمدیم در داخل اوین حالشان بد شد و بعد فهمیدیم که فوت کرده است. همانطور که قبل هم توضیح دادم این سه نفر به صورت فجیع مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفتند که اگر مدت بازداشت بیشتر می شد تعداد نفراتی که فوت می کردند بیشتر هم میشد.

 

اظهارات اسحاق رضائی به شرح صفحه ۵۵۵ ج ٣:

کامرانی فر در اوین تشنج کرد و حالش خراب شد و همانجا فوت کرد و بچه ها را شکنجه کردند و طاقت نداشتند زنده بمانند و علت فوت آنها کثیفی زندان و آب و محل بود و دود و گازوئیل می دادند و حالشان خراب شد.

 

اظهارات محمد محمد پور به شرح صفحات ۵٧۱ الی ۵٧۵ ج٣:

شخص دیگری بنام محمد کامرانی به همان ترتیب جان خود را از دست داد بنده فریاد میزدم که این بنده خدا مرده ولی محمد رضا کرمی بنده را بیرون آورد و با پابند مرا آویزان کرد و با باتوم میزد و می گفت بگو غلط کردم و علت فوت آنها عدم رسیدگی به بیماری و جراحت عفونی و چشم آنها بود که به هیچ عنوان رسیدگی نمی شد.

 

اظهارات محمد صادقلو به شرح صفحه ٧۱۶ ج ۴:

مرحومین کامرانی و روح الامینی تحت فشار های عصبی شدید و شکنجه هایی که بصورت عمومی به همه داده می شد و اینکه توان زیادی در برابر برخورد شدید و وحشیانه آنها نداشتند آسیب دیده و منجر به مرگ آنها شد.

 

اظهارات هومن رجبی به شرح صفحه ٧٢۶ ج ۴:

نحوه برخورد مسئولین خیلی بد و وحشیانه بود. فرقی بین ما و بچه های در حال مرگ نبود به نظر من علت فوت این سه نفر بی توجهی و شکنجه فراوان بود.

 

اظهارات هاتف سلطانی به شرح صفحه ٧٢٩ ج ۴:

در مورد محمد کامرانی آنچه که می دانم این بود که او در روز دوم دچار عفونت بود و نمی توانست تکان بخورد و در آمارگیری مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود.

 

اظهارات طه زینالی به شرح صفحه ٧٣۵ ج ۴:

برخورد مسئولین با این سه نفر با اینکه حال و روز خوبی نداشتند مثل دیگران بود یعنی تنبیهات، کتکها و ضرب و شتم ها در مورد این دوستان هم وجود داشت و در مورد روح الامینی و کامرانی شدید بودن جراحات و وضعیت بد آنها باعث عفونت بدنی شدید شد که منجر به فوت آنها گردید.

 

اظهارات رضا احمدی به شرح صفحه ٧۵۱ ج ۴:

با این سه نفر مثل همه برخورد می کردند و همه را کلاغ پر می بردند و به آنها نیز با اینکه حال خوبی نداشتند همانقدر غذا و هواخوری می دادند.

 

اظهارات مهرداد گنجی به شرح صفحه ٧۵۴ ج ۴:

به هیچ عنوان به حرف آنها (سه مرحوم) گوش ندادند و هیچ دکتری به آنجا نیامد که به درد آنها برسد مرحوم امیر در اتوبوس در راه اوین فوت کرد که علت مرگ آن بی توجهی مسئولین کهریزک بود و کامرانی و روح الامینی به علت بهداشت آنجا و عفونتی که کرده بودند از بین رفتند.

 

اظهارات حمید حجارها به شرح صفحه ٧٨۱ ج ۴:

کامرانی تا لحظه ورود به اوین مثل بقیه بچه ها بود و همراه همه کتک خورد.

 

اظهارات محمد فرخی یگانه به شرح صفحه ٨۱٣ ج۵:

محمد کامرانی از این امر مستثنی نبود نحوه برخورد با وی در کهریزک نیز مانند ما بود و در همان حدی که من کتک خوردم محمد نیز کتک خورد تا زمان ورود به اوین وضعیتش مثل ما بود ولی در اوین وضعیتش بد شد و به بیمارستان منتقل شد.

