همین امروز باید به قدم بعدی فکر کرد؛ فردا دیر است!/ شادی صدر

درست از زمانی که شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، تصمیم گرفت که گزارشگر ویژه ای برای نظارت بر وضعیت حقوق بشر در ایران بگمارد، این بحث در میان جامعه ایرانی آغاز شد که تعیین چنین گزارشگری چه فایده ای به حال ایرانیان خواهد داشت. آیا اساسا گزارشگر ویژه که قرار است خرداد ماه (ژوئن) آینده انتخاب شود می تواند کاری را بکند که هیچیک از قطعنامه های صادره در سازمان ملل علیه ایران، هیچیک از نامه های اظهار نگرانی و هیچیک از جلسات مرور دوره ای وضعیت حقوق بشر ایران نتوانسته اند بکنند. آیا این گزارشگر خواهد توانست اندکی، فقط اندکی از نقض گسترده حقوق بشر در ایران جلوگیری کند؟

در روز پنج شنبه ۳۱ مارچ، ویلیام هیگ، وزیر خارجه انگلیس در مراسم رونمایی از گزارش حقوق بشر وزارت خارجه این کشور، صراحتا گفت که فکر نمی کند جمهوری اسلامی، اجازه ورود گزارشگر ویژه سازمان ملل را به خاک ایران صادر کند؛ هرچند گزارشگر ویژه، در هرحال گزارش خود را به سازمان ملل ارائه خواهد کرد. چنین گمانه زنی ای، به خصوص با توجه به رایزنی های وسیع اما بی نتیجه دولت ایران برای اینکه قطعنامه تعیین گزارشگر ویژه رای نیاورد از یک سو، و واکنش شدید مقامات ایرانی به تعیین گزارشگر ویژه از سویی دیگر، زیاد عجیب نیست. آنچه عجیب است صراحت اظهارات وزیر خارجه کشوری است که یکی از پشتیانان تعیین گزارشگر ویژه بوده و رایزنی های زیادی به نوبه خود با کشورهای غیر اروپایی در این باره انجام داده است.

اظهارات ویلیام هیگ این موضوع را روشن می کند که با وجود اینکه نهادهای حقوق بشری ایرانی و بین المللی از یک سو و برخی از دولتها از سوی دیگر، وقت و انرژی فراوانی را برای متقاعد کردن کشورهای عضو شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد برای رای مثبت دادن به تعیین گزارشگر ویژه سازمان ملل صرف کردند، اما از همان ابتدا می دانستند که ایران، اجازه ورود او به کشور را نخواهد داد. همانطور که از سال ۲۰۰۵ به این سو، برای گزارشگران موضوعی شورای حقوق بشر (از جمله گزارشگر ویژه شکنجه یا گزارشگر ویژه بازداشتهای خودسرانه) روادید صادر نکرده است. سئوال این است: بدون ورود به ایران، یعنی بدون اجازه بازدید از زندانها، گفت و گو با قربانیان نقض حقوق بشر و نیز گفت و گوهای رودررو با مقامات مسئول، گزارشگر ویژه قرار است چه کاری بیشتراز آن که سازمانهای بین المللی دولتی و غیردولتی تاکنون درباره وضعیت حقوق بشر انجام داده اند انجام دهد؟ همین حالا، شورای حقوق بشر سازمان ملل مجموعه  وسیعی از گزارشها، بیانیه ها و نامه ها را درباره ایران در سال گذشته منتشر کرده است؛ این را بگذارید در کنار گزارشهای سازمان عفو بین الملل، دیده بان حقوق بشر، گزارشهای اتحادیه اروپا، گزارش سالانه دولت آمریکا و همین گزارش وزارت خارجه بریتانیا. آیا گزارش گزارشگر ویژه قرار است چیزی فرای این گزارش ها باشد؟

سئوال بعدی این است: اگر همانطور که پیش بینی می شود، دولت ایران اجازه ورود و بازرسی برای گزارشگر ویژه  صادر نکند، آیا قدم دیگری برای وادار کردن ایران به اجرای تعهدات بین المللی خود پیش بینی شده است یا اینکه صرفا گزارشگر ویژه گزارش خود را به مجمع عمومی ارائه خواهد داد و دست آخر، دوباره قطعنامه ای علیه جمهوری اسلامی تصویب خواهد شد؟ آیا قرار است تعیین گزارشگر ویژه صرفا یک اقدام سمبلیک و نمادین برای نشان دادن توجه بین المللی به وخامت وضعیت حقوق بشر در ایران باشد یا مکانیزم هایی وجود دارند که تاثیرگذاری گزارشگر ویژه را تضمین کنند؟ آیا جامعه جهانی از همین حالا در تدارک قدم بعدی است؟ این قدم چه خواهد بود؟ اگر ایران اجازه بازدید گزارشگر ویژه را نه فقط در ماههای آینده بلکه در سالهای آینده صادر نکند، و همانگونه که تاکنون بوده، از هر نوع همکاری با سازمان ملل در زمینه بهبود وضعیت حقوق بشر خودداری کند، آیا جامعه جهانی به وضعیت موجود بسنده خواهد کرد یا پرونده نقض حقوق بشر ایران به شورای امنیت فرستاده خواهد شد؟ آیا دیوان بین المللی کیفری به جرائم ناقضان حقوق بشر در ایران رسیدگی خواهد کرد؟ آیا تعیین گزارشگر ویژه تنها یک نقطه آغازاست در روند جدی شدن برخورد جامعه جهانی با جمهوری اسلامی در زمینه نقض حقوق بشر یا قرار است که نقطه پایان و نهایی باشد؟

وقتی از نقض حقوق بشر در ایران حرف می زنیم، از هر هشت ساعت یک اعدام حرف می زنیم و وقتی از اعدام حرف می زنیم، از جان انسانها حرف می زنیم. و وقتی از مقابله با نقض حقوق بشر و یا قطع اعدام ها حرف میزنیم در واقع داریم برای نجات جان انسانی تلاش میکنیم. اگر قرار است این تلاش ها به بار نشیند، اگر واقعا قرار نیست تعیین گزارشگر ویژه در حد یک اقدام نمادین باشد، همین امروز باید فکر کنیم از گزارشگر ویژه چه انتظاراتی داریم و اگر نتواند آن انتظارات را بر آورده کند، چه باید کرد؟ فردا دیر است؛ برای همه آنهایی که در صف اعدام منتظرند، دیر است، برای همه زندانیان سیاسی که تحت فشار و انواع شکنجه ها هستند، دیر است. برای همه زنانی که از قوانین نابرابرو تبعیض آمیز رنج می برند دیر است و برای تک تک ایرانیان!

همین امروز باید به قدم بعدی فکر کرد؛ فردا دیر است.

فرستادن مطلب به بالاترین

telegram