روز جهانی مبارزه علیه عمل ناقص سازی جنسی زنان

10455168_614394658680736_5110781748732082437_n
امروز، ۱۶ بهمن (۶ فوریه)، روز جهانی مبارزه علیه عمل ناقص سازی جنسی زنان (FGM) است. این عمل، برداشتن تمام یا قسمتی از آلت تناسلی زنان است که معمولا در کودکی انجام می شود و عوارض آن همچون درد، خونریزی، عفونت و … تا آخر عمر با زن باقی می ماند. عمل ناقص سازی جنسی در بین ایرانیان به اشتباه با نام ختنه زنان رواج پیدا کرده است. در حالی که ختنه پسران با اهداف بهداشتی انجام می گیرد، اما بریدن آلت تناسلی زن با اهدافی مانند: کنترل مردان بر جسم زنان، کم کردن و از بین بردن میل جنسی در زنان در نتیجه حفظ باکرگی و عفاف انجام می شود. از این جهت درست تر است که به جای واژه ختنه کردن، از عمل ناقص سازی جنسی استفاده کنیم. همان طور که سازمان ملل متحد نیز عمل ناقص سازی اندام جنسی زن را مصداق بارز شکنجه می داند و انجام را تعرض به حقوق زنان و اختیار زنان بر بدنشان می داند.
در ایران براساس قوانین مجازات که قطع و از بین بردن تمام یا بخشی از آلت تناسلی زن را جرم می شناسند، می توان با این رسم مبارزه کرد. با این وجود، ما شاهد انکار و بی توجهی گسترده مسئولین و فعالان اجتماعی نسبت به وقوع این عمل در کشور هستیم. مثلا رییس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران، در مصاحبه ای می گوید: ختنه دختران در ایران بسیار کم است و شاید بتوان گفت این عمل تنها در چند روستا با جمعیت زیر دو هزار نفر دیده می شود.
در حالی که پژوهش های انجام شده حکایت دیگری را بیان می کنند. در سال ۸۶ در بندر کنگ بر روی حدود هفتاد درصد زنان عمل ناقص سازی جنسی انجام شده بود. همچنین یش از ۸۳.۲ درصد زنان در قشم و ۷۰ درصد زنان در میناب ناقص سازی جنسی شده اند. ۵۵.۷ درصد زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی شهرستان روانسر کردستان، مورد عمل ناقص سازی جنسی قرار گرفته اند.
عمل ناقص سازی جنسی زنان برای اولین بار با درخواست پناهندگی گروهی از زنان افریقایی در کشور امریکا مورد توجه قرار گرفت. این زنان معتقد بودند در صورت بازگشت به کشور خود مجبور به انجام این عمل ناقص سازی خواهند شد. پس از آن بود توجه جامعه جهانی به این مورد از نقض آشکار حقوق کودکان و زنان جلب شد. در طول سال های گذشته تصور عمومی بر این بود که این نوع از ناقص سازی تنها در کشورهای افریقایی رخ می دهد این در حالی است که این رسم در آسیا و خاورمیانه نیز و رواج دارد.
با کمک فعالیت کمپین های مختلف از جمله کمپین “به ناقص سازی جنسی زنان د درخاورمیانه پایان دهید” در سال های گذشته، سازمان های مردمی و حقوق بشری متوجه شیوع این رسم در آسیا و خاورمیانه و وجود قربانیان آن شدند. این درحالی است که هنوز کشورهای ایران، پاکستان، هند، عربستان، کشورهای حاشیه خلیج فارس، فیلیپین، اندونزی و مالزی در لیست ۲۹ کشوری که زنان در آن قربانی عمل ناقص سازی جنسی می شوند قرار ندارند. دلیل این امر را می توان استناد یونیسف، به آمارهایی دانست که از طرف دولت ها ارائه می شود و بسیاری از این دولت ها، از جمله دولت ایران وقوع ختنه در کشور خود را قبول ندارند و نمی پذیرند.
بر اساس طبقه بندی بین المللی نقص، ناتوانی و معلولیت (I.C.I.D.H) که توسط سازمان بهداشت جهانی ایجاد شده است. اگر فردی نقص و ناتوانی داشته باشد و در نتیجه آن ناتوانی و نقص نتواند شرایط معمولی زندگی یک فرد سالم را تجربه کند در طبقه بندی معلولیت قرار می گیرد. قربانیان این عمل ناقص سازی، تا پایان عمر نمی توانند لذت جنسی را تجربه کنند. دچار انواع بیماری ها از جمله عفونت مجاری ادراری، بیماری کلیوی و حتی مرگ در هنگام زایمان می شوند، در هنگام نزدیکی درد شدیدی را تجربه می کنند و به دلیل هراس و ترس شدیدی که از تجربه این عمل دارند دچار بیماری و افسردگی روحی می شوند.
این بی توجهی و نادیده گرفتن با وجود داشتن قوانین کیفری بر علیه ناقص سازی جنسی از کجا نشات می گیرد؟ آن هم در حالیکه پژوهش های انجام شده در زمینه ختنه زنان در ایران همگی بیانگر وقوع ان در مناطق گوناگون در ایران هستند، چرا هیچکس کاری برای زنان قربانی ناقص سازی جنسی در ایران نمی کند؟ چرا کسانی که این عمل را روی دختربچه ها انجام می دهند مورد بازخواست قرار نمی گیرند؟

بررسی وضعیت ختنه زنان در برخی مناطق ایران
آمار قطع آلت تناسلی زنان در کردستان ایران
کمپین به ناقص سازی زنان در خاور میانه پایان دهید
ختنه زنان و معلولیت/ رایحه مظفریان

فرستادن مطلب به بالاترین

telegram