 

اظهارات مهدی بهمن زاده به شرح صفحه ٨۴٩ ج ۵:

وضعیت محمد کامرانی را در کهریزک ندیدم ولی در اوین به نظر دچارمشکل عصبی و جسمی شد بطوریکه مغز به بدن فرمان نمی داد و خودم شاهد بودم که در اوین وقتی وارد شدیم بدنش حالت فلج داشت.

 

اظهارات سامان گنجی به شرح صفحه ٨۵۴ و ٨۵۵ ج ۵:

نحوه برخورد با مرحومین خیلی وحشیانه بود و محمد کامرانی نیز به همین صورت و با شکنجه مأمورین و ضرب و شتم بازداشت کننده های اولی فوت کرد.

 

اظهارات علیرضا اصفهانی به شرح صفحه ٨۶٨ ج ۵:

آقای کامرانی هم در اوین حالشان بد شد وکیل بند آنجا گفت ما همه اینجوری شدیم و با کامرانی و روح الامینی هم مثل همه بچه ها برخورد کردند.

 

بخش چهارم از سند دوم

ده صفحه آخر سند دوم جنایت کهریزک به نظریه بازپرس در خصوص متهمان پرداخته است که متن کامل آن بشرح زیر است:

k13

د) نظریه بازپرس:

با عنایت به جمیع محتویات پرونده ، گزارش بازرسی کل ناجا، گزارش هیئت نظارت و بازرسی حفظ حقوق شهروندی دادگستری استان تهران، اظهارات شکات و گواهان مضبوط در پرونده، نظریه های پزشکی قانونی، اظهارات متهمین به شرح مندرج در پرونده، صورتجلسه های مواجهه حضوری بین شکات و متهمین و صورتجلسه محل به عمل آمده و بنا به دلایل ذیل این بازپرسی قتل مرحوم کامرانی، روح الامینی و جوادی فر را مستند به بند ماده ٢٠۶قانون مجازات اسلامی از مصادیق قتل عمد قلمداد می نماید:

 

۱-اظهارات مکرر شکات و مطلعین حاکی از این است که مأمورین بازداشتگاه در گفته های خود به بازداشت شدگان تصریح نموده اند که  چند نفر از شما در کهریزک خواهد مرد و اینکه شماره تلفن بدهید تا در پرونده شما ضبط گردد چون پس از فوت باید با خانواده شما تماس بگیریم و جسد شما را تحویل آنان دهیم. این اظهارات خود، گویای وجود قصد فعل و مفروض بودن سوء نیت در متهمان می باشد به طوریکه عمل را به همان نحوی که قصد کرده اند واقع ساخته اند.

 

٢- وضعیت بهداشت، درمان،تغذیه و نحوه نگهداری نامناسب بازداشتی ها در قرنطینه شماره یک که گاهاً فاصله بین دو وعده غذایی قریب به یک شبانه روز به طول می انجامید باعث ضعف مفرط جسمانی بازداشت شدگان و کاهش مقاومت بدنی آنان در مقابل جراحات ناشی از ضرب و جرح می شده است. توضیحاً اینکه در قتل باید بین صدمات وارده و مرگ رابطه علیت( سببیت) برقرار باشد؛ به عبارت دیگر مرگ معلول صدمات وارده باشد، در ما نحن فیه نیز مطابق نظریه پزشکی قانونی علت فوت سه نفر، شدت صدمات وارده ظرف مدت ٧٢ ساعت تشخیص داده شده است.

 

٣-با توجه به مسبوق بودن ایراد ضرب و جرح نسبت به بازداشت شدگان تحت عنوان اراذل و اوباش و سوابق و حوادث ناخوشایند اتفاق افتاده در خصوص نامبردگان ، مأمورین از ایراد ضرب و جرح نسبت به بازداشتی های اخیر و حتی فوت آنان هیچ ترس و واهمه و ابایی نداشته اند.

