بهمن احمدی امویی٬ از زندانیان فراموش شده می‌گوید

c0a5e7faa9

بهمن احمدی امویی، روزنامه نگار، از نیمه شب ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ که همراه با ژیلا بنی یعقوب، همسر روزنامه نگارش بازداشت شد تا ۱۲ مهر ۱۳۹۳ بیش از ۵ سال و ۴ ماه را در زندان سپری کرد و حالا که آزاد شده می‌گوید به خاطر زندانیان سیاسی فراموش شده، از آزادی‌اش خجالت می‌کشد. بخشهایی از مصاحبه او را بخوانید: 

– “اتفاقات پس از جنبش سبز شرایطی را فراهم کرد که امثال من، کسانی که روزنامه نگار بودند، فعالان اجتماعی سیاسی و حوزه زنان وارد فضای بسته ای شوند که به آنها اجازه ورود به آنها داده نمی شد. این باعث شد که واقعا همه ما، نه تنها فقط من، بقیه دوستانی هم که گزارش هایی دادند و حرف زدند و… در این مورد یک نوع دیدگاه جدید پیدا کنند. خود من هرگز فکر نمی کردم عمق مسائل و مشکلات جامعه ایران و افراد اینقدر زیاد باشد. یعنی اگر قبل از آن به من می گفتند در زندان های جمهوری اسلامی اینطور است، شاید با شک و تردید به موضوع نگاه می کردم ولی حالا خودم اینها را با چشم خود دیده و واقعا تاسف خورده ام که چرا من به عنوان یک روزنامه نگار یا دیگران به عنوان فعال اجتماعی سیاسی اینقدر دیر متوجه این مسائل شدیم و تا وقتی خود مان آنجا نرفته بودیم متوجه این جور مسائل نشدیم.”

– “تعدادی از این‌ها هستند که ۵ سال، ۶ سال یا ۱۰ سال است که اصلا ملاقات ندارند. یعنی حتی خانواده ها هم فراموش شان کرده اند. اکثرا از کردستان بودند، اینها را منتقل کرده اند به زندان های نواحی مرکزی و از محل زندگی خانواده دور افتاده اند و رفت و آمد و ملاقات خانواده تبدیل شده به سالی یک بار، بعد هم یواش یواش با مشکلاتی مواجه شده اند و قطع شده. اینها دارای عزت نفس زیادی هستند و در زندان کار می کنند. همه نوع کارهای شرافتمندانه و از دسترنج خودشان امورات شان را می گذرانند. یاد گرفته اند صنایعی درست می کنند که به زندانیان دیگر می فروشند. بعضی شان خدمات زندان را انجام می دهند. کارهای زندانیان دیگر را انجام می دهند. مسئولین زندان هم رفتار بسیار بدی با اینها دارند. ملاقات ندارند،مشکل لباس دارند. فروشگاههای زندان لباس ندارد. اگر بخواهید برای آنها لباس بفرستید، مسئولین زندان اجازه نمی دهند. می گویند باید یکی از اعضای خانواده بفرستد. در حالی که وقتی اینها ملاقاتی ندارند هر کسی باید بتواند به اینها لباس بدهد. اما مسئولین زندان شرایط شان را بدتر می کنند. رفتارها انسانی نیست. واقعا شرایط بدی دارند. غذاهای زندان به شدت غذاهای کم کیفیت و غیر قابل خوردنی است. اما آنها تمام این سالها فقط از همین غذا می خورند. اگر کوچکترین بیماری بگیرند، که بارها شاهد بوده ام، هیچ کسی توجهی به اینها نمی کند که برای مداوا ببرند. اگر هم برای مداوا ببرند چون ملاقاتی ندارند و حامی و خانواده ای بیرون نیست که پی گیری کند، در بدترین شرایط به بیمارستان های دولتی می برند و سر سری یک نگاهی می کنند و یک روزه، دو روزه برمی گردانند زندان. توجهی به بیماری شان نمی شود. من در زندان کسی را دیدم که صبح از خواب بیدار شد و نابینا شد. کور شد.اما مسئولان زندان گفتند تمارض می کند. کمترین توجهی نکردند تا یک هفته بعد فوت کرد.”

-“اینها خیلی راحت پذیرای ما شدند. کمک مان کردند و یادمان دادند و تجربیاتی که تمام این سالها جمع کرده بودند به ما منتقل کردند. ولی بعضی مواقع متاسفانه دوستان خوب کار نکردند و توجه رسانه ها به اینها زیاد نشد که احساس دلسردی کردند. الان یکی از نگرانی های شان این است که اگرهمه زندانیان جنبش سبز که آمدند زندان و توجه رسانه ای به آنها شد و در حال پایان یافتن حکم شان هستند آزاد شوند و بروند، احساس تنهایی می کنند؛ احساس می کنند که دوباره به حال خود رها می شوند. احساس می کنند دوباره باید برگردند به آن دوران فراموشی و همه آنها را فراموش می کنند. خب در این همه سال شاهد بوده اند که خیلی ها آمده و رفته اند. این حسی است که آن‌ها دارند. من بیش از ۲ سال است دنبال این هستم که تعدادی از وکلا را ترغیب کنم که وکالت زندانیانی را که ۱۵ سال- ۲۰ سال است در زندان هستند برعهده بگیرند. تا به حال هیچ کسی حاضر نشده در این راه گام بردارد. آنها هم دلایل خودشان را دارند ولی دلیل اصلی این است که اینها زندانیان گمنامی هستند که احتمالا نام و اسم و بعد مالی برای وکلا ندارد.

– “خیلی از بچه‌هایی که حکم اعدام داشتند و توی این سال‌ها اعدام شدند به خاطر مسائل سیاسی و تحولات سیاسی که در درون حاکمیت و… بوده احکامشان اجرا شده. افرادی بودند در زندان که حکم اعدام داشتند، حکمشان بازنگری شده، حکم اعدامشان شده ۲ سال در حالی که ۵ سال است زندان است. بعد آزاد می‌شود. یعنی ببینید چقدر تفاوت در نحوه دادن احکام وجود دارد، ابتدا اعدام، بعد از ۵ سال بررسی می‌شود می‌گویند ۲ سال. هیچ کسی هم بابت اون سالهایی که زندان مانده از او معذرت خواهی هم نمی‌کند و همین که آزاد شده باید خدا را شکر کند. این را من مشاهده کردم. بچه‌هایی بودند که حکم اعدام گرفتند، بعد بلافاصله شده ۱۲ سال وسال بعد هم آزاد شده‌اند. همین نشان می دهد که سیاسی بوده این حکم ها.”

به نظر شما برای زندانیان سیاسی فراموش شده چه می توان کرد؟

فرستادن مطلب به بالاترین

telegram