یادداشت های عزیز منتشر شد

10922419_1030000177015420_7258190723001274858_n

“ندای درونی همه چیز را از من سلب کرده و فریاد می‌زند: یادداشت کن، آن چرا دیده‌ای، آنچه را شنیده و برخورد داشته‌ای!…” این کلمات بخشی از یاداشت های عزیز زارعی، کارمند ساده شرکت نفت است. او که مسلمانی معتقد اما مخالف جمهوری اسلامی بود، در ابتدا شروع به نوشتن نامه ای به قرآن اش می کند تا غم ناشی از اعدام دختران جوان اش را خالی کند و بعدها خاطرات اش را در دفترچه ای کوچک ادامه می دهد و به ثبت خاطرات مستندی می پردازد که در جریان کشتارهای دهه ۶۰ بر خانواده اش رفته است و منجر به اعدام وحشیانه فتانه و فاطمه، دوتن از دختران او می شود.
در سال ۲۰۱۱ ، شورا مکارمی، نوه عزیز، مردم شناس و پژوهشگر یاداشت های پدربزرگ اش را به زبان فرانسه ترجمه و چاپ آنها می کند. این یاداشت ها با توسط انتشارات معتبر گالیمار با نام ” شهادت نامه” یا “گواهی ها” منتشر می شوند. این کتاب به تازگی به زبان فارسی نیز منتشر شده است.
در این یاداشت ها با سرگذشت دو دختر عزیز زارعی آشنا می شویم. فتانه و فاطمه که از اعضای سازمان مجاهدین خلق بودند و در نخستین انتخابات مجلس، از طرف سازمان، یکی از گچساران و دیگری از شیراز، نامزد نمایندگی مجلس می شوند. با شروع سرکوب ها از سوی جمهوری اسلامی، فتانه زارعی، به شهر بندرعباس فرار می کند اما زمانی که حامله بود، دستگیر و در ۱۵ مهر ۱۳۶۱ اعدام می شود. خواهر وی فاطمه زارعی که در شهر شیراز دبیر فیزیک بودرا یکی از شاگردان حزب الهی اش لو می دهد و بعد از تحمل هفت سال و نیم زندان و شکنجه، سرانجام در شهریور ۶۷ اعدام می شود. فاطمه در تمام دوران حبس و تا زمان اعدام هرگز نتوانست با دو کودک خود دیداری داشته باشد.
در تابستان ۶۷ به دستور آیت الله خمینی، تیمی برای رسیدگی و محاکمه زندانیان سیاسی مخالف جمهوری اسلامی که شامل اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران و همچنین اعضای گروه های مختلف دیگر مانند: گروه‌های چپ و کمونیست تشکیل می شود. به دلیل آمار متفاوتی که از قربانیان این حادثه وجود دارد تعداد افراد کشته شده را بین ۲۵۰۰ تا ۵۰۰۰ نفر تخمین زده اند. فاطمه و فتانه، تنها دو تن از ده ها انسانی بودند که بدون حق برخورداری از یک دادگاه مناسب و دفاع از خود، شکنجه و کشته شدند. عزیز زارعی در خاطرات خود نه تنها شرح وقایعی که بر زندانیان سیاسی آن دوره می رود را می گوید بلکه به مستندسازی اطرافیان این زندانیان و فشاری که بر آنها وجود داشته نیز می پردازد.
شورا مکارمی در مصاحبه ای با رادیو زمانه درباره هدفش از انتشار این یادداشت ها می گوید که هدف او به جا گذاشتن سند مهمی از حوادث ایران در آن دوره تاریخی است. و معتقد است این اسناد در فرهنگ و ادبیات فارسی جای خودشان را دارند. مکارمی که فرزند فاطمه زارعی است، درباره سرنوشت مادرش می گوید: “می‌دانستم که مادرم زندانی است و بعدها فهمیدم او را اعدام کرده‌اند. اما از جزئیات ماجرا باخبر نبودم و با کمک دفتر پدربزرگم بود که جزئیات را فهمیدم.”
عزیز بعد از اینکه متوجه بیماری سرطان اش می شود در سال ۱۳۷۳ (۱۹۹۴ میلادی) به فرانسه سفر می کند تا با دو نوه خود شورا و برادرش که هنوز کم سن بودند دیدار کند و دفترچه اش را نزد خاله شورا می گذارد. عزیز زارعی در راه بازگشت به ایران در هواپیما فوت می کند.او درحالی فوت می کند که به سهم خود با ثبت ماجراهایی که بر او و خانواده اش رفته سعی بر دادخواهی حقوق پایمال شده آنها داشته است. اکنون بیش از دو دهه از کشتارهای دهه ۶۰ می گذرد اما هنوز، بسیاری از خانواده های اعدام شدگان، از چرایی و چگونگی اعدام عزیزانشان، محل دفن و مسئولان شکنجه و اعدام آنان بی اطلاعند. بسیاری از مقامات مسئول سرکوب فعالان سیاسی مانند مصطفی پورمحمدی، وزیر فعلی دادگستری، همچنان، مصون از پاسخگویی در بالاترین مناصب حکومتی مشغول به کار هستند.
یادداشتهای عزیز به زبان فارسی در سایت آمازون

فرستادن مطلب به بالاترین

telegram