علی ای حال از آنجا که قانونگذار در بند ب ماده ٢٠۶ قانون مجازات اسلامی مصرح نموده است:

مواردی را که قاتل عمداً کاری را انجام دهد که نوعاً کشنده باشد هر چند قصد کشتن شخص را نداشته باشد در ما نحن فیه نیز فعل ارتکابی مأمورین ضارب (محمدیان، خمیس آبادی و محمد کرمی) واجد آنچنان خصوصیتی است که حکایت از قصد فعل نوعاً کشنده و نیز قصد انجام عمل نوعاً کشنده را نسبت به مقتولین دارد، از این رو عمل ارتکابی آنان با قتل ملازمه داشته و مستند به بند ب ماده ٢٠۶ قانون مجازات اسلامی ، از مصادیق قتل عمد می باشد.

 

k14

لذا در خصوص اتهامات انتسابی به متهمین به شرح ذیل اظهار نظر نهایی می گردد:

۱-در خصوص اتهامات آمریت در گزارش خلاف واقع و بی مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی منجر به فوت سه نفر منتسب به متهم ردیف دوم ( سرتیپ عزیزالله رجب زاده).

 

٢-اتهامات مشارکت در گزارش خلاف واقع، بی مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی درارتباط با امور خدمتی منجر به فوت سه نفر، محروم کردن بازداشتی ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و فراهم کردن موجبات ایجاد جو بد بینی نسبت به ناجا منتسب به متهم ردیف سوم ( سرهنگ روانبخش فلاح).

 

٣-اتهامات بی مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی درارتباط با امور خدمتی منجر به فوت سه نفر، فراهم کردن موجبات ایجاد جو بد بینی نسبت به ناجا و محروم کردن بازداشتی ها از حقوق مقرر در قانون اساسی منتسب به متهم ردیف چهارم ( سرهنگ محمد عامریان).

 

۴-اتهامات آمریت در ایراد ضرب و جرح شکات، آمریت در ایراد ضرب و جرح منجر به قتل عمدی سه نفر ، محروم کردن بازداشتی ها از حقوق مقرر در قانون اساسی ، مشارکت در گزارش خلاف واقع و فراهم کردن موجبات ایجاد جو بد بینی نسبت به ناجا منتسب به متهم ردیف پنجم ( سرهنگ دوم فرج کمیجانی)

 

۵. اتهامات ایراد ضرب و جرح شکات، محروم کردن بازداشتی ها از حقوق مقرر درقانون اساسی، فراهم کردن  موجبات ایجاد جو بد بینی نسبت به ناجا و اهانت به شکات منتسب به متهم ردیف هشتم ( ستوان سید کاظم گنج بخش)

 

۶. اتهامات ایراد ضرب و جرح شکات، مشارکت در ضرب و جرح منجر به قتل عمدی روح الامینی ، جوادی فر و کامرانی، محروم کردن آنان از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق  شهروندی موضوع ماده واحده قانون احترام به آزادی های مشروع اهانت به شکات و فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا منتسب به متهم  ردیف نهم ( استوار محمد خمیس آبادی )

 

٧.اتهامات ایراد ضرب و جرح شکات، مشارکت در ضرب و جرح منجر به قتل عمدی روح الامینی ، جوادی فر و کامرانی محروم کردن آنان از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی موضوع ماده واحده قانون احترام به آزادی های مشروع، اهانت به شکات و فراهم کردن موجبات ایجاد جو بد بینی نسبت به ناجا منتسب به متهم ردیف دهم ( استوار ابراهیم محمدیان )

 

٨. اتهامات ایراد ضرب و جرح شکات، فحاشی به شکات،  محروم کردن بازداشتی ها از حقوق مقرر در قانون اساسی و فراهم کردن موجبات جو بد بینی نسبت به ناجا منتسب به متهم ردیف یازدهم ( استوار اکبر رهسپار)

 

٩-اتهامات اهانت به شکات ، ایراد ضرب و جرح شکات، فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا و محروم نمودن شکات از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی موضوع ماده واحد قانون احترام به آزادی های مشروع منتسب به متهم ردیف دوازدهم (استوار حمید زندی)

 

۱٠- اتهامات اهانت به شکات ، ایراد ضرب و جرح شکات، فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا و محروم کردن بازداشتی ها از حقوق مقرر در قانون اساسی منتسب به متهم ردیف سیزدهم (استوار سید مهدی حسینی فر)

 

۱۱-اتهامات ایراد ضرب و جرح شکات ، اهانت به شکات و   مشارکت در ایراد ضرب و جرح منجر به قتل عمدی روح الامینی، جوادی فر و کامرانی منتسب به متهم ردیف چهاردهم (غیرنظامی محمد رضا کرمی)و همچنین

 

۱٢-اتهامات ایراد ضرب و جرح ، فحاشی و فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا منتسب به متهم ردیف شانزدهم (استوار مجید وروایی) را محرز دانسته و مستند به مواد ۵۴و۵۵ و ٧٨ قانون مجازات جرائم نیروهای مسلح و بند ب ماده ٢٠۶ و مواد ۴٨٠ ، ۵٧٠ و ۶٠٨ قانون مجازات اسلامی با رعایت مواد ۱۶، ۱٧، ۴٧،۵٧ همان قانون و ماده واحده قانون احترام به آزادی مشروع ، قرار مجرمیت آنان صادر می گردد.

 

۱٣-درخصوص اتهامات کتمان حقیقت و فراهم  نمودن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا منتسب به متهم ردیف دوم(سرتیپ عزیزا… رجب زاده )

 

۱۴-اتهام آمریت در ضرب و جرح بازداشت شدگان منجر به قتل ۴ نفر منتسب به متهم ردیف سوم(سرهنگ روانبخش فلاح).

 

۱۵-اتهامات آمریت در ایراد ضرب و جرح ، کتمان حقیقت ، مشارکت در گزارش خلاف واقع منتسب به متهم ردیف چهارم(سرهنگ محمد عامریان)،

 

۱۶-اتهامات آمریت در ایراد ضرب و مباشرت در ایراد ضرب ، فحاشی نسبت به شکات و فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا منتسب به متهم ردیف ششم (سروان نعمت ا… اقطایی)

 

۱٧-اتهامات ایراد ضرب و جرح نسبت به شکات، فحاشی نسبت به شکات، فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا، محروم کردن شکات از حقوق مقرر در قانون اساسی و عدم رعایت حقوق شهروندی موضوع ماده واحده قانون احترام به آزادی های مشروع و شروع به قتل منتسب به متهم ردیف هفتم (ستوان یکم حسین وسطی)

 

۱٨- اتهام شروع به قتل منتسب به متهم ردیف سیزدهم (گروهبان سید مهدی حسینی فر)

 

۱٩- اتهامات عدم انجام وظیفه منجربه فوت چهارنفر و مصدوم شدن سایر بازداشتی ها و فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا منتسب به متهم ردیف هجدهم (سرهنگ پزشک سجادا… فرهمندپور)

 

٢٠- اتهامات عدم انجام وظیفه منجربه فوت چهارنفر و مصدوم شدن سایر بازداشتی ها، کتمان حقیقت، فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا منتسب به متهم ردیف نوزدهم (ستوان دوم امان قلی قاضلار )

 

٢۱- اتهامات عدم انجام وظیفه منجربه فوت چهارنفر و مصدوم شدن سایر بازداشتی ها، کتمان حقیقت و فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا منتسب به متهم ردیف بیستم (ستوان سوم علی جعفرزاده) و همچنین

 

٢٢- اتهامات عدم انجام وظیفه منجربه فوت چهارنفر و مصدوم شدن سایر بازداشتی ها، کتمان حقیقت و فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا منتسب به متهم ردیف بیست دوم(سروان پزشک حسین صفایی) به دلیل عدم احراز وقوع جرم از ناحیه آنان و دفاعیات موجه آنان عقیده به قرار منع تعقیب دارم.

 

٢٣- درخصوص اتهامات انتسابی به متهم ردیف بیست و یکم (پزشک وظیفه رامین پوراندرجانی)دائر برعدم انجام وظیفه منجربه فوت چهارنفر، کتمان حقیقت و فراهم کردن موجبات ایجاد جو بدبینی نسبت به ناجا به دلیل فوت وی عقیده به قرار موقوفی تعقیب مشارالیه دارم.

 

٢۴- درخصوص شکایت اولیاء دم مرحوم رامین آقازاده قهرمانی علیه متهم ردیف پانزدهم (استوارمهدی گودرزی ) باتوجه به نقص تحقیقات به عمل آمده پرونده در شعبه مطرح رسیدگی می باشد. لازم است مدیر دفتر محترم شعبه بدل مفید دراین خصوص از پرونده تهیه نماید.

 

٢۵- درخصوص اتهام انتسابی به متهم ردیف اول (سردار سرتیپ احمدرضا رادان) دائر بر بی مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی منجر به فوت ٣ نفر (روح الامینی ، جوادی فر و کامرانی) با عنایت به اظهارات مشارالیه و دفاعیات موجه وی به شرح برگه های ٢۵٣٧ الی ٢۵۴٠ جلد سیزده پرونده مبنی براینکه نامبرده مسئولیت در قبال نظارت بر بازداشتگاه کهریزک نداشته و نظارت عالی برعهده فرماندهی انتظامی تهران بزرگ می باشد و بازداشتگاه مذکور محل نگهداری مجرمین خطرناک بوده و ایشان از انتقال بازداشت شدگان حواث پس ازانتخابات به بازداشتگاه کهریزک اطلاعی نداشته و پس از فوت یکی از بازداشت شدگان امیر جوادی فر در بین راه متوجه حضور نامبردگان در بازداشتگاه کهریزک شده و اساسا نامبرده مخالف انتقال بازداشت شدگان حوادث پس از انتخاب سال ٨٨ به کهریزک بوده لذا به دلیل عدم احراز وقوع جرم از ناحیه نامبرده عقیده به قرار منع تعقب وی دارم.

 

٢۶- درخصوص اتهامات ایراد ضرب و نیز فحاشی نسبت به شکات منتسب به متهم ردیف هفدهم (استوار ابراهیم محبتی) باتوجه به گذشت شکات و اینکه جرائم انتسابی قابل گذشت می باشدعقیده موقوفی تعقیب دارم.

 

٢٧- درخصوص شکایت آقایان مهدی ملکی، سید ابوذر موسوی، محمد حسن رشید نیا، هادی روشن د،ل علی رضا اصفهانی، میلاد حقپور، امین شفیعی، وحید وکیلی، داود منصوری، رضا ذوقی، رضا ابراهیم زاده، فربد ابراهیم زاده ،هادی زندی فر، حمید حجارها ،نیما وزیری، حافظ محتاج، سید اشکان خراسانی، محمد رضا میرزا علی اکبر، مهرداد گنجی، محمد گل محمدی، ستار رحیمی،، نادر نجفی، مرتضی محمدی پور، محمد محمدپور، علیرضا چاپلقی ،مازیار زارع، روح ا… شکری، شهنام زحمتکش، سامان محامی، اکبر طاهری، مرتضی بنایی، قاسم اکبری، صابر معصومعلی، علی عظیمی، مجید عابدین زاده، مسعود بیات، مرتضی سهرابی پناه ،علی اکبر خوش اخلاق، مسلم عیدی، احمد زمانپور، رحیم پایداری، سامان ابوذری، داود بابایی، امیر حسین بابایی ،مجتبی رفیعی، شاهرخ شمس افشار، حسن رزاقی، علی رضا اردلان، اکبر عزتی، نیما نخستین سرباز، محمد مهدی روح شناسان که در کلانتری و یا بازرسی فاتب به شرح صفحات ٢٠۵۵ الی٢۱٠٢ جلد یازدهم و ٢٣۶٩ الی ٢٣٧٨ جلد دوازهم پرونده رضایت بلاقید و شرط خود را اعلام نموده اند قرار موقوفی تعقیب صادر می گردد.

 

قرارهای منع تعقیب و موقوفی تعقیب صادره ظرف مدت ده روز از تاریخ ابلاغ به شکات قابل اعتراض و رسیدگی مجدد در دادگاه نظامی دو تهران است. محل و تاریخ وقوع جرم تهران سال ۱٣٨٨ بوده است.
سید رضا حسینی

بازپرس شعبه اول دادسرای نظامی تهران

فرستادن مطلب به بالاترین

telegram

کلیدواژه ها: